امینت کشورقربانی بازی‏‌های سیاسی؟

در روزهای اخیر وضع امنیتی کشور رو به وخامت نهاده است. برخلاف انتظار مردم که با استقرار نظام جدید سیاسی و شکل‏‌گیری ساختارهای اداری و امنیتی و عدلی و هم‏چنان پشت سرنهادن سه دور انتخابات ریاست‏‌جمهوری ‌باید هر روز گام‏‌های بیشتر و محکمتری به سوی ثبات و ترقی برداشته شود، شوربختانه هنوز مسئله تأمین امنیت برای شهروندان یک چالش عمده و نگرانی جدی باقی مانده و ای بسا که هر روز ابعاد این چالش و نگرانی افزایش یابد. رخ نمودن چنین وضعی برای مردم ما در چنین شرایطی که هنوز هزاران سربازخارجی به بهانه مبارزه با هراس‏‌افکنی و حمایت از افغانستان و برای بازسازی حضور دارند، هم‏چنین ساختارهای نظامی و امنیتی، اداری و عدلی کشور شکل نگرفته است و…. غیرقابل قبول و توجیه می‏‌باشد. در یک نگاه، امنیت کشور کم از کم از دو جنبه به شدت مورد تهدید جدی قرار گرفته است. تهدیدی که اگر فکری اساسی برای رفع آن صورت نگیرد ممکن است کشور را به سوی یک بحران دامنه‏‌دار و غیرقابل کنترول سوق دهد. از یک سوی مخالفین مسلح به فعالیت‏‌های هراس‏‌افکنی خود شدت بخشیده‏‌اند. این فعالیت‏‌ها هم‏‌اکنون در متن شهرهای بزرگ و حتا مراکز عمده نظامی و امنیتی و اداری نه تنها ولایت‏‌ها بل کابل نیز راه یافته‏‌اند. ترور و اختطاف و آدم‏‌ربایی، افزون برآن شدت یافتن دزدی و ارتکاب جرایم جنایی درسطح شهرکابل و ولایت‏‌ها همه وهمه نشان از فروپاشیدگی کنترول و اداره حکومت دارد. چنانچه هفته‏‌ی گذشته شخص رئیس‏‌جمهور از مامورین دولت خواست که با وجود جنجال‏ های انتخاباتی به وظایف محوله ادامه دهند.

از سوی دیگر دست‏‌اندازی‏‌های بیرونی نیز در جهت مخدوش ساختن اوضاع امنیتی کشور و سوق دادن افغانستان به سوی بحران و ناامنی هم‏چنان ادامه دارد. پاکستان به عنوان مرکز هراس‏‌افکنی منطقه‏‌ای و جهانی و مکان امن نیروهای افراطی تخته‏‌خیز و سرچشمه‏‌ی این دست‏‌اندازی‏‌ها دانسته میشود. پاکستان به مثابه غده سرطانی هماره در منطقه عامل ناامنی و بی‏ثباتی و تنش با همسایگان بوده است. طی روزهای اخیر شاهدیم که پاکستانی‏‌ها هزاران هراس‏‌افکن خارجی را مسلح و اکمال نموده و حملات گسترده‏‌ای را بر نواحی مشرقی کشور سازمان داده‏اند. عملیاتی که در آن‏ها حضور و حمایت آشکار پاکستانی‏‌ها از هراس‏‌افکن های خارجی غیر قابل کتمان می‏‌باشد. این دست‏‌اندازی‏‌ها در حالی شدت یافته است که چندی قبل مقام‏‌های ارشد آن کشور، داعیه‏‌ی صلح‏‌خواهی و حسن همجواری و کنار نهادن سیاست‏‌های تنش‏‌زا را بلند نموده بودند. حال آنکه بر بنیاد گزارش‏‌ها نیروهای پاکستانی و هراس‏‌افکن‏‌های خارجی در ولایت‏‌های کنر، نورستان، ننگرهار و پکتیا از چندین منطقه در داخل خاک افغانستان نفوذ نموده و حملات نظامی را به قصد تصرف مناطق یاد شده سازمان داده‏‌اند.

از وضع جاری چنین پیداست که گسترش ناامنی و رها ساختن مردم دربرابر هراس‏‌افکن های داخلی و خارجی و ناامن شدن روزافزون کشور و …. همه و همه در بازی‏‌های سیاسی رسوا و پایان‏‌ناپذیری ریشه دارد؛ بازی‏‌های رسوایی که سردرآخور بحران انتخاباتی دارد. حال پرسش این است که آیا سیاست‌مداران و بازیگران عرصه‏‌ی سیاسی کشور دربرابر سرنوشت مردم و کشور هیچ گونه مسئولیتی ندارند؟ آیا آنان می‏‌خواهند برکرسی و مقامی تکیه زنند که هیچگونه جایگاه و مقبولیتی نداشته باشد؟ اگرچنین است پس آن همه داعیه‏‌ی مردم‏دوستی و خدمت برای وطن نیرنگ و فریبی بیش نبوده است!

حقیقت امر آن است شاید اکنون بازیگران سیاسی به دلیل داغ بودن بازار سیاستِ رسوای کشور و افتضاح بحران انتخاباتی از عواقب و پیامدهای شوم آن غافل باشند، اما به طور قطع اگر برای کنترول ناامنی و پایان بخشیدن به نگرانی‏‌های موجود اقدامی جدی صورت نگیرد، دامنه‏‌ی بحران سراسرکشور را درکام خود فروخواهد برد؛ بحرانی که همانند سال‏‌های پیش جز جنگ و ویرانی، حاصلی نخواهد داشت. درآن صورت که مقامی برای رئیس‏‌جمهور بودن باقی خواهد بود و نه چوکی برای ریاست اجرایی بودن! البته خیلی بعید به نظر می‏رسد کسانی که خود را نخبه کشور می‏‌پندارند و می‏‌خواهند که کشور را اداره کنند از چنین مسایلی بی‏خبر باشند، اما شهوت قدرت وعطش خودخواهی دیدگان عبرت‏بین و خرد راه‌گشای شان را ناتوان و زایل ساخته است. به دور ازهرگونه توصیه اخلاقی یا گوش سپردن به نصیحت، عملی‏‌ترین کار آن است که بیش از این امنیت و ثبات کشور را قربانی سیاست‏‌های رسوا نساخته و به جنجال‏‌های انتخاباتی پایان داده شود. مردم افغانستان بیش از این و دیگر بار تحمل کشیدن مصیبت بحران را ندارند.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده