از کابل زیبا تا کابل آلوده!

معمولاً چنین گمان برده می‏شود که پایتخت هرکشور شاید یکی از زیباترین شهرهای آن کشور و نیز شرایط زیستی در آن از جهات گوناگون نیز با سهولت و رفاه بیشتری همراه باشد. اگر این مسئله برای هرکشور و پایتخی صادق باشد به طور قطع در مورد افغانستان و کابل صدق نمی‏کند.

همین طور در اشعار و خاطرات از کابل به عنوان «کابل زیبا» یاد شده است. شاید روزی و روزگارانی کابل زیبا بوده است، با دامنه های سرسبز و رودخانه ای پر از آب زلال و شهر پاکیزه و مردمی با فرهنگ شهرنشینی مدرن و… اما، حالا … به عمق و وسعت پرواز خیال می‏توان همه نازیبایی‏‌های جهان را در مورد کابل ردیف کرد و مصداق آن را در این شهر مغضوب‏‌شده یافت. آنچه گفته شد فقط به تجربه شخصی‌هر شهروند کابل‏نشین محدود نمی‏‌گردد. بل بر بنیاد تحقیقات صورت گرفته به وسیله نهادهای جهانی، محیط شهر کابل از جمله 10 شهر آلوده جهان شناخته شده است. مسئولان محیط زیست اعلام داشته‏‌اند کابل، پایتخت کشور در ردیف 10 شهر آلوده جهان قرار دارد. گفته می‏شود میزان دقیق آلودگی هوای شهر کابل برای امکان مقایسه آن با دیگر شهرهای آلوده جهان معلوم نیست زیرا دستگاه سنجش هوا در این شهر وجود ندارد.

اما نگاهی از فراز شهرکابل نشان می‏دهد که کابل، شهری خاک‏‌آلوده است که ذرات معلق خاک با آلودگی‏‌های ناشی از دود موترها و دیگر آلاینده‏‌ها درهم می‏‌آمیزد و به غیر از روزهای بارندگی، تنفس برای شهروندان را بسیار مشکل می‏کند.

در چنین شرایطی گفته می‏شود که کابل بیش از پنج میلیون نفر جمعیت دارد، حال آن که این شهر کمتر از جمعیت کنونی گنجایش دارد. آمارهای نشرشده حاکی اند که سالانه هزاران نفر در افغانستان به علت مشکلات تنفسی ناشی از آلودگی دود و خاک به مراکز درمانی کابل مراجعه می‏کنند. آلودگی‏‌های زیست‏‌محیطی کابل تنها به آلودگی هوا منحصر نمی‏شود بل این شهر از نظر تجمع کثافات نیز شهری کثیف خوانده می‏شود. در بیشتر نقاط شهر کابل حتی در مناطق دیپلمات‏نشین این شهر نیز همه‏‌روزه انبارهایی از کثافات به چشم می‏خورد که شهرداری کابل در برابر آن هیچ ابتکاری تاکنون نتوانسته است.

در ارتباط با این موضوع اگر ما عوامل و منابع آلوده‏‌کننده هوا را به صورت عموم در کشور و نیز در شهر کابل به طور اخص در نظر بگیریم باید گفت که موضوع آلودگی در هوای شهر کابل یک پدیده نو نیست، ما در گذشته هم از مواد سوختی مانند چوب جهت تولید انرژی استفاده می‏‌نمودیم اما در برابرآن ساحات سبز فراوان شامل؛ انواع نباتات و نیز مجموعه‏‌هایی از درختان مثمر و غیرمثمر را داشتیم. در گذشته هم از مواد نفتی برای فعالیت وسایط نقلیه استفاده می‏‌نمودیم اما در کنار این که گازات تولید شده کمیت فعلی را نداشتند از لحاظ کیفی نیز وضعیت دگرگون بود، یعنی مواد نفتی از کیفیت بهتری برخوردار بودند. واقعیت تلخ این است که چند دهه جنگ و به‏‌خصوص ده سال بی‏‌برنامه بودن حکومت کرزی شهرهای کشور به‏‌خصوص کابل را با مشکلات عدیده‏ای روبرو ساخت. مهاجرت بی‏رویه به سوی شهرها، تجمع بیش از حد نفوس در برخی از شهرها، قطع بی‏رویه درختان و نابودی ساحات سبز و تبدیل شدن آن‏ها به مناطق خاکی، افزایش نفوس به‏‌خصوص در شهرها، استفاده از وسایط نقلیه که از رده فعالیت خارج هستند، نبود جاده‏‌های پخته و وجود راه‌ها و معابر خامه، مصرف مواد نفتی بی‏‌کیفیت، نبود کانالیزاسیون جهت کنترول و تصفیه فاضلاب‏‌های شهری وعدم موجودیت سیستم تولید کودهای زراعتی از فضله انسانی، نبود سیستم‏‌های مدیریتی برای کثافات تولید شده و بسیاری از عوامل دیگر دست به دست هم داده زمینه آلودگی فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیکی را در هوای کابل را به وجود آوردند. مجموع این علل و زمینه‏‌ها سبب گردیده است که در شرایط کنونی کابل زیبا به یک شهری آلوده و نفس‏‌گیر بدل شود. از سوی دیگر بر اساس آنچه از گفته‏‌ها و اقدام‏‎های شهرداری کابل و حتا وزارت مسکن وشهرسازی به دست می‏‌آید هیچگونه طرح جامع و منسجم و واقع‏‌بینانه برای تغییر شهر و مقابله با آلودگی‏‌های موجود و رفع وضعیت تأسف‏بار آن به جز حرف و ادعا و یا وعده‏‌های بی‏‌بنیاد چیز دیگری به نظر نمی‏رسد. گویا که کابل‏‌نشینان محکوم گردیده‏‌اند به اینکه باید همین هوای آلوده و مرگ‌‏آور را به جرم اسکان در کابل استنشاق نمایند.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده