استاد پرتو نادری:اقتدارملی زیبا می‏‌نویسد و زیبانویسی راترویج می‏کند

چند گاه است که با هفته اقتدارملی آشنایی دارید؟

چندین و چند سال است که با این هفته‌‏نامه دمخور و دمساز هستم. درست از همان نخستین روزهای آغازین گام نهادن اقتدارملی بر گستره رسانه‏‌های کشور با آن بوده ام تا کنون.

با درنگ بر شناخت دیرین شما با این هفته‏‌نامه، شیوه نگارش هفته‏‌نامه اقتدار ملی را چگونه یافتید؟

البته نباید انتظار داشت که در یک رسانه خاص همه نبشته‏‌ها همساز و همگون باشند. زیرا چکیده‏‌هایی اند از خامه‌‏های گوناگون و تراوشاتی اند از ذهن‏‌های گونه به گونه. چون هر نویسنده سبک و سیاق ویژه خویش را دارد. یعنی از لحاظ انشایی بسیار نادر است که نوشته‏‌های یک‏دست را بیابیم و این یک تنوع مثبت و ارزنده است برای یک نشریه تا ذهن خوانندگان آن خسته و رنجور نگردد. اما آنچه که به یک رسانه چاپی بر می‏گردد زبان نوشتاری و سبک املایی آن است. به دیگر سخن باید نوشته‌‏ها هرچند که مفاهیم و جوهره خاص و متفاوت از هم دارند اما از لحاظ املایی و نوشتاری باید یک‏دست و یک‏رنگ و هم‏دید باشند و این بر می‏گردد به مسئولیت دست‏اندرکاران نشریه به‌‏ویژه شخصی به نام ویراستار.

بنابراین نشریه اقتدارملی یکی از نخستین و معدود نشریات چاپی کشور است که در مقوله زبان به‌‏ویژه ادبیات نوشتاری بسیار با وسواس به پیش می‏رود، بسیار رسالتمند قدم می‏گذارد و بی‏‌نهایت مسئولانه و دلسوزانه عمل می‏کند. هرگز ندیده ام نبشته‌‏ای را که از لحاظ پیام، محتوا و ساختار ادبی ضعیف و بی‏ارزش باشد. البته گاه و بیگاه گوناگونی هایی را در سبک ویرایش مطالب درک کرده ام که از تغییر و تبدیل و یا تنوع ذوق ویراستار حکایت می‏کند. اما ساختار زبانی و زبان نوشتاری آن از یک رسالت‏مندی و تعهد خاص و تغییرناپذیر سخن می‏زند. گویا دست‏اندرکاران نشریه اقدارملی بر آن شده اند تا پاس بدارند پارسی دری را و گسترش دهند زیبانویسی را که بسی جای خرسندی است.

در واقع غیر از وظیفه اطلاع‏رسانی و آگاهی‏‌دهی، رسانه‏‌ها در مجموع رسانه‏‌های چاپی مخصوصاً در کنار وظیفه اجتماعی، یک رسالت فرهنگی دارند که آن حفظ و گسترش اصالت زبان است. یک رسانه می‏تواند هم سنگر حراست زبان باشد و هم می‏تواند سنگر تخریب زبان. نشریه اقتدار ملی در مجموع با ویراستاری یک‏دست خود منت بزرگی بر گردن دوست‏‌داران، گویندگان و خوانندگان زبان و ادبیات پارسی دری گذاشته چون هم در حفظ اصالت آن کوشیده و هم در گسترش و تحکیم آن پافشاری می‏کند، در واقع اقتدار ملی زیبا می‌‏نویسد، و زیبانویسی را ترویج می‌کند.

جایگاه ژانرها را در هفته‏‌نامه اقتدار ملی چگونه دیده و می‏‌بینید؟

هر اندازه که تنوع ژانرها در یک نشریه زیادتر باشد در واقع این امر به سود نشریه است و همه نشریه‏‌ها باید به این مهم تاکید و توجه کنند. در کنار گزارش‌ها، تحلیل‏‌ها و تبصره‏‌ها، آوردن گزارش‌‏های تحلیلی از ضروریات یک هفته‏‌نامه است. چون خبر برای یک هفته‌‏نامه کهنه می‏شود و دیر می‏گردد. اما همان رخداد خبری را می‏توان در قالب یک تحلیل ناب به قلم آورد و به نوعی حتا نظرات و خط مشی آن دستگاه رسانه‌‏ای و یا افکار شخص نویسنده را در جامعه گسترش داد. یا به ارتباط یک موضوع از این طریق موضع‌‏گیری کرد و یا حتا با نشر یک گزارش تحلیلی یا نوشتن یک تحلیل خبری و خبر تحلیلی به ارتباط یک موضوع خاص، اگر قرار است موضوعی سیاسی- اجتماعی رخ دهد از وقوع آن جلوگیری کرد و اگر اتفاقی افتاده است آن را متوقف کرد یا مسیر حرکت آن را تغییر داد. و این بر می‏گردد به قدرت قلم‏فرسایی یک نویسنده و یک تحلیل‏‌گر.

نشر مقاله‏‌هایی در انواع مختلف و موضوعات گوناگون از دلایل قوت یک هفته‌‏نامه ‏است. مقاله‌‏های پژوهشی در گستره ادبیات، هنر، اجتماع، فرهنگ و امثال آن، زیرا این قبیل ژانرها هرگز کهنگی و فرسودگی ندارند. در هر زمان و هر مکان طرفداران و برداشت‏‌کنندگان خاص خود را دارند. به تولید فکر می‏پردازد، به گسترش ارزش‌‏ها و تثبیت و تبلیغ فرهنگ‏‌ها کمک می‏کنند. حکایت‌‏ها، داستان‏‌ها و شعر از دیگر ژانرهای خاص هفته‏‌نامه اند که طرفداران خاص خود را دارند و می‏توانند، ذوق‏‌ها را تازه و ذهن‏‌ها را زنده کنند و به گسترش روح اجتماعی کمک کنند.

بنابراین برخی مقاله‌‏ها در گسترده ادبیات، فرهنگ، تاریخ و گاه و بیگاه در نشریه اقتدارملی به نشر می‏رسند که این خیلی خوب است، اما بسیار اندک و انگشت‏‌شمار. در عرصه‏‌ی سیاست، اجتماع و اقتصاد هم گاهی مقالات و گزارشات تحلیلی خوبی در اقتدارملی چاپ می‏شوند که تولید فکر می‏کنند و اگر نویسندگان آن بیشتر زحمت بکشند می‏توانند که حتا موج به راه بی‌اندازند. مثلاً در عرصه‏‌ی اجتماع و اقتصاد از طریق برخی نوشته‌‏هایش هفته‌‏نامه اقتدارملی توانسته که ذهن‌‏ها را باز نماید اما توقع و خواست جامعه مشتاق تغییر و تحول افغانستان در این برهه از زمان بیش از این‏ هاست، باید که موج به راه انداخته شود. و اما در عرصه‏‌ی سیاست خوب مشخص است که هفته‌نامه اقتدارملی بولتن خبری یک حزب سیاسی و جناح اپوزیسیونی است و گپ‏‌ها و پافشاری‏‌های خاص خود را داشته و دارد. در افغانستان رسانه‏‌ها و به‏‌ویژه نشریه‏‌های چاپی که بخواهند و یا بتوانند تفکر ایجاد کنند و تغییر در افکار به وجود بیاورند بسیار اندک اند. و خوشبختانه که هفته‌‏نامه اقتدار ملی با به کارگیری ژانرهای مختلف در جمع همین رسانه‏‌های اندک ولی تاثیرگذار جای خود را باز و تثبیت کرده است.

نقش هفته‏‌نامه اقتدار ملی در گسترش آزادی بیان را تا چه حد نمایان می‏‌بینید؟

معتقد و امیدوار هستم که در قسمت آزادی بیان تمام رسانه‏‌های ما با دید وسیع و همه‏‌جانبه برخورد نمایند. نه به صورت جناحی و دیکته شده، و نه به صورت یک‌‏طرفه و ناعادلانه. باید عمق دید و وسعت نظر رسانه‏‌های ما بسیار کلان باشد. باید که به یک موضوع از چند زاویه نگاه کنند و باید که از یک جایگاه به همه چیز بپردازند، خود را محدود و مقید و دربند نسازند. خود را به زنجیر نکشند و خودسانسوری نکنند.

ما امروز رسانه‏‌های چاپی، صوتی و تصویری زیادی داریم که اکثرشان متعلق و یا حداقل متمایل به جریان‏ها و جناح‏‌های سیاسی خاص هستند. لذا در نشرات شان به وضاحت می‏‌بینیم که صرف در قسمت نشر مرام و اهداف همان مجموعه سیاسی کار می‏کنند و به سایر رویدادهای چهار اطراف خود بی‌‏توجه یا بی‏‌علاقه هستند. این که نشد آزادی بیان.

رسانه‏‌هایی هم هستند که به جای نشر افکار و امیال خود به توهین، تحقیر و تخریب دیگران می‏‌پردازند، در جامعه زهرپاش می‏دهند، کینه و دشمنی ایجاد می کنند و نامش را می‏گذارند آزادی بیان. بسیار کم و حتا از انگشتان دست هم کمتر هستند رسانه‏‌هایی که دید بی‏‌طرفانه و موضع‏‌گیری منصفانه به مسایل دارند، یا به همه موارد و رویدادها با دید مثبت و اصلاحی می‌‏پردازند که اقتدارملی هم تا حدودی در این مسیر گام برداشته و گام‌‏هایش نیز تاثیرگذار بوده است، چون از حیثیت و حقوق سایر رسانه‏‌ها و خبرنگاران دفاع کرده است.

آزادی بیان باید به عنوان یک اصل پذیرفته شود. اساس کار یک رسانه‌‏گر اعتقاد به آزادی بیان است. اولاً خود یک رسانه باید آزاد باشد حال که بعضی از رسانه‏‌های ما نه تنها آزاد نیستند بلکه وابسته و سیاسی هستند، این‌‏ها نیز باید به این اصل احترام بگذارند. به کوتاه سخن نباید که ( کور خود و بینای مردم ) باشند. اما متاسفانه رسانه‌‏های عمدتاً وابسته با سوء‏استفاده از آزادی بیان در قسمت کارها و مشکلات دیگران خوب مانور می‏دهند، اما نوبت به خودشان که می‏رسد چشم بر حقایق می‏‌بندند و این هرگز با اصل آزادی بیان همخوانی ندارد.

در چارچوب کار رسانه‌ای تا چه اندازه با خودسانسوری موافق هستید، و آیا به نظر شما هفته‌‏نامه اقتدار ملی خودسانسوری می‌کند؟

خودسانسوری یک بحث بسیار گسترده است و در جایی لازم و ضروری است و در واقع می‏توان از آن به عنوان اخلاق رسانه‏ای و تعهد مسلکی هم حتا یاد کرد و در جایی ناپسند و نکوهیده است که در واقع فرار از رسالت مسلکی و حتا بداخلاقی رسانه‌‏ای هم باید از آن یاد کرد. اگر خودسانسوری پیامد اجتماعی مثبت داشته باشد ارزنده است و اگر پیامد اجتماعی منفی داشته باشد ناپسند.

اما در جامعه‏‌ای مثل افغانستان که دغدغه اول نویسنده و رسانه‏‌گر جان و تشویش عمده آن نان است، در نبود قانون و با درنظرداشت قانون‌‏شکنی‌‏های کاملاً آشکارا که هیچ نوع ضمانت جانی و امنیت شغلی برای خبرنگاران وجود ندارد، خواهی نخواهی هر نویسنده، خبرنگار و رسانه‏‌گر تحت تاثیر محیط و اجتماع به مرض خودسانسوری گرفتار است.

در جامعه‏‌ای که قانون به صورت تمام و کمال حاکمیت ندارد، در جامعه‌‏ای که قانون هیچ ارزشی ندارد، در جامعه‌‏ای که قانون‏شکنی به صورت یک فرهنگ و حتا یک ارزش و افتخار درآمده است، در جامعه‏ای که تعدد و تنوع قدرت‏های مافیایی و نیروهای غیردموکراتیک موجود است، درد، درد جان است و نان، و لذا وقتی که نویسنده یا روزنامه‌‏نگار حیاتش تضمین نباشد، خانواده اش امنیت نداشته باشد و در زمینه حق و حقوق مسلکی حمایت‏کننده و امنیت شغلی نداشته باشد، آشکار است که خودسانسوری حرف اول را می‏زند.

گاهی خودسانسوری به این شکل تبارز می‏کند که روزنامه‏‌نگار یک حقیقت را کتمان می‏کند و هرگز نشر نمی‏کند. و گاهی هم ممکن است با تحریف حقایق، آن را وارونه نشر نماید و گاهی هم حتا تحت فشار ممکن است چیزی را نشر کند و یا نشر نکند. این‏‌ها همگی به نحوی نمادی از خودسانسوری است. اما در خصوص هفته‌‏نامه اقتدارملی مشخصاً نمی‌‏توانم به مواردی از خودسانسوری اشاره کنم اما همین که یک رسانه افغانی و متعلق به جامعه افغانستان است خودبه خود با این مشکل گرفتار است و از این قاعده کل مستثنی نیست. چون هنوز ساختارهای قوی و قدرتمندی که بتواند و بخواهد از آزادی بیان دفاع کند در جامعه ما شکل نگرفته است.

نقش و جایگاه هفته‌‏نامه اقتدارملی را در گسترش فرهنگ مدنی و آموزش مدنی زیستن چگونه ارزیابی می‏کنید؟

ببینید وقتی که یک نشریه به مردم آگاهی می‏دهد، مثلاً زمانی که نشریه اقتدارملی در باره مسئولیت‌‏های شهروندان چیزی می‏نویسد، وقتی که راجع به کثرت‏‌گرایی می‏نویسد، زمانی که در مورد دموکراسی، حقوق بشر، حقوق زن، حقوق کودک، آزادی بیان، حفاظت محیط زیست و امثال آن چیزی می‏نویسد، زمانی که کارها و کارکردهای حکومت را به نقد می‏گیرد و فوراً راجع به برون‏رفت از بُن‏بست‏های سیاسی راه حل پیشنهاد می‏کند و ده‌‏ها مورد دیگر از این قبیل، در حقیقت خود همین کار یک نوع تعلیم و ترویج زیست مدنی است. من در همین جا یاد آور می‏شوم که تمام رسانه‏‌های افغانستان باید تعمیم و تعمیق اندیشه شهروندی و گسترش تفکر شهروندی را در سرخط کار خود قرار بدهند.

اگر افغانستان بخواهد که راه سعادت را بپیماید تنها یک راه دارد و آن مزین بودن و پایبند بودن و به کار بردن و متعهد بودن به تفکر شهروندی است. ما سخت نیازمند به حفظ این دموکراسی نیم‌‏بندی هستیم که امروز نصیب ما شده و خیلی نواقص دارد. لذا برای حفظ و پایه‌‏داری این دموکراسی که تامین‏‌کننده حیات فردی و اجتماعی تک تک ما است، سخت به داشتن تفکر شهروندی نیاز داریم. لذا تفکر شهروندی باید تقویت شود و تقویت آن به صورت عموم مسئولیت رسانه‏‌های جمعی کشور، خصوصاً رسانه‏‌های صوتی و تصویری است که مخاطبان عام دارند.

گپ آخر و مغز سخن: از دیدگاه یک شهروند و یکی از خوانندگان هفته‌‏نامه اقتدار ملی توقع و تقاضای شما از رسانه‌‏ها و به‏ویژه از هفته‏‌نامه اقتدار ملی چیست؟

رسانه‌ها به صورت عموم سه کار مهم انجام می‏دهند: یکی آگاهی‏دهی می‏کنند، دیگر، اطلاع‏رسانی می‏کنند و بالاخره تفکر ایجاد می‏کنند و ذوق‏‌ها را پرورش می‏دهند. مثلاً هفته‏‌نامه اقتدارملی در یکی از صفحات خود شعر چاپ می‏کند، این کار به نوعی پرورش ذوق و عاطفه است.

زمانی که هفته‌‏نامه اقتدارملی می‏‌پردازد به تحلیل مسایل اجتماعی و موضوعات جامعه‏‌شناختی این در واقع همان آگاهی‏‌دهی است. و زمانی که رویدادهای هفته را به نقد و تجزیه و تحلیل می‏گیرد این در واقع نوعی اطلاع‏رسانی است که مردم را از حوادث و رخدادها و همچنین پیامدهای آن مطلع می‏سازد.

لذا من تقاضامند و امیدوار هستم که رسانه‏‌های افغانستان از تعمیم فرهنگ خشونت جلوگیری کنند و در کنار آن فرهنگ شهروندی و تحمل‏‌پذیری و همزیستی مسالمت‏‌آمیز را آموزش و گسترش دهند. مردم را با حقوق شهروندی شان و همچنین مسئولیت‏‌های شهروندان در قبال حکومت‏‌ها آگاه نمایند تا مردم بتوانند آگاهانه زندگی کنند، با آگاهی حرف بزنند، با آگاهی گام بردارند، با آگاهی واکنش نشان بدهند، با آگاهی فکر کنند و حتا با آگاهی بمیرند و مثلاً گرفتار انتحار نشوند. بزرگترین خواست و آرزوی من در این برهه از زمان آگاهی دادن و آگاهی مدنی دادن به شهروندان است.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده