احمد بهزاد :اقتدارملی، یک جریان جدی سیاسی

تعریف شما از منافع ملی کشور چیست؟

منافع ملی از موضوع‏‌هایی است که به سرنوشت جمعی مردم یک کشور ارتباط می‏گیرد و دربردارنده کل منافع ملت افغانستان است؛ از موضوع‏‌هایی است در افغانستان که اگر بررسی کنید شاید به منافع یک بخش و یک قشر ارتباط بگیرد، اما در دیگر جاها به موضوع‏‌هایی ارتباط می‏گیرد که به دغدغه‏‌های کلان و دل‏‌مشغولی‏‌های همه افراد ارتباط می‏گیرد و اگر تامین شود، منافع تمامی شهروندان تامین می‏شود صرف نظر از بخش و مجموعه و در صورتی که نادیده گرفته شود کل یک جامعه متضرر می‏گردد.

می‏توانید مثال بزنید.

بلی، مثل امنیت. اگر در یک جامعه امنیت باشد و مردم احساس آرامش کنند همه ازآن برخوردار می‏شوند و نفع می‌‏برند و زمانی که امنیت در یک کشور ناپایدار می‏شود و با خطر مواجه می‏شود همه بخش‌‏ها متضرر می‏شود. پس می‏توانیم بگوییم که مسأله امنیت جزو منافع کلان ملی به شمار می‏رود.

مسایل دیگری که قابل بحث اند، عزت و اقتدار یک جامعه است. اگر یک کشوری در جامعه بین‏‌المللی دارای عزت باشد و جهان به دیده قدر و عزت به آن کشور نگاه کند، این مسأله به همه کسانی مربوط می‏شود که با گذرنامه همان کشورسفر می‏کنند. پس اگر مدارک شناسایی یک کشور اعتبار داشته باشد، نفع آن به تک تک افراد آن کشور برمی‏گردد.

با تعریفی که شما از منافع ملی کشور ارایه کردید، هفته‏‌نامه اقتدارملی با ده- یازده سال کارنشراتی خود تا چه اندازه توانسته در راستای منافع ملی گام بردارد و قلم بزند؟

ببینید درتمام کشورها گرایش‌‏ها و سلایق مختلفی در رابطه به تأمین منافع ملی مطرح است و هر حزب سیاسی براساس زاویه دید خود منافع ملی کشور را ارزیابی می‏کند و مواردی را به عنوان منافع کلان ملی بر می‏شمرد. درافغانستان ما شاهد تکثر سلایق و دیدگاه‌‏های سیاسی هستیم و خوشبختانه بعد از سقوط طالبان این مجال داده شد تا گروه‌‏های سیاسی دیدگاه‌‏های خود را مطرح بسازند. مجموعه‏‌ی حزب اقتدارملی یکی از این مجموعه‌‏هاست که توانسته مواضع و دیدگاه‌‏های خود را درچوکات موازین و قوانین کشور مطرح بسازد. خوشبختانه این مجموعه‏‌ی سیاسی دارای یک رسانه و یک نشریه به نام اقتدارملی است و یکی از محاسن اقتدارملی، تداوم کارش است و من فکر نمی‏کنم که این هفته‏‌نامه در دوران کار خود وقفه‏ طولانی داشته باشد. حتا وقفه نشراتی کوتاه هم نداشته است.

بلی به قول شما وقفه کوتاه هم نداشته است و این نشان می‏دهد که دوستان ما در اقتدارملی دارای یک پشتکارهستند و پیگیر طرح‏‌ها و نظریاتی هستند که آن را به نفع افغانستان می‏‌بینند. خود این یک فرصت خوب است و اقتدارملی دراین میان یکی از جریان‏‌های جدی سیاسی درافغانستان است.

هفته‏‌نامه اقتدارملی یک هفته‏‌نامه منتقد هم است. شما فکر می‏کنید اقتدارملی چه قدر توانسته در کنار نقد قدرت و انتقاد ازعملکرد حکومت، راهکارنشان دهد و یک نشریه صرفاً منتقد باقی نماند؟

وضعیتی که در پنچ سال اخیر در کشور به وجود آمده، ایجاب انتقادهای بسیار جدی را می‏کند. یعنی مجموعه‌‏های زیادی بودند که در ابتدای شکل‏‌گیری نظام جدید درافغانستان مدافعین حکومت آقای کرزی بودند از جمله حزب اقتدارملی در یک مقطعی جزو طرفداران و همراهان این قافله بود. اما اقدامات حکومت و جهت‏‌گیری های ناسالمی که داشت سبب شد تا درهرایستگاه، یک مجموعه ازاین قافله جدا شده و به جمله منتقدین و یا مخالفینش بپیوندند.

من فکر می‏کنم در پنچ سال اخیر ایجاب انتقادهای جدی‏تر را می‏کرد اما برخی‏‌ها با ملاحظاتی که داشتند و با مسامحه‏‌ای که با حکومت داشتند از کنار آن گذشتند و در برخی مواقع با اغماض و چشم‏‌پوشی هم گذشتند.

منظورتان، اقتدارملی را هم شامل می‏شود؟

به نحوی همه جریان‏‌های منتقد را شامل می‏شود از جمله اقتدارملی که نسبت به برخی موارد و خلاف‏ورزی‏‌های حکومت لحن نرم‌‏تری داشته است.

خوب است که نگفتید سکوت کرده است.

البته در برخی موارد ممکن است سکوت‏‌هایی هم صورت گرفته باشد.

به هر حال من فکر می‏کنم آگاهی‏‌بخشی به جامعه و این که مردم متوجه شوند مسیری که حکومت می‏‌پیماید در راستای منافع کلان ملی نیست یک وظیفه بسیار سنگین رسانه‏‌ای است. دوستان ما که با گرایش‌‏های سیاسی، اعمال حکومت را نقد می‏کنند، هرگاه در این عرصه وارد می‏شوند این خودش برکاتی برای جامعه دارد. البته در کنارش بحثی که شما هم به آن اشاره کردید بحث راهکارها و طرح‏ها است. هرمجموعه‌‏ی سیاسی برای خودش راهکارها و طرح‏‌هایی دارد و برای این که این راهکارها و طرح‌ها تجمیع و تبدیل به یک برنامه کاری عمومی‏‌تر شود، ایجاب می‏کند که مجموعه‏‌های سیاسی در کنار هم قرار بگیرند و اقتدارملی هم در پنچ سال اخیر در قالب چتر کلان‏تری به نام ائتلاف ملی فعالیت می‏کند و بخشی از طرح‌‏ها درآن جا جمع‏‌بندی می‏شود.

اقتدارملی که تدوام کار نشراتی در این ده و دوازده سال داشته به نظر شما چه قدر توانسته در گسترش آزادی بیان نقش داشته باشد و موثر واقع گردد؟

در ده سال گذشته هر کدام از نشریه‏‌ها و رسانه‏‌ها تاثیرگذاری و سهمی را ایفا کردند که اقتدارملی هم از این امر مستثنا نیست و چنانچه پیشتر گفتم این نشریه انعکاس‌‏دهنده نظریات و دیدگاه‌‏های حزب اقتدارملی است که نقش خوبی را در راستای نهادینه کردن ارزش‏‌هایی مانند آزادی بیان وتکثرگرایی درعرصه‏‌ی فعالیت‏‌های سیاسی داشته است.

به نظر شما ضعف هفته‌‏نامه اقتدارملی در کجا است؟

من یکی از انتقادهایی که به اکثر رسانه‏‌های چاپی دارم این است که زیاد تلاش نشده که با توده جامعه ارتباط برقرار شود. مثلاً از بسیاری از مقاله‏‌ها و مطالب درهیات تحریرشان پیگیری صورت نمی‏گیرد که آیا این مقاله‏‌ها و خصوصاً مقاله‏‌های بلند و چندقسمتی تا چه اندازه خواننده دارند و تا چه اندازه توانسته اند مخاطب پیدا کنند.

این یک مشکل کلان برای اکثر رسانه‏‌های چاپی ما است. همین هم است که رسانه‏‌های چاپی بر خلاف رسانه‏‌های دیداری و شنیداری نتوانسته اند مخاطب آن چنانی در جامعه داشته باشند.

البته عوامل دیگری هم مانند بی‌سوادی، مشکلات اقتصادی و عدم دسترسی به رسانه‏‌های چاپی هم است، اما یکی از عواملی که از سوی دست‏‌اندرکاران نشریات وجود دارد پیگیر نبودن آن‏ها است که تا چه اندازه توانسته اند مخاطبین را همراه خود داشته باشند. متوجه سلیقه مخالب خود نبوده اند و تلاش نکرده اند آنچه منتشر می‏شود صرفاً سیاه کردن کاغذ نباشد، بل مطالبی منتشر کنند که بازتاب اجتماعی پیدا می‏کند و دریابند این که نگاه خواننده به آن چه است.

و در نهایت شما می‏خواهید بگویید که اقتدارملی جزو نشریه‏‌هایی است که فقط کاغذ را سیاه می‏کنند و سیاه‏‌کاغذ است؟

نه من نمی‏خواهم این را بگویم. من می‏گویم نباید چنین باشد و دست‏اندرکاران رسانه‏‌های چاپی ما باید در یک رقابت پایاپای با رسانه‏‌های دیداری و شنیداری حرکت کنند.

ببینید من وقتی برخی مقاله‏‌ها و سرمقاله‌ها را می‏خوانم، می‏بینم که نویسنده دغدغه مخاطب نداشته و بحث سنگینی را مطرح می‏‌سازد که جای طرحش درآن جا نیست. نشریات با جامعه سر و کار دارند و موفق‏‌ترین نشریه، نشریه‌‏ای است که بتواند رابطه خوبی را با مخالب یعنی با جامعه برقرار بکند و اگرانصافاً نگاه بکنیم در میان چند هفته‌‏نامه‏ای که منتشر می‏شود کمتراین خاصیت را داشته اند که اقتدارملی از آن جمله است. اما بازهم نگرانی من این است که ما باید فرهنگ کتبی را درجامعه گسترش بدهیم.

هراندازه که ما از فرهنگ کتبی به فرهنگ شفایی وارد شویم یعنی مردم را معتاد رسانه‏‌های دیداری و شنیداری بکنیم این یک آسیب است و هراندازه که جامعه به سمت رسانه‌‏های چاپی گرایش پیدا کند در حقیقت فرهنگ مطالعه گسترش پیدا می‏کند و این آهسته آهسته دریچه‌‏ای به سمت مجله‌‏خوانی و بعد به سمت کتاب‌خوانی باز می‏کند.

اقتدارملی نقد می‏کند و نقد را هم می‏پذیرد. اگرنقدی براین نشریه دارید ما می پذیریم.

اقتدارملی تفاوتی که با نشریه‏‌های دیگر دارد این است که مستقل نیست و یک نشریه سیاسی و حزبی است و یک رسانه حرفه‌‏ای نیست که فقط خواسته باشد کار رسانه‌ای انجام دهد.

تعادل و بلانسی که در اقتدارملی وجود دارد در قالب یک نشریه حزبی است، اما من می‏خواهم بگویم هفته‌‏نامه اقتدارملی به عنوان یک نشریه حزبی تا به حال توانسته درمیان هفته‏‌نامه‏‌های کابل خوب بدرخشد.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده