افغانستان و بهره‌برداریاز ظرفیت‌های‌سازمان‌های منطقه‌ای

افغانستان عضو سازمان سیاسی – اقتصادی ایکو، سازمان سارک و فوروم سیکا و همچنان عضو ناظر شانگهای است. و در جلسات و نشست‌های این سازمان‌ها به صورت منظم شرکت می‌کند. علاوه براین افغانستان در سازمان‌های بزرگ جهانی دیگر نیز عضو است. پرسش این است که افغانستان چگونه توانسته است از عضویت در این سازمان‌ها و به‌خصوص سازمان‌های منطقه‌ای بهره ببرد. اکنون که جلسه سران نشست شانگهای در جریان است و افغانستان هم در بالاترین سطح دراین جلسه شرکت کرده است، چه نفعی عاید افغانستان می‌گردد؟ نشست فعلی شانگهای در محور اقتصاد، امنیت منطقه، روابط کشورها و مبادلات تجارتی میان کشورهای عضو شانگهای دایر گردیده و افغانستان با توجه به شرایط فعلی کشور، به امنیت و انکشاف اقتصادی نیاز مبرم دارد. افغانستان باید با اولویت قرار دادن این محورها با طرحی جامع و دنیاپسند در شانگهای شرکت کند. کشورهای عضو شانگهای از جمله کشورهایی اند که رشد سریع اقتصادی را تجربه کرده است. چین، فدراتیف روسیه و هند کشورهایی هستند که به سرعت رشد اقتصادی را تجربه می‌کنند و در این میان کشور چین از کشورهایی است که در صدد یافتن بازارهای بکر و تازه اقتصادی و سرمایه‌گذاری به قاره‌های دیگر جهان مثل آفریقا رو آورده است.

اگر افغانستان در این گونه نشست‌ها بتواند ظرفیت و توان اقتصادی خود را آن طور که شایسته و لایق ظرفیت کشور است، نشان دهد و توجه سرمایه‌گذاران بزرگ این کشورها را به افغانستان جلب کند، افغانستان شاهد سرازیر شدن سرمایه‌های خارجی خواهد بود. زیرا افغانستان به لحاظ جغرافیایی به این کشورها نزدیک است و سرمایه‌گذاری در افغانستان هزینه‌های کمتری را بر سرمایه‌گذاران منطقه تحمیل می‌کند. اما آنچه از سوی افغانستان تاکنون ارایه شده، نقشه روشن و واضحی از ظرفیت‌های کشور و همچنان توانمندی‌های جذب سرمایه‌های خارجی نبوده است.

مساله دیگری که باید رهبران حکومت وحدت ملی در چنین نشست‌هایی ارایه کنند، طرحی برای درک و زبان مشترک به منظور شناخت وضعیت امنیتی وهمچنان مخاطراتی که احتمالاً با توسعه و انکشاف ناامنی در افغانستان متوجه منطقه می‌شود، است. بدون شک اگر افغانستان در منطقه ناامن باشد، اثرات منفی ناامنی در کشور، کشورهای ماحول و اطراف افغانستان را نیز متاثر می‌سازد. هند که خواهان حضور در بازار بزرگ آسیای میانه است با مشکلاتی مواجه خواهد بود. چین هم نخواهد توانست از شاهراه بزرگ راه ابریشم برای صادرات فرآورده های صنعتی خود استفاده نماید. کشورهای آُسیای میانه هم برای مبادلات کالا با کشورهای جنوب آسیا با چالش‌هایی مواجه خواهند شد. بنابراین تا درک مشترکی از وضعیت امنیتی در منطقه به وجود نیامده باشد، نباید منتظرتلاش‌های صادقانه ازسوی کشورهای منطقه بود.

چین از کشورهایی است که نفوذ تعیین کننده‌ای بر کشور پاکستان دارد و می‌تواند پاکستان را وادار به پذیرش پالیسی نماید که ثبات و امنیت پایدار را در منطقه و منجمله افغانستان تضمین نماید. شانگهای می‌تواند مناسبات کشورهایی را که به صورت سنتی در رقابت و مناسبات تنش‌زا به سر می‌برند، تلطیف نموده و فضای مساعدتری، زندگی مسالمت‌آمیز و حسن همجواری را جایگزین آن نماید. افغانستان همانند کشورهای دیگر منطقه ازشرایط صلح‌آمیز سود خواهد برد.

نکته دیگری که باید به آن توجه شود این است که نباید به مسائل به صورت مجزا و مجرد نگریسته شود. اگر شرایط منطقه‌ای درست و مساعد باشد و کشورهای منطقه بخواهند به افغانستان کمک نمایند و درک مشترکی از اوضاع امنیتی و سیاسی در منطقه به وجود آید اما افغانستان در داخل ساختار اداری و سیاسی خود با مشکل مواجه باشد، استفاده از ظرفیت‌های منطقه‌ای بازهم دشوار خواهد بود. یکی از نکاتی که باید مورد توجه دولتمردان افغانستان باشد این است که شرکت در این نوع جلسات و نشست‌های منطقه‌ای و جهانی را از حالات شکلی و لوکس به نشست‌های موثر و جدی تبدیل نمایند تا در زندگی مردم تغییر به وجود آمده و سبب بهبود وضعیت عمومی کشور گردد. در غیر آن صورت این نشست‌ها نفع چندانی به حال افغانستان نداشته و بیشترینه جنبه دیکوری و نمایشی خواهند داشت.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده