اعتیاد، بحران پنهان

افغانستان خسته از جنگ و متاثر از تهدیدهای مرتبط با هراس‏‌افکنی، فساد اداری و ده‌ها مشکل دیگر آرام‏‌آرام غرق یک بحران دیگر می‏شود و این بحران چیزی نیست جز اعتیاد به موادمخدر. جنگ‏‌های پی‏درپی سی و چندساله در کشور اهمیت آنچه در اینجا بحران می‏‌نامیم را به حاشیه رانده است، اگرچه شاید بشود ادعا کرد که این بحران نیز زاده‏ همین جنگ است.

طبق آخرین آمار انتشاریافته توسط سازمان ملل متحد تعداد کل معتادین در افغانستان در چندسال اخیر به دوبرابر افزایش یافته است. طبق همین آمار بیش از یک میلیون از جمعیت سی میلیونی کشور مبتلا به اعتیاد به یک یا چند نوع از مواد مخدر می‏باشند . تعداد واقعات ابتلا به ایدز و هپاتیت به علت استفاده از سرنج‏‌های آلوده در حال افزایش است. موارد اعتیاد در میان کودکان رو به فزونی است. طبق گزارش کمیسیون مستقل حقوق بشر کم‏ازکم ۱۲۰۰۰۰ زن معتاد به مواد مخدر در سال‏‌های اخیر شناسایی شده‏‌اند که این رقم طبیعتاً رو به افزایش بوده است .

نگاهی گذرا به این ارقام، شدت روزافزون استفاده از موادمخدر، ازدیاد نگران‏‌کننده تعداد معتادان، جدی‏‌تر شدن ضربات وارده به اقتصاد کشور، بحرانی‏‌تر شدن امنیت فامیل، محله، منطقه، شهر و در نهایت ولایت و کشور، و عمیق‏‌تر شدن گسست اجتماعی و بحران کشور را نشان می‏دهد.

برخلاف جنگ و اثرهای مستقیم آن چون تخریب شهرها و روستاها، زیربناها و برجاگذاردن تلفات انسانی و مالی دیگر به صورت ناگهانی و مستقیم، اعتیاد به موادمخدر به صورت پنهان، بی‏‌سروصدا و تدریجی مثل موریانه بدنه اصلی خانواده‏‌ها و درکل ساختار اجتماع و کشور را متزلزل ساخته و خواهد بلعید، مگر اینکه برای محدود ساختن کشت و تولید موادمخدر و تداوی معتادان اقدام‏‌های گسترده و موثر روی دست گرفته شود.

یکی از ساده‏‌ترین تعاریف این است که اعتیاد عبارت است از وابستگی به موادی که تکرار مصرف آن‏ها با اندازه مشخص و در زمان معین برای معتاد ضروری می‌نماید و به تدریج برای حاصل نمودن اثر مورد نیاز، شخص معتاد احتیاج به افزایش مقدار مواد و تعداد دفعات استفاده از آن را پیدا می‏کند. شخص به تدریج نیازمند و وابسته روانی- جسمانی به مواد و عوامل مخدر و عادت‌زا گردیده و به منظور برآوردن این نیاز باید از این مواد به طور مداوم و در فواصل مشخص استفاده کند.

مواد عمده غیرقانونی مورد سوءاستفاده در افغانستان عبارتند از تریاک، هیرویین، مورفین و حشیش (چرس). روش‏‌های عمده استفاده از این مواد دود کردن، بلعیدن، و تزریق (هیرویین و مورفین) است. الکول و کوکایین و مواد توهم-زا به علت دسترسی بسیار محدود در میان معتادان افغان رواج آن چنانی ندارند.

معتاد کسی است که بنا به علل مختلف (افسردگی، اضطراب، استرس، تراما، و…) و کاهش احساس ناخوشایند حاصل از این علل دست به استفاده از مواد اعتیادآور زده و به تدریج به این مواد وابستگی/مقاومت پیدا می‏کند.

از منظر روانشناسی، اعتیاد به مواد مخدر به گونه‌ای غیرمستقیم عکس‏‌العمل و پاسخی است مخرب در مقابل کنش‌های غیرقابل تحمل بیرونی و درونی. از طریق اعتیاد شخص تلاش می‌کند تا مشکلات درونی خود مانند اضطراب، افسردگی و محرومیت‏‌ها را کاهش داده و یا تسکین بخشد.

افراد معتاد معمولاً با این مواد ارتباط ویژه پیدا نموده، از واقعیت‏‌ها و چالش‏‌ها دوری و پرهیز کرده، و مقاومت‏‌شان در برابر ناراحتی‏‌ها، ناخشنودی‏‌ها، نارضایتی‏‌ها و تجربه احساسات نامطلوب کاهش می‏‌یابد. به مرور زمان افراد معتاد در تخیلات خود غوطه‏ور شده و دنیای خیالی و تصنعی را بنا می‏‌کنند که بتوانند درد و رنج زندگی را فراموش کرده و بر احساس ناامنی، تنهایی، بی‏کفایتی و تعارضات درونی خود تا حدی غلبه کنند.

اعتیاد تنها شامل استفاده از موادمخدر غیرقانونی چون تریاک نیست، بل ادویه‏‌جاتی که مثلاً برای کنترول درد یا افزایش خواب به کار می‏روند (قانونی یا غیرقانونی)، می‏توانند اعتیاد را سبب گردند.

در افغانستان نیز اکثر شهروندان بدون نسخه داکتر این دواها را می‏توانند از بازار به راحتی به دست بیاورند. به عبارت دیگر استفاده غیرمجاز از ادویه مجاز در افغانستان رایج است.

اولین مورد عمده در اعتیاد داشتن یک اختلال روانی قبلی است. مثلاً مبتلا بودن به اختلالات روانی چون انواع افسردگی، اضطراب، تجربه حوادث تلخ یا آسیب‏‌زا (مثلاً جنگ، تجاوز جنسی، شکنجه جسمی/عاطفی)، جنون و اختلالات رفتاری و شخصیتی. بیشتر این اختلالات نیز با نوع تربیت در دوران کودکی و نوجوانی و محیطی که در آن شخص پرورش می‏‌یابد، ارتباط دارند. به همان دلیل با آنکه عوامل بیولوژیکی (مثلاً آسیب‏‌پذیری ژنتیک) در بسیاری از این موارد دخیل هستند، تاثیر محیط و ماحول غیرقابل‏‌انکار است، مخصوصاً از دیدگاه روان‏شناسان رفتاری. سر و کار داشتن و رفاقت با افراد معتاد مثال عمده این مورد است.

جدا از این‏ها، عوامل اجتماعی-اقتصادی دیگر چون فقر، مهاجرت، بیکاری، تبعیض، خشونت خانوادگی، سوء‏استفاده جسمی، عاطفی، جنسی، عدم دسترسی یا دسترسی محدود به خدمات صحی، و نداشتن معلومات لازم راجع به تاثیرهای این مواد از عوامل دیگر در پیدایی و افزایش نرخ اعتیاد هستند.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده