اسلام‏‌آباد و تداوم سیاست دوگانه

هفته‌‏ی گذشته رئیس‏‌جمهور کشور جهت تحکیم مناسبات دوستانه دو کشور افغانستان و پاکستان بر بنیاد دعوت رسمی از سوی مقام‌های اسلام‏‌آباد به آن کشور سفر و ملاقات‌های متعددی با مقام‌های پاکستانی داشت.

از جمله این که رئیس‌جمهور کشور در دیدار با نوازشریف، نخست‌وزیر پاکستان، همکاری افغانستان با پاکستان را جزو عناصر مهم سیاست خارجی کشور دانست. در این نشست هم‏چنین روی مسایلی چون مبارزه مشترک علیه هراس‏‌افکنی و دیگر چالش‌هایی که هر دو کشور را تهدید می‌کنند و نیاز به همکاری مشترک دارند، تاکید گردید.

در همین حال محمد نوازشریف، نخست‌وزیر پاکستان نیز بر گسترش روابط میان دو کشور تاکید ورزیده گفت که برای انکشاف روابط میان افغانستان و پاکستان نیاز است تا حاکمیت ملی و تمامیت ارضی هر دو کشور مورد احترام قرار گیرد. وی در ادامه افزود که هر دو کشور با تهدید هراس‏‌افکنی روبرو هستند و با تشریک مساعی می‌توانند بر این‌گونه تهدیدات نقطه پایان بگذارند. در ادامه هم‏چنین رئیس‏‌جمهور کشورمان ملاقات‌هایی با رئیس‏‌جمهور پاکستان، ممنون حسین و مقام‌های نظامی و استخباراتی آن کشور در راولپندی و نیز چهره‌ها و شخصیت‌های سیاسی و مذهبی پاکستان هم‏چون مولانا فضل‏‌الرحمان، رهبر جماعت اسلامی پاکستان و پدر معنوی طالبان و رهبران احزاب سیاسی آن کشور داشت که در جریان آن‏ها اظهارات مشابه و متقابل سیاسی رد و بدل گردید.

آنچه اینک قابل طرح است این است که دستاورد این سفر چه می‌تواند باشد؟ آیا پاکستان در نتیجه این سفر و گفت‏‌وگوها قانع شده است که نسبت به سیاست‌های گذشته‏‌اش در ارتباط با افغانستان تجدید نظر نماید؟ آیا آنچه که مقام‌های پاکستانی در ارتباط با سالم‏‌سازی روابط با افغانستان و اقدام مشترک در برابر تهدیدهای مشترک و استفاده از فرصت‌های مساعد و مثبت مشترک اظهار داشته‏‌اند صادقانه می باشد؟ و….

واقعیت امر آنست که هرچند مقام‌های افغانستان تلاش‌های جدی خود را برای قناعت پاکستانی‌ها در جهت تجدید نظرشان درباره سیاست کهنه و مداخله‏‌گرانه اسلام‏آباد درباره افغانستان به خرج داده‏‌اند. احتمالاً در این باره اسناد و شواهد کافی نیز به میان گذاشته شده است و توافقنامه‌هایی هم به امضا رسیده باشد. حتا از برخی اهرم‌های منطقه‏‌ای نیز برای تحقق این امر کارگرفته شده است.

ولی در مورد موثر بودن این تلاش‌ها و تغییر نگرش و روش و اعمال صداقت از سوی پاکستانی‌ها جای تردید بسیار جدی وجود دارد.

نخستین علایم و نشانه‌ای که این تردید را تایید و تصدیق می‌کند این است که در همان روزها و لحظه‌هایی که مقام‌های سیاسی و نظامی و امنیتی پاکستان بر حسن همجواری و یافتن راه حل مشترک برای تامین امنیت و مبارزه با هراس‏‌افکنی بر گرد یک میز با مقام‌های کشور سخن می‌گفتند، مرزهای افغانستان و شهرستان‏‌های مرزی کشور شدیداً زیر گلوله‏‌باران توپ‌خانه‌های پاکستانی‌ها قرار داشت.

مورد دیگر پس از ختم سفر مقام‌های کشور شاهد افزایش عملیات‌های انتحاری سازمان‏‌یافته از سوی طالبان در سراسر کشور و به‏‌خصوص در کابل بوده‏‌ایم. این که پاکستانی سازماندهی این عملیات‌ها را قبول نداشته و آن را به اقدم مخالفان حکومت نسبت می‌دهند، حدیث کهنه بوده و واقعیت داستان هرگز تغییر ننموده است.

نکته مهمتر این که پاکستانی‌ها بار دیگر نشانه‌های سیاست دوگانه خود را در ارتباط با افغانستان کاملاً بی‏‌پرده نشان داده‏اند. این دوگانگی را هم در اظهارات مقام‌های رسمی آن کشور می‌توان دید و هم از زبان رهبران مذهبی آن کشور می‌توان دریافت کرد. اصطلاحی در ادبیات ما راجع به آدم‌های منافق و دوروی رایج است که می‌گویند آدم منافق یک زبان دارد و یک زبانک. حال هم پاکستانی‌ها یک زبان دارند و زبانک‌ها. گاهی این زبانک‌ها از کام مقام‌های رسمی آن کشور آشکار می‌شود و گاهی هم از طریق غیررسمی و به‏‌خصوص رهبران مذهبی.

مولانا فضل‌الرحمان یک مقام دینی پاکستان اعلام کرد که از جنگ در افغانستان حمایت کرده و آن را جایز می‌داند. این اظهارات مقام مذهبی پاکستانی در حالی صورت می‌گیرد که رئیس‏‌جمهور کشور و هیئت همراهی وی برای تحکیم مناسبات و از بین بردن سوء تفاهم‌ها به آن کشور سفر نموده است. اما مقام‌های سیاسی و امنیتی پاکستان کم و بیش برای احترام به مهمان هیچ اقدامی برای جلوگیری از اظهارنظرهای غیرمسئولانه از سوی چنین رهبرانی، که کاملاً قابل پیش‏‌بینی هم بوده است ننمودند. مورد دیگری که دوگانگی پاکستانی‌ها را برملا می‌سازد اظهارات دو پهلوی سرتاج عزیز، مشاور ارشد نخست‌وزیر پاکستان می‌باشد. یک مرتبه در زمانی که رئیس‏‌جمهور کشور در اسلام‏‌آباد بود گفت که پاکستان فقط افغانستان را در تسریع روند صلح کمک می‌کند، اما هرگز قادر نیست که جلو مخالفان را بگیرد. وی در ادامه بار دیگر و پس از آن نیات واقعی پاکستانی‌ها را در مصاحبه‏‌ای با بخش اردوی بی‌بی‌سی آشکار نمود و گفت که لزومی نمی‌بیند اسلام‌آباد با گروه‌هایی که برای امنیت پاکستان خطر نیست، درگیر شود. او گفته است، دشمن امریکا لزوماً دشمن پاکستان نیست و کشورش نیازی نمی‌بیند با عناصری درگیر شود که تهدیدی را متوجه پاکستان نمی‌سازند.

این اظهارات سرتاج عزیز شاید به زبان دیپلماتیک بسیار قابل توجیه به نظر برسد. اما تجربه نشان داده است نمی‏توان از محتوای خطرناک آن غافل ماند. پاکستانی‌ها طی سیزده سال گذشته همواره با استفاده از چنین کلمات و سخنان چند پهلو هم مقام‌های افغان را بازی داده‏‌اند و هم جامعه جهانی را به سخره گرفته‏‌اند. جان کلام آن است که پاکستانی‌ها عزم جدی دارند که سیاست دوگانه خود را در ارتباط با تامین امنیت در افغانستان و مبارزه با هراس‏‌افکنی ادامه دهند. تا پاکستان و این سیاست‌های دوگانه آنان وجود دارد هرگز افغانستان از مرزهای جنوبی و شرقی امنیت نخواهد داشت و همیشه باید منتظر دخالت‌های بیشتر و بیشتر آنان باشد.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده