امام خمینی، الگوی تازه حیات اجتماعی

رهبری و مدیریت امام خمینی که پس از بیست و چهارسال، سالروز ارتحال ایشان بسیاری از مسلمانان را در نقاط گوناگون دنیا سوگوار می‏سازد، جای تأمل دارد و دلبستگی و ارادت به این رهبر بزرگ مسلمان نیازمند بازاندیشی و الگوگیری است.

بی تردید، برگزاری مراسم‏های گسترده در افغانستان نیز برخاسته از جایگاه معنوی ایشان به عنوان یک رهبر بیدارگر مسلمان در سطح جهان اسلام است و هرگز نباید آن را در حد بزرگداشت از یک شخصیت خارجی تلقی نمود. زیرا چنین ادعایی از هیچ جانبی وجود نداشته و بازتاب آن در ذهنیت و افکار جامعه نیز با چنین جلوه‏ای نه تنها خوشایند است، بلکه جفای بزرگ در حق آن شخصیت عالی مقام با اندیشه‏ی فرامرزی امام خمینی است.

قدرت معنوی و میزان نفوذ امام خمینی با گستردگی که در آن روز موج ایجاد کرد، به خوبی بیانگر این واقعیت است که امام خمینی با نیت نیالوده به اهداف مادی و بدون چشمداشت به جایگاه قدرت و منصب دست به حرکت و فعالیت انقلابی علیه رژیم دست نشانده‏ی آن روز ایران زد. به همین دلیل نیز این حرکت، الگوی انقلاب‏های آزادی‏خواهانه در قرن بیست شد و تا هنوز نیز این تأثیرگذاری و تأثیرپذیری در بیداری اسلامی در خاورمیانه و سایر نقاط دنیا قابل احساس است. زیرا تا آن روز باورها چنین شکل گرفته بود که با حرکت مردمی و بدون داشتن پشتوانه‏ی سیاسی و نظامی نمی‏توان یک رژیم مسلط بر یک ملت را که حامی جهانی و بین‏المللی نیز دارد، از پا در آورد.                                          ادامه ص3

اما امام خمینی با حرکتی که از پایگاه دینی و مردمی بدون هیچگونه حمایت مادی بیرونی و داخلی آغاز کرد و به پیروزی رساند، این ایده را تقویت بخشید که با حمایت‏های مردمی و برخاسته از عقیده و آرمان پاک مردم می‏توان پیروز شد و به خواسته‏های خویش دست یافت.

لذا در آن روز رخداد پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و شکل گیری دولت اسلامی با محاسبات مادی در تعاملات جهانی قابل تحلیل نبود. همین مسأله نیز حیرت بسیاری از دانشمندان و صاحب نظران غربی را برانگخیت.

«رابرت كالستون» یک دانشمند كانادایی این حیرتش را این‏گونه بیان می‏کند: «از نظر من كه یك غربی و فرد غیر مسلمان هستم این معجزه است كه یك انقلاب مكتبی والهی بتواند در جهان امروز این طور تحقق پیدا كرده ودرجهت استقرار عدالت به پیش برود‌… »

در جهان آن روز که داعیه داران قدرت جهانی خویشتن را باداران مملکت‏های مسلمان فرض می‏کردند، برتافتن این حقیقت که یک کشور مستقل اسلامی در عرصه‏ی بین‏الملی قدعلم نماید دشوار بود. این امر تاکنون نیز برای آنان پذیرفتنی نبوده و همین مسأله نیز زمینه‏ساز مناقشات بسیاری در معادلات سیاسی دنیای امروز گردیده است. ایجاد بهانه‏هایی مبنی بر سلب بسیاری از حقوق مسلم کشورها را تنها می‏توان در این چهارچوب ارزیابی نمود که ماهیت نظام اسلامی با ایده‏هایی که توسط امام خمینی ایجاد شد، برای کشورهای ابرقدرت جهانی قابل قبول نیست.

اما این حقیقت را در زمانی که امام خمینی توانست نظام اسلامی را در ایران سرپا ایستاد نماید، همگی درک کرد که توان مردمی با تأسی از دستورات اسلامی پتانسیل نهفته در نهاد مسلمانان است که در صورت جوش و خروش منطقی آن، هیچ قدرتی را توانمندی مقابله با آن نخواهد بود.

به همین دلیل نیز رسانه‏های غربی این قدرت را نوعی بازتوانایی یا کشف دوباره‏ی قدرت اسلامی خواندند. روزنامه تایمز در این باره نوشت :«اوج‌گیری خیزش مذهبی به دنبال بركناری شاه توسط امام خمینی(ره) درایران جریان یافت و سراسر جهان رادر نوردید ودر پاییز سال 1357 دنیای غرب به دلیل انقلاب ایران بار دیگر اسلام را كشف كرد…. »

هنجارشکنی دیگری که در انقلاب اسلامی ایران توسط امام خمینی مشاهده شد، برهم زدن معادلات اندیشمندان غربی بود و آن اینکه برپایی نظام مدرن با الگوهای اسلامی قابل تحقق نیست.

این ایده با ایجاد نظام مدرن، مردم‏سالار و مبتنی بر آرای مردم توسط امام خمینی در آن روز برهم ریخت، زیرا او به خوبی بیان کرد که «میزان رأی ملت است» و اتکا به آرای مردم با پیروی از اصول اسلامی چیزی بود که باعث شد انقلابی که در برابر مدرنتیه توسط نظام سکولار شاهی ایجاد شود، با الگوهای مدرن نیز سازگاری داشته و به سمت توسعه و رشد و مدرن سازی به پیش برود.

این حقیقت را میشل فوكو (Michel Foucauit) اندیشمند و جامعه‌شناس برجسته فرانسوی در نوشته‌‌‌‌‌های خود با اشاره به سفری كه در كوران حوادث انقلاب (سال 57) به ایران داشته اینگونه بیان می‏کند: «من قبول دارم كه از قرن هیجدهم به بعد هرتحول اجتماعی به اتفاق بسط مدرنتیه بوده؛ اما انقلاب ایران تنها حركت اجتماعی است كه در برابر مدرنیته قرار دارد. »

با این خصوصیت و با شکستن هنجارهای موجود در تئوری‏های مطرح انقلاب، امام خمینی توانست الگوهای نوی را طراحی نموده و تئوری جدیدی را بیافریند؛ تئوری که محور آن آموزه‏های اسلامی بود و در عین حال مانع رسیدن به رشد، ترقی، توسعه و مدرن سازی جامعه نگردید. براین اساس است که شخصیت امام خمینی نه به عنوان یک رهبرسیاسی در یک کشور خاص و قلمرو معین، بلکه منحیث اندیشمند انقلابی مسلمانی که توانست عزت و آزادگی را در پرتو تعالیم دینی برجسته ساخته و عملی نماید، برای بسیاری از مردم آزاد اندیش امروز قابل تجلیل است .

0 پیام برای این مطلب ثبت شده