از کوچی تا کوچی!

هرسال با فرا رسیدن فصل گرما افزون بر مشکلات ناامنی دیگری که از ناحیهی تحرک گروههای هراس‌‏افکن به وجود میآید، یک معضل تاریخی – اجتماعی که گاهی نیز رنگ سیاسی میگیرد، بر حجم معضلات موجود میافزاید.

این معضل که بیشتر از همه دامنگیر مردمان فقیر روستانشین در ولایتهای مرکزی شده و ضرر و زیان آن متوجه مردمی با گرایش مذهبی شیعه و تبار قومی هزاره میشود، شرایط را برای زندگی آنان دشوار ساخته و زمینهی سوء استفادههای مختلف را نیز فراهم میسازد.

امسال نیز بسان سالهای گذشته این معضل به صورت حاد آن بروز نموده و نه تنها در منطقهی خاصی از ولایت میدان وردک «بهسود» منحصر و محدود ماند، بل نقاط دیگری را در ولایت غزنی و سایر ولایتهای نیز درگیر ساخت و دامنگیر مردم شد. به همین دلیل بار دیگر دولت به همان ابزار دیرینهی خویش متوسل شده و با ایجاد کمیسیونی خواسته است تا جلو هرگونه تنش را بگیرد. اما به نظر میرسد که ایجاد این کمیسیون نیز کاری است که پس از وقوع حادثه رخ داده و نخواهد توانست از پیامدهای احتمالی این حادثه جلوگیری نماید.

حقیقت این است که وقوع نزاع و درگیری میان برخی ازکوچیها به دفعات و با انعکاس گسترده ملی و فرا ملی مکرراً انجام شده است. این مسئله بیشتر از همه نقاط آسیب‏‌پذیری را مورد هدف و هجمه قرار داده است درگیر سایر حوادث ناگوار و شاهد گروههای هراس‏افکن نیز میباشد. این دو کشور همانا افغانستان و پاکستان است که اکنون منطقه اصلی بین ییلاق وقشلاق کوچیها محسوب میشوند و از ناامنترین کشورهای جهان محسوب میگردند. به طور کلی کوچ نشینان این مناطق عمدتاً بیسواد و دارای وضعیت اقتصادی ضعیف و نامتعادلی هستند که همین عوامل به گروهکهای هراس‏افکن اجازه داده تا از وضع نامطلوب فکری و ذهنی این اجتماع سوء استفاده نموده وآنان را وارد بازی مهلک هراس‏افکنی خویش نمایند.

حقیقت این است که در تشریح وضعیت تاریخی و ترکیب قومی و فکری کوچیهای باید تأمل بیشتری نموده و براساس تفکیک کارشناسانهای راه حل این قضیه را جستجو نمود. واقعیت امر این است که کوچیهای افغانستان یک اجتماع یا مجموعه‌ای از چند اجتماع هستند که برای حمایت از افراد متشکل خود در برابر تجاوز دیگران و حفظ و حراست آئین، سنتهای قومی و راه و رسم زندگی ایلی به وجود آمده‌اند. بیشتر کوچیهای جنوب افغانستان از حدود ده سال پیش بی‌آنکه فرهنگ قومی و حتی لزوماً وابستگی قومی خود را از دست دهند، ‌از حالت کوچ‏نشینی خارج شده و به گروههایی چون طالبان پیوسته‏اند اگرچه پیش از این نیز مشکلات عدیده‏ای را برای مردم افغانستان هم از شهر نشینان و روستانشینان به وجود می‏آوردند اما ااکنون به عناصری ضداجتماعی و امنیت ملی تبدیل شده‏اند.

بخش دیگر نیز همان کوچیهای اصیل ان دکه فرهنگ خاص زندگی را پیشه نموده و این آداب در طول قرون و اعصار سینه به سینه انتقال یافته و اکنون هر عضوقبیله به خوبی می‌داند که به کدام طایفه و ایل وابسته ‌است و تابع کدام سنتهاست. کوچیهای جنوب افغانستان در ولایتهای جنوبی – مرکزی وشرقی افغانستان در تردد بوده‏اند. این روند همچنان ادامه دارد و با بروز بحرانهای سیاسی و نظامی بعد ازجنگ با شوروری سابق به صورت کاملاً مستقل و متفاوت به ادامه کوچیگری خود ادامه داد.

با توجه به اینکه بحرانهای یاد شده و آثار ناشی از آن سبب ناامنی در منطقه گردیدند. این ناامنیها، چه در داخل روستاها وچه در حاشیه شهرها معضلات متعددی را به وجود آوردند. این آشوبها و ناامنیهای گسترده حاصل حضور بعضی از گروهها و اجتماعات است که اغلب باایجاد شرایط ناامنی و شورش در شهرها و حاشیه شهرها و نقاط روستایی برای سایر ساکنان میگردند.این گروهها با انجام و ترویج ناهنجاریها امنیت یک منطقه و گاهی مناطق وسیعی را سبب میگردند.

بنابراین، بسی ضروری است تا تفکیک درستی میان این دو طیف از کوچیها شده و برای هرکدام راهکار جداگانهای مد نظر گرفته شود تا پس از این بستر حیات اجتماعی مردم از این ناحیه دچار آسیب و آشوب نشوند. بدیهی است که راهکار مقابله با معضل گروه اول این است تا با فراهم‏سازی مقدمات اسکان آنان و یا تعریف چراگاهی که باعث آسیب به مردم و مزارع روستانشینان شود، جلو آسیبزاییهای موجود گرفته شود. اما در خصوص گروه دوم راهبرد موثر آن است تا در برابرشان با جدیت بیشتری برخورد شده و مقابلهی قاطعانه و همه‏جانبهای که در آن هیچ ملاحظهی طیفی و تباری مطرح نباشد، به اجرا درآید.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده