انتخابات، نگرانی از گرایش‌های قومی!

با گذشت هر روز به موعد یکی از مهمترین روزهای تعیین سرنوشت و رقم خوردن فردای کشور، یعنی دور سوم انتخابات ریاست‏‌جمهوری در 16حمل 1393 نزدیک می‌شویم. با وجود شور و هیجانی که در پیوند با این رویداد، جامعه را در برگرفته، نکته‌ها و مواردی نیز دیده می‏شوند که تکانه‌های نگران‏‌کننده‏‌ای را برپیکر جامعه وارد می‌سازد.

انتخابات یک روند ملی است. یعنی بر بنیاد آنچه قانون اساسی کشور به رسمیت شناخته، همه شهروندان کشور حق انتخاب شدن و انتخاب کردن را دارند. مهمتر این که بر بنیاد همین قانون اساسی این حق نباید تحت تاثیر گرایش‌ها و محدودیت‌های قومی، زبانی، سمتی، و… قرار گیرد. واقعیت سیاسی نیز ایجاب می‌نماید که روند ملی انتخابات نیز به دور از چنان محدودیت‌ها و گرایش‌ها به سوی هدف والا، یعنی چرخش مسالمت‌‏آمیز قدرت از یک رئیس‏‌جمهور به رئیس‏‌جمهور بعدی و نیز تقویت و نهادینه شدن فرهنگ دموکراتیک و روحیه‏‌ی تفاهم و تحمل‏‌پذیری، تکثر آراء و دیدگاه‌ها باید روان باشد. تجربه تلخ سال‌های گذشته نشان داده است که دوری از شاخصه‌های همزیستی مسالمت‏‌آمیز و دموکراتیک فقط بحران و ناامنی و از دست رفتن فرصت‌های تاریخی و جهانی، ارمغان مثبتی نخواهد داشت.

آنچه این نوشتار درپی بیان آن می‌باشد این است که به زعم اغلب آگاهان سیاسی متاسفانه با وجود اهمیت موارد یاد شده و نیز تجارب اندوخته شده هنوز نشانه‌هایی وجود دارد که بخشی از جامعه ما موفق نشده تا از مرزبندی‌های کاذب سیاسی و هویتی عبور نموده و همانند یک شهروند در انتخابات و فرایندهای سیاسی نقش بازی كند. از دید این آگاهان، نگاه قومی به مسأله انتخابات و گزینش رئیس‌جمهور آینده براساس معیارهای قومی، زبانی، سمتی و مذهبی، با روح دموكراسی سازگار نیست و قطعاً جامعه را با مشكل جدی روبرو خواهد کرد. با تأسف که سایه سنگین و نگران‏کننده چنین گرایش‌های مخربی را در فضای سیاسی و انتخاباتی به روشنی می‌نگریم. به طور نمونه توجه به ساختار اغلب تیم‌های انتخاباتی نامزدان و نحوه مبارزات و تبلیغات انتخاباتی آن‌ها و هم‌چنین چگونگی نگرش و رویکرد بخش عمده‏ای از جامعه با مسأله انتخابات چنین ذهنیتی را تداعی می‌نماید که كه موضوع سمت و سوی‏ه‌ای غیرمعیاری و منافی با روح قانون اساسی و اصول قانون انتخابات و جان‌مایه‏‌ی حقوق شهروندی از مسائل و نگرانی‌های جدی در برگزاری و نتیجه انتخابات آینده ریاست‌جمهوری می‌باشد. حال آنکه در نظام‌های دموكراتیك، اصل بر مفهوم مشاركت شهروندی در قدرت است. این امر باعث شده تا فعالین مدنی که خواهان نهادینه شدن اصول و ارزش‌های دموكراسی در كشور هستند، بگویند با توجه به این كه مردم عادی تمام تقدیرات سیاسی‏‌شان را به دست رهبران قومی‏‌شان واگذار كرده‌اند، دشوار خواهد بود كه این رهبران به راحتی دست از معامله با سرنوشت آن‌ها بردارند. به تعبیر دیگر تعداد معدودی از اشخاص، طی سال‌های متمادی بر سرنوشت مردم حاکم بوده و در تمامی مناسبات سیاسی از گرایش‏‌های سمتی و قومی برای خود حصار مقاوم به وجود آورده‏‌اند، اکنون نمی‌خواهند که چنین حصار مصئونی را به سادگی از دست بدهند. اما مردم ما در انتخابات نباید بر اساس قومیت و گرایش‌‌های انحرافی، بل براساس لیاقت و شایستگی و طرح و برنامه نامزدها به آنان رای دهند.

بدون تردید شکل‏‌گیری چنین روحیه و به وجودآمدن چنین فضایی ریشه در برخی علل و عوامل ذهنی و عینی دارد. اما در یک جمع‏‌بندی کوتاه و فوری می‏توان گفت عدم آگاهی و سطح پایین سواد در قریه‌ها و روستاها و ولایات دورافتاده‌ كشور ریشه مسایل یاد شده دانسته می‌شود. بنابراین سعی گردد که در یک روند آگاهی‏‌دهی و فعالیت سیاسی و اجتماعی، چنین ذهنیت‌های منفی و گرایش‌های عینی از عرصه‏‌ی سیاست کشور و به‏‌خصوص فضای انتخاباتی زدوده شود.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده