انتظار مردم از رئیس جمهور

سخنان صریح و اعلام موضع قاطع رئیس جمهور در صحن پارلمان و پس از حملهی مرگبار به ریاست محافظت از رجال برجسته در اداره امنیت ملی، تغییر جهت جدی حکومت در قبال جنگجویانی بود که دولت پیشین و کنونی حتی جرئت دشمن خطاب کردن آن را پیدا نکردند.

سخنرانی محمداشرف‌غنی و تغییر سیاست اعلانی وی در برابر گروههای افراطگرا بازهم با تفکیک “عدهای از طالبان” ابراز شد و راه بازگشت به مذاکره و صلح را برای مردم باز گذاشت. این بدان معناست که هنوز هم زمینه برای سازش وجود دارد و اگر حلقههای معتدلی برای پیوستن به ساختارهای سیاسی و دولتی اعلام آمادگی کند، از جانب دولت مانعی خلق نخواهد شد. نمونهی آشکار آن تداوم مذاکرات حزب اسلامی گلبدین حکمتیار است که هنوز هم هیأت مذاکره کنندهی آن در کابل به سر برده و مشغول رایزنی با حکومت است.

آنچه مسلم است اینکه درحال حاضر، سخنرانی رئیس جمهور چیزی جز رَجَزخوانی در برابر گروههای هراس افگن نیست. زیرا وضعیت شکنندهی امنیتی در تمام نقاط کشور از پایتخت گرفته تا سایر ولایتها بیانگر این واقعیت است که امنیت در کنترول دولت نیست و اختلال اوضاع در هر نقطه از کشور قابل تصور است. این مسأله را شاید شخص رئیس جمهور در روز رفتن به پارلمان نیز احساس کرده باشند. هرچند ایشان هوایی به پارلمان رفته و شاید نگاهی از بالا به پایین نیز نکرده باشد، ولی باید گزارش اوضاع را میشنید که چگونه قسمتی از شهر به یک پایگاه نظامی تبدیل شده و گشت و گذار برای شهروندان در مسیر ارگ تا پارلمان دشوار شده بود. نویسنده آن روز شاهد بود که حتی در قسمتی از نقاط پایتخت؛ بخصوص اطراف خانههای مقامات دولتی، عبور و مرور پیادهها هم مشکل شده بود. از مشکلات پیش آمده برای موترهای شهری، تاکسی و شخصی که قابل پرسیدن نیست. برخی از ادارهها نیز تعطیل شدند و تشریف فرمایی رئیس جمهور در پارلمان کشور، پیامدهای زیانبار اجتماعی، اقتصادی و سیاسی در معیشت مردم داشت.

این امر خود نشان میدهد که کشور در حالت عادی قرار نداشته و اهداف مهم و عمدهی رئی جمهور محقق نشده است. چرا که آقای غنی در تبلیغات انتخاباتی خود میگفت که وی افغانستان را جای امنی برای همه خواهد ساخت، به گونهای که مقام‎‌های دولتی نیز بتوانند با خیال آرام دست فرزندان شان را گرفته و مشغول و گشت و گذار و سفر و چکر باشند. این درحالی است که امروزه این مقامات محترم حتی در داخل خانه و در چهارچوب منزل شان نیز احساس امنیت نمیکنند چه رسد به اینکه وارد جادهها شده یا گشت و گزار شهری داشته باشند.

اما مهمتر از حالت فعلی، انتظار مردم از آینده و پیامدهای سخنان رئیس جمهور روی وضعیت صلح و جنگ است. انتظار مردم این است که بار دیگر مجرمی از زندان به هیچ بهانه و بیعانه آزاد نشود تا با رهایی از بند بار دیگر خون مردم را برزمین بریزاند. مردم انتظار دارند تا اجازهی عام و تام برای جنگ و حمله به سربازان دلیل کشور داده شود که نبرد را به خوبی به پیش ببرند. توقع مردم این است تا ارادهی قاطع حکومت بر نابودی آن عده از گروههایی تعلق گیرد که به هیچ وجه حاضر نیستند دست از ترور، اعمال مافیایی و تخریب بردارند، فرقی نمیکند که به کدام حلقه و گروهی تعلق داشته و از جانب چه کسانی حمایت خواهد شد.

بدون شک، چنین مبارزهای تنها نیازمند عملیات رزمی در صحنهی جنگ نیست، بلکه ضرورت به اقداماتی در عرصهی کارکردهای دورنی دولت نیز دارد. انسجام ساختارهای کلان دولتی و مشورت و همکاری میان نهادهای عالی دولتی از یکسو و حذف مهرههایی که در ساختارهای سیاسی حکومت حضور داشته و حامی گروههای افراطی هستند از جانب دیگر، کمک خواهد کرد تا انتظارات مردم از حرفهای رئیس جمهور برآورده شود.

بدون شک، هرگاه مبارزه علیه پدیدهی افراطگرایی و گروههای هراس افگن به صورت همه جانبه و در عرصههای مختلف اجرایی و جنگی به پیش برده شود، موفقیت آن بسی اندک بوده و در آن صورت است که اعتماد مردم به حکومت به شکل فاجعه باری کاهش خواهد یافت.

زیرا اگر تدابیری برای حذف مهرههای حامی افراطگرایی از ساختارهای سیاسی روی دست گرفته نشود، جانفشانی سربازان کشور نیز به فایده خواهد شد و تاوان خون آنان بر دوش حکومت و شخص رئیس جمهور تا قیامت باقی خواهد ماند.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده