امنیت اجتماعی، شکننده‌تر از پیش

پولیس نیرومند شده است، امنیت وضع بهتری دارد، سطح اعتماد مردمی نسبت به نهادهای امنیتی ارتقا یافته ولی همزمان با این موارد، تهدیدهای ناشی از جرایم اجتماعی نیز افزایش یافته‏‌اند. این امر یعنی اینکه امنیت اجتماعی در کشور تأمین نیست و کلان‌شهرها به شمول پایتخت از این امر مستثنا نمیباشند.

مصداقهای عینی آن نیز به تکرار رخ داده و اتفاق میافتند. سرقت موتر، شماره‌‏ی موتر یا قطعات سطحی آن در روز روشن، بردن اموال مردم در شبهای تاریک و بدون بستر روشن و مطمئن امنیتی، کلاهبرداری، جیب‏‌بری و… گونههای مختلفی از جرایم اجتماعی‏‌اند که همه روزه فقرههایی از آن‏ها اتفاق افتاده و رونما میگردند.

امید پیگیری و رسیدن به هدف نیز اندک است و انتظار نمیرود که مال رفته از کف صاحبان آن و افتاده به چنگ دزدان دوباره بازگردد. اگر کمی زیر پوست شهر را بازکاوی نموده و درد دل مردم را بشنوید، آگاه خواهید شد که چه میزانی از اموال مردمی به سرقت رفته است، بدون اینکه ردپایی از دزدان مشخص شود یا سرنخی از قضیه به دست آید. نویسنده شاهد قضیهای بوده که در روز روشن از داخل یک سرای(پارکینگ خصوصی) در ناحیه‌‏ی سیزده شهر کابل موتری به سرقت رفته و هیچ اطلاعی نسبت به آن حاصل نشده است. موارد زیادی نیز از زبان بسیاری از شهروندان شنیده میشود که سرقتهای مختلف رخ داده و هیچ اثری از مال دزدیده شده پیدا نشده است.

ارتباط این پدیده با نبود بسترهای مناسب کاری، گسترش فقر و عواملی چون نبود مجرای معتبر و اساسی برای امرار معاش یک امر بدیهی است که یکی از راهکارهای بنیادین برای از بین بردن تهدیدهای اجتماعی میباشد. زیرا وقتی هرچه دایرهی فقر گسترش یافته و ناداری در بین مردم عمومیت پیدا نماید، سرقت و ناامنیهای اجتماعی نیز گسترش خواهد یافت و این سلسلهی منطقی در یک زنجیرهی ناپایان ادامه خواهد یافت.

بنابراین، راهکار اصولی و ریشهای برای از بین بردن تهدیدهای اجتماعی، برنامهریزیهای درازمدت برای اشتغالزایی و ایجاد کار است که نباید از دستور کار نهادهای دولتی خارج شود. از بین بردن تهدیدهای اجتماعی و ناامنیهای موجود فراروی مردم برای پیش بردن حیات آمیخته با امنیت و آرامش، نیازمند برنامهریزی کلان و درازمدت است؛ برنامهای که پاسخگوی نیازهای اجتماعی بوده و زمینهی امرار معاش عمومی را با انجام کارهای آبرومندانه فراهم نماید.

گذشته از این موارد، افزایش عوامل و ابزارهای تأمین امنیت – اعم از نیروی انسانی و وسایل فن‏آورانه- که با همکاری و تدابیر نهادها و نیروهای امنیتی قابل تحقق است، می‌تواند در جلوگیری از ناامنیهای اجتماعی و ایجاد بستر آرام زندگی موثر واقع گردد.

نکته‏‌ی مهمی که نباید فراموش کرد همکاری مردم و مشارکت آنان برای تامین امنیت اجتماعی می‌باشد. مردم باید با وکلای گذر، ملاامامان مساجد و نیروهای امنیتی که در حوزه‌های مربوطه فعالیت می‌کنند دائما در ارتباط بوده و در مورد اوضاع جاری و به‌‏خصوص اوضاع امنیتی محل زندگی‌شان با آنان به تبادل نظر و مشوره بپردازند.

در نهایت هرگاه با این مسأله نیز همانند پدیده‌های دیگری چون فساد اداری، مافیای اقتصادی و خشونتهای رایج دیگر به صورت سطحی و غیرقاطعانه برخورد شود، در درازمدت به هیولای خطرناکی تبدیل خواهد شد که در آن زمان مهارش سخت و دشوار خواهد بود.

بنابراین، دو راهکار در این خصوص قابل تأمل است؛ راهکارهاي بلندمدت در سطح کلان شامل فقر زدایی، تامین رفاه و عدالت اجتماعی، کاهش تبعیض طبقاتی با توجه به نقش موثر عامل فقر در ایجاد باندهای مجرمین اجتماعی و راهکار کوتاه‏‌مدت نیز با افزایش مشارکت مردمی و امنیتی قابل تحقق خواهد بود.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده