انتخابات بازی بس است

روند انتخابات دقیقاً برای حل منازعات سیاسی و اجتماعی و به منظور تلاش جهت برقراری تعادل و تساوی در امر تقسیم قدرت و یا حداقل برای رعایت حق اراده اکثریت اشتراک‏‌کنندگان جامعه در تفویذ قدرت حاکمیت و صلاحیت اداره امور هر کشور، وارد سیستم‌‏های سیاسی شده و از دیر زمانی تا کنون در جوامع دمکراتیک کاربرد استثنایی و منحصر به فرد دارد. در کشورهایی که دمکراسی با تمام الزاماتش نهادینه شده و سیاست‌مداران منتخب مردم در فضای سیاست توسعه‏‌یافته، اعمال حاکمیت می‏کنند؛ انتخابات به عنوان داور بی‏بدیل، نقش اساسی و کلیدی در چرخش و تقسیم قدرت، تعیین اشخاص در جایگاه‏‌های مهم مدیریتی، گزینش اعضای شوراها و جابجایی افراد در پست‏‌های مهم دولتی و غیردولتی دارد و خلاصه حرف اول و آخر را در امر رقابت سیاسی برای کسب صلاحیت فرمانروایی دارد.

انتخابات محصول گرانبهای عمر بشریت و جواب فریاد زجردیدگان تاریخ بوده و ثمره‏‌ی تجربیات دانشمندان و بزرگان سیاست است که بعد از قرن‏‌ها استبداد و استثمار نسل بشر به عنوان حکمی عدالت‏‌محور در سیستم نظام‏‌های سیاسی پیشنهاد و مورد استفاده قرار گرفته است تا بساط حکام مستبد و ستمگر را برچیده و حیثیت و حاکمیت توده‏‌های ستمکش را اعاده و عدالت، برابری و آزادی اکثریت محروم و خاموش جوامع را تأمین نماید.

در جهان امروز، انتخابات کارکرد مهمی داشته که هیچ عاملی توان اجرای کارویژه‏ آن را ندارد. کارکرد منحصر به فرد پدیده‏ انتخابات در حل منازعات سیاسی و اجتماعی تا‌آنجا اعتماد مردم جهان را به خود معطوف کرده است که حتی از دیدگاه برخی‏‌ها انتخابات وجهی تقدس‏یافته است و آن را تنها گزینه برای سهم‏‌گیری در تغییر سرنوشت و بهبود زندگی‏‌شان می‏‌پندارند.

با این حساب خدشه‌‏دار کردن چهره‏‌ی انتخابات و نهادهای انتخاباتی جفای نابخشودنی و ضایعه‏‌ای جبران‏‌ناپذیر برای نظام‏‌های حاکم و ملت‏‌ها می باشد؛ چون حکومت‏‌ها و نظام‏‌ها نیاز به حمایت توده‏‌ها داشته و انتخابات تنها راه بسیج توده‏‌ها در تأیید و یا رد نظام‏‌ها و حکومت‏‌ها محسوب می‏‌گردد. از سوی دیگر ملت‏‌ها نیز برای ظهور اراده و اشتراک در قدرت سیاسی به منظور تعیین سرنوشت‏‌شان راهی جز تمسک به انتخابات ندارند.

با این مقدمه می‏خواهم از یک زاویه‏‌ی فراختر به نقد رویکردها و عملکردهای نخبگان حاکم در چگونگی برگزاری انتخابات درافغانستان و مخصوصا به انتخابات اخیر بپردازم. در این نوشته تلاش دارم تا از ضایع شدن حق کسی و یا به چنگ آمدن منفعت جریانی بر اثر تقلب و تقلی، سخنی به میان نیاید و سعی می‏کنم بیشتر به منزلت و جایگاه خود پدیده‏‌ی انتخابات به عنوان یک پدیده‏‌ی اجتماعی و سیاسی، توجه صورت گرفته و ضمن تأکید بر اهمیت آن، حیثیت و اعتبار این مهم را در انتخابات سال جاری در کشور، به برسی بگیرم.

استقبال گسترده و شور هلهله ی مردم را در دو دور انتخابات سال جاری به خاطر داریم و دیدیم که مردم با چه شوقی به سوی محلات رای‏دهی شتافتند. مردم از اینکه در تغییر سرنوشت و آینده خود به صورت مستقیم دخالت می‏‌کردند، بی‏‌نهایت خوشحال بودند و به صورت گسترده در انتخابات اشتراک و با خیال آسوده و با اعتماد بالا به روند انتخابات، اعمال رای و اراده نمودند که این اوج رعایت حق انتخابات را از سوی یک جامعه‏‌ی آزادی‌خواه، نشان می‏‌دهد.

انتخابات دارای سه ضلع اساسی می‏‌باشد؛ مردم، دولت حامی، و نهادهای برگزارکننده. روابط این سه ضلع به انتخابات معنی داده و ضعف در کارویژه‏‌ی هریک از آن‏ها از اهمیت انتخابات کاسته و آن را به ابزاری برای سرقت قدرت تبدیل می‏کند ودر نتیجه آله دست صاحبان زر و زور قرار می‏گیرد.

تا حالا، کارگزاران انتخابات در افغانستان، به جای اینکه به حیثیت و منزلت انتخابات و نهادهای انتخاباتی توجه کرده باشند بیشتر به زمینه‏‌سازی تأمین منافع فرد یا تیمی توجه نموده است، این کار انتخابات را از مسیر اصلی اش منحرف کرده و باعث بی‏‌اعتمادی مردم به این روند شده است. وجود تقلب گسترده و بی‏‌احترامی به آرای مردم منجر به بی‏‌اعتمادی و عدم اشتراک مردم به این روند در آیند خواهد شد.

در حال حاضر که از برگزاری آخرین انتخابات، چندین ماه گذشته است، اما تاهنوز جنجال‏‌های ناشی از آن با قوت خود باقی می‏‌باشد. نهادهای مربوطه هرکدام دیگری را متهم به کارشکنی و فساد در انتخابات می‏کنند. پذیرش انتخابات باید با الزمات و قواعدش همراه باشد.

خیلی روشن است که در انتخابات از میان تیم‏‌ها، فقط یکی برنده می‏شود و بقیه می‏‌بازند؛ ولی نباید اشتراک‏‌کنندگان انتخابات، شکست خود را از طریق تقلب‏‌های سازمان‏‌یافته و یا به چالش کشیدن کل روند تلافی نمایند.

سیاست‌مداران باید بدانند که به چنگ آوردن قدرت و چوکی به قیمت بی‏اعتبار ساختن کل جریان انتخابات، هزینه‏‌ی سنگینی به همراه خواهد داشت. بازی کردن با قواعد و مقررات انتخابات به اعتبار آن ضربه وارد کرده و مردم را از این روند دور می‏‌سازد.

بی‏‌اعتنایی به ارزش‏‌های انتخابات باعث می‏گردد که مردم این روند را در زندگی‏‌شان بی‏‌اهمیت تلقی کنند و به تدریج این باور ایجاد گردد که رای آنان در انتخابات مورد تمسخر زورمندان قرار گرفته و به نفع کسانی که نمی‏‌خواهند، مصادره می‏‌شوند. این باور نه تنها باعث عدم اشتراک مردم در انتخابات می‏‌گردد، بل نفرت و انزجار آنان را نیز برمی‏‌انگیزد.

اکنون که برخی از نخبگان سیاسی کشور و دست‏‌اندرکاران امور انتخابات سخت مصروف جنگ بر سر منافع خودشان هستند و تلاش می‏‌کنند که در انتخابات 93 سهم بر جسته‏‌ای را به دست بیاورند با تأسف از این نکته مهم غافلند که قربانی کردن ارزش های انتخابات در پای منافع شخصی‏‌شان، جفای آشکار در حق مردم افغانستان خواهد بود.  

0 پیام برای این مطلب ثبت شده