افغانستان چگونه می‏‌تواند یک آینده اقتصادی داشته باشد؟

تمرکز بر موثریت نیروهای امنیتی افغانستان با توجه به چالش‌‏هایی که این کشور با آن‏ها روبرو است، قابل فهم است. با آن هم در درازمدت، ثبات اقتصادی برای یک صلح پایدار در افغانستان از اهمیت به سزایی برخوردار است. در حالی که دولت قبلی افغانستان تا حد زیادی متکی بر راهبرد امنیتی بود، رئیس‏‌جمهور اشرف غنی انتظار دارد تا بر بازسازی اقتصادی به حیث یک مسئله اصلی دولت‏‌سازی خود، تأکید کند. آقای غنی در حال حاضر در دیداری از امریکا تلاش می‏کند تا اداره اوباما را متقاعد کند تا در تصمیمش برای بیرون بردن تمامی نیروهای خود از افغانستان تا اواخر سال 2016 بازنگری کند.

توجه به مسایل اقتصادی می‏‌تواند شکاف بین دولت‏‌داری و کمبود بودجه مالی این کشور را که موجب خلاء گسترده سیاسی وامنیتی شده است، پر کند. این خلاء به نوبه خود به تندروان، آزادی عمل می‏دهد.

افغانستان بعد از 2002 برای یک دهه شاهد 9.2 درصد رشد اقتصادی و تک شماره شدن نرخ تورم بود، اما این چرخه اقتصادی تا حد زیادی با سرازیر شدن پول‏‌های کمک شده به افغانستان پایدار نگه داشته شده بود. با شروع خروج نیروهای آیساف این رشد در سال 2013 شروع به کاهش کرد و به 3.8 درصد با شروع امسال رسید.

افغانستان با زیرساخت های کمی که دارد، با کم شدن پول‏‌های کمکی، با کاهش فزاینده‏‌ای روبرو خواهد بود.

در حالی که موافقتنامه استراتژیک با ایالات متحده در سال 2012 با حمایت مالی برای یک دهه دیگر، موقتاً تاخیری را در این کاهش درآمد به وجود خواهد آورد، اما کابل سرانجام مجبور است تا برنامه‏‌هایی را برای تقویت اقتصاد خود روی دست گیرد. در واقع، اتکای افغانستان به کمک خارجی، نقطه ضعف این کشور است.

درحال حاضر افغانستان روی دو عامل برای پایداری اقتصاد خود متکی است: موقعیت استراتژیک و منابع طبیعی‏اش. افغانستان با واقع شدن در دهلیز شرق- غرب امیدوار است تا از این موقعیت استراتژیک استفاده کرده و جاده باستانی ابریشم را احیا کند.

ایالات متحده پیش از این پلان‏‌هایی را به شکل ابتکار راه ابریشم طراحی کرده است. چنان که چین هم کمربند اقتصادی راه ابریشم خود را دارد.

در این زمینه همچنین انتقال گاز از دریای خزر به جنوب آسیا از طریق خط لوله تاپی جای دارد. پروژه دیگر انرژی، انتقال برق آبی به جنوب آسیاست. افغانستان و پاکستان موافقت‌نامه‏ تجارت و ترانزیت را در سال 2010 امضا کرده‏‌اند که به جریان آزادانه کالا بین دو کشور اجازه می‏‌دهد.

عنصر دیگر معماری اقتصادی افغانستان، منابع طبیعی آن است. افغانستان به شکل سنتی از لحاظ منابعی مثل زغال، کرومایت و مرمر غنی بوده و از سال 1967 به روسیه گاز صادر کرده است.

اگرچه برخی مطالعاتی که دهه‏‌ها قبل انجام شده بودند به منابع وسیع طبیعی و هایدروکربن این کشور صحه می‏‌گذاردند، اما این سال 2012 بود که ایالات متحده از کشف نزدیک به یک تریلیون دالر منابع معدنی در افغانستان خبر داد. این ذخایر شامل مقادیر بسیار زیاد آهن، مس، کبالت، طلا و مواد مهم قابل استفاده در صنعت مثل لیتیوم می‏‌شوند.

افغانستان پیش از این سرمایه‏‌گذاری‏‌های قابل توجهی را جلب کرده است: چین قول 2.8 میلیارد دالر را برای توسعه معادن مس داده و کنسرسیومی از شرکت‏‌های هندی در مشارکت با شرکت‏‌های چینی از سرمایه‏‌گذاری 14.6 میلیارد دالر برای توسعه معادن آهن در حاجیکگ خبر دادند. با آن هم این پروژه‏‌ها به علت مسایل امنیتی تا هنوز متوقف هستند.

ثروت منابع با آن هم یک شمشیر دولبه هستند که می‏تواند یک چرخه خبیثه خشونت را ایجاد کند.

افغانستان در عین حال می‏تواند به دیگر قوت‏‌های خود مثل زراعت و دامداری هم توجه کند. در حالی که تنها 6 درصد خاک افغانستان زرع می‏شود، این امر می‏‌تواند افزایش یابد و دانه‏‌های جایگزین را جانشین کشت تریاک کند. این مسئله به امنیت غذایی خود افغانستان هم کمک می‏کند.

این کشور همچنین می‏تواند به امضای موافقتنامه‏‌های تقسیم آب با کشورهای همسایه به‏‌ویژه پاکستان وارد شود. افغانستان در عین حالی که می‏‌تواند به بخش خدماتی خود بیشتر توجه کند، می‏‌تواند به مبارزه با فساد نیز بپردازد و به اقتصاد غیررسمی خود، سامان دهد.

افغانستان تنها از طریق توسعه یک اقتصاد نیرومند می‏‌تواند سنگری بر ضد ایدیولوژی افراط گرایی شود. افغانستان فقط در این صورت است که می‏‌تواند برای این ملت جنگ‏زده و جهان، یک موفقیت باشد.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده