انتخابات رابا تقلب بی‌اعتبار نکنید!

آنچه که واضح و مبرهن است، انتخابات را کشان‏کشان به دور دوم کشاندند. و در این بین تنها حکومت را نباید متهم ساخت. چه بسا که جریاناتی از بیرون نیز دستی بر آتش داشته و با کمک عناصر داخلی خویش چه در ارگ و چه در رده‌های بالای کمسیون‌های انتخاباتی، با رای و اراده‏ی مردم افغانستان بی‌شرمانه و ناجوانمردانه بازی کرده، مسیر و نتیجه‌ی انتخابات را تغییر دادند تا جایی که اکثر مردم به روند انتخابات بی باور شده اند.

در بین اکثریت و عوام این باورمندی سایه انداخته که رئیس‏‌جمهور پیش از پیش توسط امریکا تعیین شده فقط مانده است که کسب مشروعیتش را به گردن مردم افغانستان بزنند. و این که گفته می شود رئیس جمهور از پیش تعیین شده است، یک بازی بسیار مرموز و خطرناک است. زیرا در این نوع بازی برای زدن حریف لازم نیست که مستقیم با او مقابله کرد بل حریف را توسط هوادارانش از دور خارج می‌کنند. و این بار با دلسرد ساختن و خسته‏‌کن معرفی نمودن دور دوم انتخابات در ذهن مردم می‌خواهند که تعداد رای نامزد برنده‌ را کاهش دهند تا نظر به حساسیت موضوع اگر بازبینی و بررسی هم صورت بگیرد، همه چیز قانونی و بی‏عیب و ایراد جلوه نماید.

افغانستان بعد از 2014 را دوران تحول گفته‌اند و بازیگران نظام بین‏‌الملل هرگز حاضر نیستند که این تحول عظیم به نام زیبا و زرین جهاد و مجاهد رقم بخورد. زیرا با تجربه و انگیزه‌ای که در افکار و افراد مجاهدین و جریانات جهادی سراغ دارند، خوب می‌دانند که روح سرکش و فطرت آزاداندیش جهادی‌ها هرگز به عنوان یک مهره‏‌ی دست‏‌نشانده در خدمت بیگانگان قرار نخواهد گرفت. لذا غربی‌ها این‌بار نیز مثل گذشته از فرد و جریاناتی حمایت خواهند کرد که در بازی سیاست معتقد به فن «معامله» باشند نه «مقابله»! و در این بین چه کسانی بهتر از افراد از غرب آمده و تکنوکرت‌های بی‌درد غرب‏زده که با جملات لعاب‏دار مشتی به اصطلاح روشن‌فکران نهیلیسم شده را نیز به دور خود جمع کرده‌اند.  

اما آنچه که قابل تأمل است نقش تعیین‏‌کننده و اساسی را هنوز و همچنان خود مردم دارند. شرکت گسترده و پر شور آنان در دور دوم انتخابات و گزینش فردی که از تمام جهات همخوانی و همسویی با خودشان و آرمان‌های‏شان دارد یک طرف قضیه و پیگیری و حراست از رای‏‌های شان شرط مهمتر قضیه است. مبادا که این‌بار نیز مانند دور پیشین رای مردم به سمت و سوی خاصی منحرف و به نفع فرد دیگری که همدردشان نبوده و تا آخر راه هم مسیرشان نخواهد بود، مهندسی شود.

آبرو و اعتبار انتخابات و مشروعیت شخص برنده از مشارکت مردم به وجود می‌آید. به همین خاطر است که نظر به تغییر شرایط روز و فضای سیاسی، جریانات استعماری و استبدادی هردو ناگزیر از پذیرش آن گشته‏‌اند. اما از آن جایی که هیچ‌یک از آن دو گروه‌ خارجی و داخلی از سایه و پایه‌ی مردمی بهره‌مند نیستند، و دوران استیلای زور نیز به سر آمده؛ ناچار که به زر و تزویر که از مولفه‌های تلقب است تکیه کنند.

پس لازم است مردم افغانستان در دور دوم انتخابات آینده‏‌ی خود را و سرنوشت فرزندان خویش را در آیینه‌ای ببینند که به آنان دروغ نمی‌گوید. هم واقعیت‌های عینی و فعلی را به آنان نشان می‌دهد، تا به اصلاح و بازسازی معایب بپردازیم و هم گذشته و آنچه که در پشت سر قرار دارد و ممکن است فراموش کرده یا به دلایلی دیگر قادر به مشاهده و یادآوری آن نیستیم را همواره به ما گوش‌زد کند. تا بار دیگر به وضعیت اسف بار و ذلت‏‌بار گذشته سردچار و گرفتار نشویم.      

یک جامعه‌ی مدرن مجموعه تک‏تک افراد نیست؛ بل نتیجه‌ی به هم پیوستن اندیشه واحد و خواست یکسان است. اما اگر هر فرد مطالبی در اعماق ذهن دارد که نمی‌خواهد یا نمی‌تواند به یاد بیاورد، و اگر قبول داشته باشیم که مردم به اتفاق فکر می‌کنند و عقیده را به اتفاق به دست می‌آورند، می‌توان گفت جامعه نیز «ناخودآگاهی» جمعی دارد. پس به امید اینکه ناخودآگاهی جمعی ما نگذارد حلقه‌های فساد و مدارهای تقلب، از آدرس و محوریت مردم کسب آبرو و مشروعیت کنند.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده