ارتش و سیاست درپنج سال آینده‌ی افغانستان

به گفته‌ی بانک جهانی، رتبه‏بندی افغانستان با بر سرکار آمدن دولت بعد از طالبان، در آزادی بیان، اثربخشی دولت، و کیفیت قانون‏‌گذاری بهبود یافته است. حتی در این دسته بندی هم کابل، در میان کشورهایی که مورد بررسی قرار گرفته‏‌اند، ده درصد ارتقا یافته است. در مقوله‏‌های باقی‌مانده، از جمله ثبات سیاسی، کنترول فساد، و حکومت قانون، دولت دمکراتیک همانند سلف خود طالبان، در آخر جدول رده‏‌بندی جهان، گیر کرده است. تنها ۴۷ درصد از مردم افغانستان به پارلمان اعتماد دارند، ۴۵ درصد به وزرای دولت اعتماد دارند، و ۴۳ درصد به نظام قضایی اعتماد می‌کنند. ۷۷ درصد مردم افغانستان از فساد به عنوان یک مشکل عمده در سراسر کشور نام می‌برند.

در همین حال، در یک نظرسنجی که سال گذشته توسط بنیاد آسیا انجام شد،۹۳ درصد افغان‌ها گفتند که ارتش افغانستان «صادق و منصف» است،۹۱درصد معتقد بودند که ارتش در بهبود امنیت افغانستان کمک کرده است و ۸۸ درصدگفته‏‌اند که به این نهاد اعتماد دارند. شایان ذکر است که این اعداد از سال ۲۰۰۷ تا کنون تا حد زیادی تغییر نکرده است. مردم افغانستان، پس از سیستم صحی، ارتش را دومین نهاد صادق می‏‌دانند.

با توجه به تاریخ و فرهنگ سیاسی افغانستان–دولت‌های افغانستان دوبار درسال۱۹۷۳و۱۹۷۸ با کودتا سرنگون شدند. افسران ناامید ارتش افغانستان می‌توانند به راحتی مردم افغانستان را قناعت دهند که آن‏ها مجبورند قدرت سیاسی را به دست گیرند.

تقریباً با هر مقیاسی که بسنجیم، افغانستان در سال‌های آینده با خطر کودتای نظامی روبرو است. با این حال، برخی از محققان و سیاست‏‌گذاران ممکن است استدلال کنند که دولت نظامی در جنگ علیه طالبان و همکاری با اهداف ضد هراس‏افکنی ایالات متحده کارآ تر خواهد بود. دولت نیرومندی که بتواند نظم و قانون را به اجرا درآورد طالبان را از تنها امتیازشان محروم خواهد کرد. بااین منطق، جامعه بین‌المللی باید تا وقوع کودتا صبرکند و پس از آن روابط خود را کماکان با رژیم جدید حفظ کند.

این یک اشتباه بزرگ خواهد بود، نه دستِ‏کم به این دلیل که افغان‏ها دموکراسی را ترجیح می‏دهند. آن‏ها هم‏چنین از مشارکت سیاسی، حقوق برابر در پیشگاه قانون، آزادی بیان و رسانه‌ها و انتخابات حمایت می‌کنند. در درازمدت، حمایت آن‌ها از دموکراسی بزرگترین دستاورد ایالات متحده، پاکستان و جهان خواهد بود. دموکراسی‌های جا افتاده اقتصادی مولد دارند، کمتر پناهنده دارند، کمتر با قحطی روبرو می‌شوند، و کمتر به هراس‏‌افکنان پناه می‌دهند. مطالعات نشان می‌دهند که دموکراسی‌ها هزینه‏‌های کمتری را بر همسایگان و جامعه بین‌المللی تحمیل می‏کنند.

حتا اگر منافع بلندمدت دموکراسی را کنار بگذاریم ،که ممکن است تحقق آن دهه‌ها را در بر بگیرد، پذیرفتن حکومت نظامی در کابل یک عمل کوته‌بینانه خواهد بود. در طول جنگ سرد، واشنگتن اغلب زیر نام دفاع از دموکراسی، طرف رژیم‌های استبدادی را گرفت. این راهبرد اگر از سویی در مورد دور نگهداشتن اتحاد جماهیرشوروی موفق بود، از سوی دیگر اعتبار امریکا را تضعیف کرد، احساسات ضدغربی در جهان در حال توسعه را پرورش داد، و ممکن است به طور غیرمستقیم به افزایش ملی‏گرایی فرقه‏‌ای، و جنبش‏‌های سیاسی افراطی در میان افراد سرخورده از لفاظی‌های دموکراسی کمک کرده باشد.

افزون براین، با تکیه به زورمندان، سیاست خارجی امریکا به یک شخصیت واحد وابسته می‌شود. این حاکمان به طورکلی با مرور زمان اعتبارخود را از دست می‌دهند و قدرت را در ناچاری ترک می‏گویند. واشنگتن به همین شکل بازنده میدان افغانستان خواهد بود، اگر پس از کمک به ارتش افغانستان در شکست دادن طالبان، حمایت مردم افغانستان را از دست بدهد. اگر واشنگتن می‌خواهد تأثیر بلندمدت در افغانستان داشته باشد –چیزی که برای برقراری ثبات در پاکستان حیاتی است – باید ارتباط خود را با مردم افغانستان برقرار کند نه فقط با چند افسر نظامی.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده