افغانستان وصنعت گردشگری

امکانات، سهولت‏‌ها، تجهیزات، خدمات، هوتل‏‌ها، امنیت و مقرره‏‌های مربوط به گردشگری بازوهای قدرتمندی برای رشد چشمگیر صنعتی به نام گردشگری به شمار می‏روند. با همین بازوهای قدرتمند کشورهای اروپایی حدود 70درصد صنعت گردشگری جهان را به خود اختصاص داده اند.

افغانستان با آن که در قلب قاره آسیا قرار دارد و از موقعیت فوق‏‌العاده جغرافیایی و در مسیر جاده ابریشم قرار دارد و از طرفی در جای جای دامن خود آبدات و آثار تاریخی منحصربه فردی نیز دارد اما به دلایل نبود هوتل‏‌داری مجهز به امکانات گردشگری، نبود خدمات معیاری، نبود امنیت و نبود فرهنگ گردشگری تاکنون نتوانسته از فرصت طلایی گردشگری خود سود ببرد.

طبیعت تلفیق شده کشور با کوه، دشت و دریا با جنگل‏‌های کوهی با چشم‏‌اندازهای بکر و نایاب و دره های سبز و رودهای خروشان و خاک‏‌های رنگی در کوه‏‌ها از مراتع کوهی و جنگلی نورستان و کنر گرفته تا دشت‏‌های خاره ی تخار و کندز و بلخ و جوزجان هر کدام فرصت‏‌هایی را برای بازدیدهای مکرر گردشگران باقی گذاشته است.

گردشگران باید سری هم به آثار تاریخی باقی مانده از آتش‌کده بهار در بلخ، تخت رستم در سمنگان و دیگر گنجینه‏‌های نهفته در این مسیر بزنند.

اما ابهت و شکوه بلخ باستان با موزه پوشان قدرت طلب زیر سوال رفته است و در کنر و نورستان که زمانی مردمانش نام و آواز بلندی در مدنیت و بزرگی داشتند در تنگنای روزگار و جبر جابران در شمارش معکوس شلیک راکت‏‌های همسایه جنوبی قرار دارد و می‏رود تا هست و بودش به نابودی بگراید.

بامیان ولایتی در عمق کشور با کوه‏‌های پر برف همیشگی، جای بی‏‌نظیری است که بودا چشمی برای تماشای بازدیدکنندگان ندارد اما ابهت تاریخی شکافته شده در دل کوه‏‌های این شهر هنوز باقی است.

دل‏‌های زیادی در حال حاضر در تپش این هستند که به پای کوه‏‌های مغاره‏‌دار بامیان بروند و از نزدیک نجواهای پیچیده در لابلای این مغاره‏‌ها و دیوارها و دهلیزهای راهبه نشین را بشنوند و اگر فرصتی دست داد جایگاه اسکی تازه ساخته شده در این شهر در شادی و بازی اسکی رها شوند اما علی رغم ادعاهای مسئولین این ولایت، امکانات کمی برای گردشگری وجود دارد و یا شاید بتوان گفت که اصلاً چنین امکانات و خدماتی وجود دارد.

بند امیر با دره‏‌های خوابیده و تنیده در دامنش همچنان در غربتی شگفت به سر می‏برد. حتا سرک آسفالت ندارد تا دست کم اهالی محل با شوق گردشگرانه سری به بند و آبگیری در ارتفاعات شهرشان بزنند که در دنیا بی‏نظیر است. این منطقه با قایق‏‌ها و مرغابی‏‌های مصنوعیش بازیچه‏‌ای به نظر می‏‌رسد که گویا برای سرگرمی کودکان است تا گردشگران خارجی.

شاید وضع هرات باستان با جام‏‌ها، مساجد و مناره‏‌های در حال ریزشش کمی بهتر باشد اما همه جا حرف اول را امنیت می‏زند و بعد از آن که بگذریم نبود برنامه‏‌ها و طرح‏‌ها برای جذب گردشگر خارجی.

کشور ما همان طور که از نظر عکاسی یک کشور غنی به شمار میرود از نظر گردشگری هم یک کشور تازه و بی‏نظیر است با رسم‏ها و خرده‏‌فرهنگ‏‌هایش. افغانستان با تاریخ خود و شهرتش در مهمان‏‌نوازی و انواع غذاهایش جاذبه‏‌های فوق‏‌العاده‏‌ای برای گردشگران به حساب می‏آید اما کجاست آن فرصتی که به این جاذبه‏‌هایی که هر کدام در نوع خود حرف‏‌های بسیاری برای گفتن دارند و باید ابعاد نهفته آنها کشف شوند و شاید به روز هم باید شوند مجال تبارز جهانی بدهد؟

کشور ما به همان اندازه‏ای که از نظر سیاسی برای جهان مهم است و مورد توجه قرار گرفته از نظر گردشگری پرجاذبه است. جاذبه‏‌هایی که با دافعه‏‌های ناامنی و نبود امکانات و نبود خدمات برای گردشگران کنجکاو و جست و جوگر خارجی کم کم از یاد رفته است.

غزنی با آن که پایتخت فرهنگی جهان اسلام نام گرفته اما هنوز نتوانسته خود را با این عنوان عیار سازد تا بتواند شکوه و عظمت به جا مانده از دوران پرافتخار گذشته اش را در فرصتی دیگر به رخ بکشد و هنوز که هنوز است اسیر دستان ناپاک ناامنی‏‌ها است و حتا مردمش نتوانسته اند با آرامش و با افتخار پایتخت بودن و فرهنگی بودنش را به تجلیل بنشینند چه برسد به هواداران و مشتاقان خارجی سرزمین محمود غزنوی که زر و سکه اش در حمایت از ادیبان و شاعران معروف بود. جاذبه‏‌های گردشگری کشور ما فراوان هستند چه جاذبه‏‌های طبیعی و چه جاذبه‏‌های تاریخی و چه جاذبه‏‌های فرهنگی از آداب و رسوم گرفته تا انواع غذاها اما اگر امنیت نباشد و اگر برنامه و طرح‏‌های خلاقانه نباشد و اگر فساد اداری جایی برای عرض اندام این جاذبه‏‌ها نگذارد همان طورکه کشور ما در انحصار خشکی‏‌ها است، گردش گری نیز در بایکوت بیشتر قرار خواهد گرفت.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده