ارگو،گرفتار مصیبتی فراتر از رانش زمین

حادثه‏‌ی رانش زمین در شهرستان ارگوی ولایت بدخشان یکی از دردآورترین و تلخ‏‌ترین رویدادهایی طبیعی است که پس از مدت زمان بسیار کشور ما به خود دیده است. تلخی و سختی این رویداد سبب گردیده است که نه تنها وجدان شهروندان کشور جریحه‏‌دار و متاثر گردد، بل بسیاری از کشورهای جهان و مقام‌های مهم جهانی نیز با مردم و مقام‌های کشور و به‏‌خصوص آسیب‏‌دیدگان این رویداد تکان‏‌دهنده اظهار غم‏‌شریکی نمایند. افزون بر این تلاش‌ها برای امدادرسانی به آسیب‏‌دیدگان و نجات آن عده افرادی که احتمالا در زیر خروارها خاک و گل ولای زنده مانده باشند، به کار افتاد.

واقعیت امر آن است که توانایی و مدیریت هر حکومت به جز از ادعاهای صورت گرفته در روبرو شدن با چنین رویدادهایی به طور کاملاً روشن برملا می‌گردد؛ همانطور که اشاره گردید با وقوع رویداد تلخ بدخشان کمک‌های بسیاری از داخل و خارج کشور برای آسیب‏‌دیدگان حادثه، سازمان‏دهی شده و ارسال گردید. انتظار می‌رفت، حال که نجات افراد زنده به گورشده در زیر خروارها خاک میسر نیست، کم از کم به آسیب‏‌دیدگان و بازماندگان آنان رسیدگی کافی و خوب صورت بگیرد. به‏‌خصوص نواحی یاد شده حتا در فصل بهار نیز آب و هوای زمستانی داشته و مردم مصیبت‏‌زده برای دسترسی به آب و غذا و مکان مناسب برای اسکان با چالش‌های بسیار جدی روبرو می‌باشند؛ زیرا آنان تمام هست و بود خود را از دست داده‏‌اند.

چیزی برای زندگی در دست ندارند. مردم حادثه‏‌دیده به شدت به حمایت‌های انسانی و عاطفی و نیز کمک‌های انسان‏‌دوستانه نیازمند بوده و ضرورت دارند. برحسب قانون و مسئولیت برخواسته از آن، حکومت نخستین مرجع و نهادی است که باید در این راستا پاسخگو باشد و اقدام‌های لازم را سازمان داده و تدابیر ویژه را روی دست گیرد. همین‌طور هماهنگی‌های لازم را برای امدادرسانی و نظم بخشیدن در توزیع کمک‌های دریافتی را انجام دهد.

بر طبق گزارش‌های دریافتی هرچند حکومت و مراجع مربوط به رویدادهای طبیعی و غیرمترقبه تلاش‌هایی برای انجام مسئولیت خویش و امدادرسانی به آسیب‏‌دیدگان را به کار بسته‏‌اند، اما همین گزارش‌ها حاکی از آن است که این تلاش‌ها به هیچ وجه کافی و موثر نبوده و تاثرآورتر این ‌که کمک‏‌های صورت گرفته به خوبی سازماندهی نشده و به تعدادی از آسیب‏‌دیدگان نرسیده است. تعداد زیادی از مردم آواره از نحوه‏‌ی توزیع کمک‌ها شکایت دارند. گفته می‌شود که در جریان توزیع کمک‏‌های دریافتی بی‏‌نظمی و خلل‌های بسیار جدی صورت گرفته و حتا مقام‌های رسمی نیز در نظم بخشیدن به توزیع کمک‌ها سرگردان بوده و کنترول و مدیریت خود را از دست داده‏‌اند. بربنیاد همین گزارش‌ها به دلیل بروز بی‌نظمی در توزیع کمک‌ها به آسیب‌دیدگان سبب گردیده که روند توزیع کمک‌ها متوقف گردد و برخی از نیازمندان ناچار به صورت انبوه به انبارهای موجود هجوم بیاورند. امدادرسان‌ها برای پیشگیری از خطر احتمالی از محل استقرار آسیب‏‌دیدگان دور شده‏‌اند. برخی از آسیب‏‌دیدگان و ساکنان منطقه گفته‌اند، کسانی هستند که تلاش دارند روند توزیع کمک‌ها را به سود خود اخلال نمایند و این نگرانی به شدت وجود دارد که گروه‌های «مافیایی» برای دست‌برد زدن به این کمک‌ها شکل گرفته باشند.

 

حال پرسش این است که حکومت اگر قادر نگردید بنا به دلایل موجه یا ناموجه که اجساد قربانیان را از زیرخاک بیرون بکشد، چرا در امر رسیدگی به آسیب‏‌دیدگان حادثه و امدادرسانی دارای طرح و پلان دقیق نبوده و اینگونه نسبت به سرنوشت مردم احساس بی‏‌تفاونی می‏‌نماید؟ وضعیت نابسامان و نگران‏‌کننده رسیدگی به آسیب‏‌دیدگان رانش زمین در بدخشان نشان می‌دهد که نه تنها اداره محلی، بل حکومت مرکزی در جهت مدیریت و کنترول چنین رویدادهایی بسیار ناتوان و ضعیف می‌باشد. تاسف بیشتر در آن است که این مقام‌ها با این که بارها از این بابت مورد انتقاد قرار گرفته‏‌اند، اما بازهم حاضر نیستند که به ضعف‌ها و ناتوانی‌های خود معترف گردیده و چاره‏جویی اساسی را روی دست گیرند. به همین دلیل در حالی که ده‌ها جسد زیرخاک مدفون مانده است و بازماندگان‏‌شان و آسیب‏‌دیدگان حادثه همچنان نیازمند و مضطر در شرایط بسیار سخت و طاقت‏‌فرسایی قرار دارند، مسئولین نیز سرگردان و مبهوت در بلاتکلیفی به سربرده و انبوهی از مواد امدادی در انبارها قرار گرفته و یا به وسیله عناصر مافیایی در آستانه‏‌ی حیف و میل شدن قرار گرفته است! آیا برای مردم مصیبتی فراتر از این می‌تواند وجود داشته باشد؟

 

0 پیام برای این مطلب ثبت شده