اعلام نتیجه،تصمیم‏‌گیری در غیاب مردم

پس از بروز بحران انتخاباتی، تلاش‌های گسترده‌‏ای صورت گرفت که گره انتخابات پیش از آنکه به نقطه برگشت‏‌ناپذیر برسد، گشوده شود. به همین منظور افزون بر خواست و کوشش‌های داخلی، در سطح جهانی نیز این کوشش‌ها به کار افتادند. دو دور سفر وزیرخارجه امریکا، حضور یافتن نمایندگان ارشد کشورهای مهم دخیل در روند جاری کشور و اعلام امضای توافقنامه سیاسی و… همه رویدادهای بودند در جهت گشایش گره فنی و سیاسی انتخابات. اما با وجود تأکیدهای فراوان داخلی و خارجی این گفت‌وگوها به نتیجه منجر نشدند و شکست کامل آن‏ها اعلام گردید. داکتر عبدالله عبدالله، رهبر تیم اصلاحات و همگرایی هفته‏‌ی گذشته در یک نشست خبری به طور رسمی اعلام داشت که روند سیاسی گفت‏‌وگوهای نامزدهای انتخابات، به علت موانعی که در آن نشست گفته شد، با ناکامی کامل روبرو گردیده است.

دسته‏‌ی انتخاباتی اصلاحات و همگرایی با توجه به رویدادهای اخیر اعلام کرد که در تیم رقیب، یعنی تیم تحول و تداوم، صداقت برای حلِ مشکلات دیده نمی‌شود و به همین دلیل، تیم اصلاحات و همگرایی ناگزیر از ترکِ این روند است. لازم به یادآوری است که پیش از این نیز تیم اصلاحات و همگرایی روند بازرسی‌های فنی شمارش آرا را بنا به دلایلیِ ترک گفته بود؛ حال کهاین تیم وقتی سخن از ناکامی گفت‏وگوها و ترک روند سیاسی به میان می‌آورد، معلوم می‏شود که کشور به نقطه‏‌ی بسیار حساسی رسیده است. طبیعی خواهد بود که این نقطه، سرچشمه‏‌ی نگرانی‌های بسیاری در جامعه خواهد شد؟ مردم در ذهن خود این پرسش را طرح می‌نمایند که فرجام کشور چه خواهد شد؟

البته باید یادآور شد که تا لحظه نگارش این سطور، مواضع و پاسخ تیم رقیب، یعنی تحول و تداوم در ارتباط با مدعیات تیم اصلاحات و همگرایی شنیده نشده است که آیا آنچه تیم اصلاحات ادعا دارد، دقیق است یا خیر؟ و اگر از دیدگاه تیم رقیب ادعاهای مطرح شده دقیق نمی‌باشد، پس موضوع اصلی چیست و ریشه‏‌ی مشکل در کجا قرار گرفته است؟ هرچند در کلیت تیم تحول و تداوم موقف خود را در پیروی از قانون، اعلام شمارش دقیق آرا و پذیرش روند گفت‏‌وگوهای سیاسی به منظور توافق لازم در چهارچوب قانون اساسی بیان داشته است، اما این پاسخ‌ها و مدعیات طرفین تاکنون ره به جایی نبرده است.

با توجه به انتظارهایی که مردم از دور سوم انتخابات ریاست‏‌جمهوری برای انتقال مسالمت‏‌آمیز قدرت و تحکیم ثبات در نظام سیاسی و ساختار جامعه داشتند، و به همین دلیل نیز باشور و با انگیزه‏‌ی قوی، علی‏رغم تهدید مخالفین و حتا به بهای از دست دادن انگشت‌های خویش پای صندوق‌های رای حاضر شدند، اما شوربختانه این انتخابات نه تنها با چالش‌های جدی روبرو شد، بل در یک نگاه کلی موجب سرافکندگی افغانستان در جهان گردید. فراز و فرود و روش‌های متناقض و مدعیات سربسته و پایان‏‌ناپذیر در آن برای جهانیان چنین القا گردید که افغان‌ها تصمیم ندارند به زندگی عادی و صلح دایمی دست پیدا کنند! حال آنکه واقعیت چیز دیگری است. مردم افغانستان که رنج اصلی چندین دهه بحران و فاجعه را متحمل گردیده‏‌اند به شدت علاقمند و مشتاق استقرار صلح و ثبات بوده و برای به دست آوردن آن از هیچ کوشش و فداکاری دریغ ندارند. کم از کم عرصه‌های انتخاباتی این واقعیت را به نمایش گذاشته‏‌اند.

متاسفانه مشکل اساسی افغانستان، به‏‌ویژه در دوران انتخابات در سیاست‌گران و حکومت‌گران نهفته است. دنیا باید میان آنچه که سیاست‌گران و حکومت‌گران مرتکب می‌گردند و مردم افغانستان مرزبندی جدی و تفکیک کاملاً روشنی قایل گردند. اکثریت به اتفاق آگاهان سیاسی بدین باور هستند که حکومت در طول سیزده سال اهمیت لازم را به خواست و اراده مردم نداده است، اما در دوران انتخابات این بی‏‌توجهی شدت بیشتری یافته است. به باور این آگاهان آنچه امروز به عنوان مشکل انتخابات در کشور وجود دارد، در واقعیت امر دست‌پختِ حلقاتی است که در ارگ لانه گزیده‏‌اند که به طور غیرقانونی و نامشروع و مرموز در امور انتخابات دخالتِ ورزیده و به سازماندهی آن در جهت خاص پرداخته‏‌اند. طبیعی خواهد بود که نقش رئیس‏‌جمهور کرزی نیز به عنوان یک چهره‏‌ی ملی و محوری در ارگ، در این میان پرسش‏‌برانگیزتر باشد و این پرسش مطرح شود که آیا این دست‏‌اندازی‌ها با آگاهی وی صورت گرفته است؟ اگر چنین نیست پس نقش و جایگاه ایشان در موقف رئیس‏‌جمهور برحسب آنچه قانون اساسی بیان داشته چه بوده و چرا در انجام وظایف قانونی خویش در امر رهبری و اجرای یک پروژه‏‌ی کلان ملی، یعنی انتخابات، چنین سهل‏‌انگارانه برخورد نموده است؟ بربنیاد شواهد و مدعیات، روش و سیاست ارگ یا حکومت کم‏ازکم در دوران انتخابات کاملاً مغایر و برخلاف خواست و اراده مردم بوده و حتا سعی برآن وجود داشته است که در راه تحقق خواست و اراده‏‌ی مردم سنگ‏‌اندازی صورت گیرد!

نکته‏‌ی دیگری که در این راستا قابل طرح می‌باشد این است که کمیسیون مستقل انتخابات اعلام داشته است که به زودی نتیجه‏‌ی انتخابات را بدون درنظرداشت به تفاهم رسیدن یا نرسیدن نامزدهای انتخابات اعلام خواهد کرد. هرچند که شمارش و اعلام نتایج انتخابات از سوی کمیسیون جزو وظایف و مسئولیت‌های اساسی و قانونی این نهاد شمرده می‌شود، اما انجام این مسئولیت، آیا انتزاعی و بدون درنظرداشت واقعیت‌های سیاسی و اجتماعی نیست. به معنای دیگر از آنجایی که کمیسیون انتخابات، زیرمجموعه ساختار حکومت است، بنابراین این نهاد دربرابر خواست و اراده‏‌ی مردم مسئول و پاسخگو است. حکومت پیش از اعلام نتایج باید درباره دخالت‌های غیرقانونی و وارد نمودن آرای تقلبی به صراحت پاسخگو باشد. یکی از راه‌های رفع این شبهه آن است که کمترین قناعت تیم معترض را به دست آورد. بدون قناعت یا ارائه پاسخ دقیق، اعلام نتیجه‏‌ی انتخابات شاید در ظاهر منجر به اعلام رئیس‏‌جمهور آینده شود و چنین گمان برده شود که غایله انتخابات ختم خواهد شد، اما باید پذیرفت که تصمیم‏‌گیری درغیاب مردم، نمی‏‌تواند آینده‏‌ا‏ی روشن و قابل اعتماد را برای کشور و حکومت آینده در پی داشته باشد.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده