انتخابات؛ ناامنی‌های روشن و امیدهای مبهم

امنیت انتخابات ریاست‏‌جمهوری و شوراهای ولایتی که در ماه حمل سال 1393 برگزار خواهد شد، به معمای هراس‌افکنانهای مبدل شده که هر لحظه خبرهای ضد و نقیضی از آن به گوش میرسد.

تناقض در این نقطه است که امیدواریهای نهادهای امنیتی و در برخی موارد، کمیسیون مستقل انتخابات به صورت کلی، اجمالی و مبهم بیان میگردد، ولی ناامنیهایی که بر مراکز رایدهی در برخی از ولایتها سایه افگنده است، به صورت روشن، مستدل و مستند ارائه میگردد.مثال روشن این مسأله در گزارشهایی بود که در اواخر هفتهی گذشته به تصویر کشیده شد. خطر تهدیدهای امنیتی بر 148مرکز رای‌دهی درغزنی، سایه‌ی تهدیدهای امنیتی بر 9 سایت انتخاباتی در جوزجان، تهدیدهای امنیتی در 5 شهرستان غزنی، رخدادهای ناامن‏‌کننده در ولایت بدخشان، نورستان و برخی از ولایت‌های جنوبی به خوبی دلالت بر تهدیدهای امنیتی در انتخابات آتی دارد.

افزایش حملههای انتحاری، تلفات ناشی از این حملهها و ترس و هراس عمومی در فضای عمومی نیز با نزدیکتر شدن زمان انتخابات هراس‏‌انگیز گردیده و احتمال بدتر شدن اوضاع با رسیدن فصل بهار نیز قابل تصور است. نگرانی از تهدیدهایی که رای دهندگان را پس از برگزاری انتخابات تهدید نموده و احتمال تکرار حوادثی چون قطع انگشت رای‏دهندگان، انگیزهی رایدهی را برای شرکت‌کنندگان انتخابات کاهش داده است.

این درحالی است که نهادهای امنیتی و مسئولان تأمین امنیت انتخابات به دادن اطمینان امنیت انتخابات به صورت کلی و اجمالی اکتفا نموده و از تدابیر لازم و روشن پس از انتخابات و پیش از برگزاری آن خود داری می‌کنند. ریاست‏‌جمهوری نیز که مسئولیت اصلی رهبری نیروهای امنیتی را بر عهده دارد نیز به جای اینکه بر جلب همکاریهای لازم نهادهای امنیتی و جلوگیری از ناامنی تأکید نماید، همواره بر تئوری توطئه و فرافگنی تکیه میکند. این مسأله در نشست اخیری که رئیس‏‌جمهورکرزی با مسئولان تأمین امنیت انتخابات نیز داشت، خاطرنشان گردید. رئیس‏‌جمهور در دیدار با مسئولان امنیت انتخابات به جای جلوگیری از ناامنی توسط مخالفان مسلح و طالبان، بر جلوگیری از دخالت عناصر خارجی اذعان داشت: چیزی ‌که مسئولیت کمیسیون مستقل انتخابات و نظارت‏‌کنندگان این روند است نه نهادهای امنیتی.

در این میان، کمیسیون مستقل انتخابات نیز ضمن اینکه برخی از گزارشهای نهادهای امنیتی را رد می‌کند، از ایجاد بیش از سه صد مرکز رای‏دهی خبر میدهد. ایجاد این تعداد از مرکز رای‌دهی به منزلهی تسکین‌کاذب برای مردم است. چرا که مشخص نیست آیا این مراکز برای مردم نقاط ناامن چاره‌سازی خواهد کرد یا خیر. آیا ایجاد این مراکز در برابر بسته ماندن مراکزی ‌که تعداد آن چند برابر از سه صد مرکز بوده و با نزدیک شدن فصل انتخابات بیشتر نیز نخواهد شد، جبران نقایص موجود را خواهد کرد؟

به نظر میرسد تا زمانیکه اطمینان لازم از امنیت انتخابات و اعلام اتخاذ تدابیر لازم به شکل روشن آن اعلام نشده و به اطلاع افکارعمومی نرسد، امکان جلب مشارکت گسترده، کافی و مطلوب مردمی میسر نخواهد شد.

تحقق این اصل «امنیت» نیز امری است که مسئولیت مستقیم نهادهای امنیتی و حکومت است. هرگاه اصل امنیت محقق نشود، اصول دیگری که بر شفافیت انتخابات کمک نموده و اصل مشارکت را بسترسازی میکند نیز اجرایی و عملی نخواهد شد. در این صورت، تحقق آرمان مردمی، هدف ملی و عبور از مرحلهی حساس سیاسی که همانا تحویل قدرت به صورت مسالمت‌آمیز آن است چگونه ممکن خواهد شد.

بدیهی است که رخ دادن هرگونه هرج و مرج در جریان برگزاری انتخابات و تحویل قدرت به بازگشت افغانستان به وضعیت خطرساز و سیاه گذشته را به یک احتمال جدی مبدل خواهد ساخت. از جانب دیگر مسلم است که به هر میزانی ‌که مشارکت مردمی در انتخابات گسترده و پر شور باشد، مشروعیت نظام را تضمین نموده و قدرت ملی را به صورت بهتری در نظام سیاسی به وجود آمده از جریان انتخابات و دموکراتیک بودن آن را تأمین خواهد کرد.

تمام این موارد با امیدواری‌های مبهم تأمین نشده، بلکه نیازمند برنامهریزی دقیق، اجرای شفاف، بسیج کردن نیروهای امنیتی، ملی و مردمی با شگردهای لازم برای برگزاری یک انتخابات سالم، شفاف و قابل قبول خواهد بود.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده