افغانستان گورستان دموکراسی؟!

وقتی سکان اراده مردم در دست گروه حاکم باشد، از قوت و قدرت استبداد چیزی کاسته نمی‌‏شود؛ حکومت، همچنان تک‏تاز و بدون تمثیل اراده‏‌ی ملت، راه خود را می‏‌پیماید بی‏آنکه به خواسته‏‌های مشروع و مطالبات مردم، پاسخ درخور شأن یک ملت آزاد و با اراده داده شود. در چنین فرآیندی، ولو آنکه شریان‏‌های زیرین جامعه در حرکت باشد و او، تلاش صادقانه و مستمر برای رسانیدن خون حیات در قلب بیمار جامعه انجام دهد، اما وقتی گلوگاه یعنی آنجا که شریان حیات به قلب متصل است، بسته باشد، امکان حیات سیاسی و اجتماعی باقی نمی‏‌ماند و طبعاً مرگ جامعه‏‌ی آزاد، دموکرات و مردم‌سالار فرا می‏رسد!

کمیسیون مستقل انتخابات افغانستان که درحال حاضر درحکم همان شریان متصل به قلب قدرت و تجدید حیات سیاسی کشور می‏‌باشد، مسدود شده و از کار افتاده است. این کمیسیون، متهم است که ده‏‌ها و صدها هزار رای ناپاک به صندوق‏‌ها را تطهیر کرده و به آن رنگ مشروعیت بخشیده است. این کمیسیون با ارائه آمار غیرواقعی بیش از هفت میلیونی از حضور مردم در انتخابات 24 جوزا، تصمیم برآن دارد تا بر تقلبات گسترده سرپوش گذاشته و از طریق آرای جعلی، ناپاک و پرشده از سوی مهندسان انتخاباتی، آرای نامزد مورد حمایت خود را بالا برده و بی‏آنکه از آرای نامزد پیشتاز یعنی عبدالله عبدالله فروکاهد، نامزد مورد حمایت خود را راهی ارگ ریاست‏‌جمهوری نمایند.

شواهد و گزارش‏‌ها برآن است که پیش از پیش، آرای اشرف غنی احمدزی 53 درصد کل آرا و عبدالله عبدالله 47 درصد ترتیب و تهیه شده که به محض فرارسیدن موعد مقرر یعنی 31 سرطان، این نتیجه رسماً اعلام و سکان قدرت سیاسی به اشرف غنی احمدزی واگذار گردد. مجموعه این دست‌بردها، رهزنی‏‌ها و کلاه‏‌برداری‏‌های انتخاباتی – سیاسی باعث آن شد که تیم اصلاحات و همگرایی به رهبری آقای عبدالله عبدالله، رابطه‏‌ی خود با کمیسیون‏‌های انتخاباتی را به حالت تعلیق درآورده و خواستار دخالت نمایندگی سیاسی سازمان ملل متحد درافغانستان با مسایل انتخاباتی کشور گردد.

اکنون، با توجه به استقبال یوناما از این پیشنهاد، انتظار آن است که با دخالت این سازمان، به تصمیم ملی و حق‏‌خواهی مردم افغانستان حرمت نهاده شود و از اراده‏‌ی ملی مردم کشور در جهت تمثیل حاکمیت مشروع، چهره‏‌ی دروغین ارائه نگردد.

زیرا آنچه مردم در پی آن هستند، احترام به آزادی‏‏‌های مدنی و مشروع‏‌شان و گذاشتن وقعی واقعی به حضور و مشارکت آنان در قدرت سیاسی است. مردم می‏خواهند صندوق‏‌های انتخابات، به مثابه‏‌ی بازی نامشروع سیاسی و ابزاری برای حکومت سلطنتی نباشد. مردم درپی آن هستند که اگر در مسیر نهادینه‏‌سازی دموکراسی جان‏‌شان را از دست می‏دهند و انگشتان‏شان بریده می‏شود، شریان دموکراسی و مردم‌سالاری بند نیافتد. مردم در پی آن هستند که حیات سیاسی از طریق انگشتان آنان و اراده عقلانی‏‌شان در کالبد جامعه باز گردد، نه اینکه از حضور و مشارکت آنان در پای صندوق‏‌های رای، به ابزار مدرن برای موروثی ساختن سلطنت تباری استفاده گردد.

سوگمندانه، آنچه تاکنون شواهد و اسناد نشان می‏دهند آن است که بستر برای تمثیل حاکمیت تقلبی فراهم می‏گردد و کمیسیون مستقل انتخابات، به جای پاسداری از صندوق‏‌های انتخاباتی، به مثابه‏‌ی قبرستان این صندوق‏‌ها که در واقع به منزله‏‌ی دفن دموکراسی است، عمل می‏کند. نبود شفافیت انتخاباتی، درز آمارهای دروغین از نفوس ولایات و حضور بیش از جمعیت آن در پای صندوق‏‌های رای، دست داشتن برخی مسئولان بلندپایه در تقلبات انتخاباتی و عدم برخورد مسئولانه با این دسته از چهره‏‌های یک‏‌جانبه‏‌گرا و طرفدار نامزد خاص، مواردی‏‌اند که پرسش‏‌های را به وجود آورده است

حال، اگر کمیسیون مستقل انتخابات، کمیسیون شکایات انتخابات و ارگ ریاست‌‏جمهوری خواهان شفافیت و عدالت انتخاباتی هستند باید به پرسش‏‌ها پاسخ دهند و تحت نظارت سازمان ملل متحد، ضمن پاسداری و صیانت از دموکراسی و آرای مردم، تلاش ورزند تا مشروعیت سیاسی حکومت آینده را که مهمترین مسأله تا پنج سال آینده می‏‌باشد با علامت بزرگ سئوال، مواجه نسازند.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده