آغاز به کار پارلمان و انتظارات مردم!

سرانجام رخصتی‌های زمستانی اعضای مجلس نمایندگان به پایان رسید. آنان با به پایان رسیدن رخصتی‌های زمستانی دور جدیدی از فعالیت‌های خود را در کرسی نمایندگی از مردم آغاز خواهند کرد. به تعبیری اکنون مردم چشم به راهند تا نمایندگان آنان با کدام انرژی و درک و دریافت از ضرورت‌های اساسی کشور و چالش‌های فراروی جامعه در خانه‏ی ملت جمع گردیده و به فعالیت دوباره خویش آغاز ‌نمایند. در ارتباط با کارنامه‌‏ی کاری نمایندگان مردم در پارلمان آنچه به اطلاع مردم رسانیده شده است، تصویب هفت قانون، رای اعتماد به پنج عضو کابینه و دو عضو دادگاه عالی کشور که در بسیاری موارد با جاروجنجال‌های سیاسی و غیرسیاسی همراه بوده است، می‌باشد.

اما، هرچند که مصوبه‌های یادشده از وظایف اساسی نمایندگان شمرده شده و بایستی به انجام می‌رسید، پرسش مهم و بنیادی این است که اعضای مجلس نمایندگان تا چه اندازه توانسته‏‌اند که جایگاه و نقش حقوقی و قانونی مجلس نمایندگان را در میان قوای سه‏‌گانه نظام سیاسی حفظ نموده و در کلیت سیاست کشور فضای اعتماد و ثبات را حمایت و تقویت نمایند. به راستی پارلمان کشور تا چه اندازه در دسترسی به این مقاصد موفق بوده است؟

واقعیت این است وقتی از سخنان از جایگاه و نقش پارلمان در ساختار نظام سیاسی کشور به میان می‌آید و چگونگی آن مورد ارزیابی قرار می‌گیرد کمترین نمره را به اعضای مجلس نمایندگان داده می‌شود. زیرا مجموع تحلیل‌گران و حتا برخی از اعضای مجلس نمایندگان بدین باور هستند که نمایندگان مردم در به دست آوردن و یا حفظ چنان موقعیت و منزلتی بسیار ناکام بوده‏‌اند. اگر در این باره به صورت مبسوط‌‏تر و گسترده‏‌تر سخن گفته شود، اصل سخن این است که متاسفانه مجلس نمایندگان کشور در طی سال کشور در حفظ جایگاه و نقش خود در میان سه قوه نظام سیاسی نه تنها موفقیتی نداشته است، بل در این باره سیر نزولی آن بسیار تکان‏دهنده و غیرقابل تصور بوده است و شگفت‌‏آور اینکه این سیر نزولی اغلب از آدرس هیئت اداری و ریاست پارلمان تلقی می‌گردد. تضعیف جایگاه و نقش پارلمان در انجام وظایف و در میان قوای سه‏‌گانه نظام معطوف به عدم انجام وظیفه قانونی خویش، یعنی نظارت بر اعمال حکومت می‌باشد. به تعبیر روشن‌تر یکی از وظایف بنیادین شورای ملی به‌‏ویژه مجلس نمایندگان کشور نظارت بر اعمال دولت عنوان شده است، موضوعی که باتاسف در کارنامه‌‏ی سال گذشته مجلس نمایندگان بسیار کمرنگ و ضعیف جلوه می‌نمایند. به طور مشخص در این باره باید گفت که مجلس نمایندگان پس از چندبار، استجواب و استیضاح نافرجام مقام‌های حکومتی و وزرا سرانجام راه سازش و عقب‏‌نشینی را در پیش گرفته و از نظارت جدی بر اعمال حکومت به نوعی پرهیز کرده‏‌اند. یعنی این‌که نمایندگان محترم مردم در پارلمان در ارتباط با ناکارآمدی حکومت به جای اتخاذ یک تصمیم و نظارت دقیق و قاطع فقط به انتقاد بی‌اثر و خنثا بسنده نمودند. از سوی دیگر به دنبال چنین روشی از سوی پارلمان در ارتباط با انجام وظیفه نظارتی خویش و نیز در مجموع سیاست‌های در پیش گرفته شده، به‏‌خصوص در مقابل قوه مجریه یا حکومت، پارلمان کشور استقلال خود را زیر سوال قرار داد. زیر سوال رفتن استقلال قوه مقننه در برابر قوای دیگر نظام سیاسی در دور شانزدهم مجلس یعنی سال 1392، در تاریخ پارلمان کشور اگر بی‏‌سابقه نباشد، حداقل کم سابقه می‌باشد.

نقد دیگری که برعملکرد قوه مقننه یا پارلمان کشور در سال گذشته وارد است فراموش نمودن وظایف اصلی و قانونی خود و نیز موضوع‌های عمده ملی و پرداختن به موضوع‌فرعی و انحرافی است. این رویه هم به صورت مستقیم در طرح موضوع‌های انحرافی و هم در هنگام بحث بر سرموضوع اساسی و بصورت حاشیه‏‌روی‌های بی‌خودی نمایان گردیده است. این مسأله سبب گردیده که نه تنها وقت ملت در ارزیابی قرار گرفتن طرح‌ها و لوایح و تصویب قوانین ضایع گردد، بلکه به گونه‏‌ای به مسایل فرعی مغایر تفاهم و انسجام در جامعه پیامدهایی را به دنبال داشته و دامن بزند. به تعبیر دقیق‏تر «خانه ملت»” به خاطر رویه نادرست یادشده نتوانست که مرکز وفاق اجتماعی و سیاسی کشور قرار گیرد و در نهایت جایگاه شایسته و بایسته او نیز زیر سوال قرار گرفته و کارنامه‏‌ی وی از درخشش بیفتد.

هم‏چنین تداوم نارسایی‌های یاد شده از سویی سبب گردید که مسأله بسیار مهم در رسیدگی به قضایای ملی و وظایف نمایندگان اولویت‌ها و ضرورت‌ها فراموش گردد. به معنای دیگر پرداختن به امورفرعی و از دست دادن اعتماد به نفس و استقلال رای نمایندگان سبب گردید که ضرورت‌ها و نیازمندی‌ها و اولویت‌های تعیین‌‏کننده به کلی فراموش گردد. کمترین آسیب از این بابت برای جامعه و کشور آن است که بسیاری از طرح‌ها و موضوع‌های ملی که می‌توانست در جهت ثبات و تفاهم و سازندگی و استقرار صلح در کشور موثر واقع شود از محور خارج گردیده و به جای آن به اموری پرداخته شود که هرگز ضرورت و شایستگی آن را نداشته است.

حال با چنین ارزیابی از کارنامه‏‌ی گذشته مجلس نمایندگان باید منتظر بود که آیا آنان در طی مدت زمان رخصتی‌های خویش با دیدنو و درک تازه از واقعیت‌های جامعه به خانه‏ی ملت بازگشته اند یا نه همه چیز بر همان رویه و روحیه سابق است: که اگر اینگونه باشد و تغییری در نگاه‌ها و رویکردها به وجود نیامد باشد، متاسفانه نمی‏توان نسبت به عملکرد سال پیش روی نمایندگان، که سال بسیار حساس و تعیین‏‌کننده نیز می‌باشد خوش‏بین بود.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده