اگر شهید مزاری امروز می بود

شهید مزاری یکی از چهره‌های شاخص و برجسته جامعه ما می‌باشد. مبارزی که تمامی عمر خود را وقف مبارزه در راه عدالت نمود. شهید مزاری هرچند به دست شقی‏‌ترین گروه و عناصر ضدملی یعنی طالبان به صورت ناجوانمردانه به شهادت رسید، اما آرمان و اهداف او که در واقع ریشه در خواست میلیونی مردم دارد هنوز پابرجا و استوار است.

شهید مزاری و هر انسان مبارز و عدالت‌خواه پیش از آن‌که به توصیف نیاز داشته باشد به تحلیل و درک اهداف و آرمان‌هایش ارزش قایل است. همینگونه هر ملتی اگر بخواهد که عزت و نام فرزندان مبارز خود را زنده نگهدارد و به آنان حرمت قایل گردد، بیش از ستایش و تقدیس‌‏گرایی باید در راستای فهم و درک و تحقق اهداف و آرمان‌های مبارزین و شهیدان راه عدالت و انسانیت همت ورزند.

بدین سان اینک که از یک سوی در آستانه سالیاد شهید مزاری قرار گرفته‌‏ایم؛ از جانب دیگر با توجه به شرایط حساس کشور و ظهور وضعیت و تهدیدها و نگرانی‌های تازه‌‏تر و همچنین دغدغه فردای این سرزمین و مردم آن ایجاب می‌نماید که هرچه بیشتر به اهداف و آرمان‌ها و مطالبات واقعی مبارزین راه آزادی و عدالت که شهید مزاری یکی از سربازان و جان برکفان آن مسیر بود، کوشش و تلاش جدی و صادقانه بنماییم.

در منظومه‌ی فکری-سیاسی شهید مزاری «وحدت ملی» جایگاهی ویژه و نقش محوری را داشت. او با نگاهی به گذشته‌ی تلخ و دردناک کشور و ظلم‌های بی‌شماری که از سوی ستمگران و تمامیت‏‌خواهان بر مردم رنجدیده آن روا داشته شده بود و موجب ایجاد بحران و تنش‌های پایان ناپذیر در جامعه گردیده بود «وحدت ملی» را به عنوان یک اصل اساسی در راستای انسانی کردن سیاست و جامعه و ابعاد گوناگون زندگی جمعی پذیرفته بود و صادقانه در این راستا تلاش و مبارزه نمود.

در دیدگاه شهید مزاری سه گزینه مهم دیگر یعنی هم‌پذیری و تفاهم، مشارکت ملی و برقراری عدالت اجتماعی در تحقق واقعی وحدت ملی در کشور نقش اساسی دارند و مانع امتیازخواهی و انحصارگرایی و سد سدید در برابر بحران‌‏آفرینی‌ها خواهد بود.

از آن جایی که افغانستان همانند بسیاری از کشورها و جوامع کنونی از ترکیب اقوام مختلف ساکن در آن قوام یافته است که هرکدام دارای فرهنگ‌های خاص و زبان‌های گوناگون و در نهایت هویت ویژه خود می‌باشند. بنابراین برای شکل‏‌گیری یک ملت واحد و سرزمین متحد بدون این که به مسئله هویت‏‌زدایی هریک از اجزای این ترکیب اقدام شود یا این که هویت جعلی دیگری را بر آنان تحمیل نمود، مردم آن ناگزیرند با پذیرش این ترکیب و هویت‌های متکثر به عنوان یک واقعیت به دور از روحیه برتری‏‌طلبی و امتیازخواهی و انحصارگرایی در کنار همدیگر زندگی مسالمت‌‏آمیز داشته باشند. بدین جهت از دیدگاه شهید مزاری اولین گام برای رسیدن به وحدت ملی به معنای واقعی کلمه در کشور همپذیری، تفاهم و اجتناب از حذف همدیگر است. نکته‌‏ی مهم در پذیرش و تفاهم این است که برای تحقق اهداف و زیست مسالمت‌‏آمیز راه بر هرگونه خشونت‏‌گرایی و خشونت‏‌پروری و دست‏اندازی بیگانگان بسته خواهد شد.

یکی از اهداف و مولفه‏‌های فکری سیاسی دیگر شهید مزاری «مشارکت همگانی» در مدیریت کلان کشور است. شهید مزاری به صراحت تاکید داشت که وحدت ملی و تفاهم ملی هنگامی از لفافه شعار و ادعا به صورت یک پدیده عینی سیاسی و اجتماعی تبارز خواهد کرد که سهیم شدن همه‌ی ساکنین این کشور بر اساس موجودیت خود به عنوان یک شهروند خود را در آینه قدرت و حکومت ببینند؛ بدون مشارکت عادلانه و برابر ساکنین این سرزمین در تصمیم‏‌گیری‌های سیاسی و سرنوشت کشور، از طرق روش‌های تعریف شده و قانونی و شفاف و به دور از هرگونه تقلب و نیرنگ، هیچ گاهی وحدت ملی به معنای واقعی کلمه تحقق نخواهد یافت بل در حد یک شعار و نقش نمادین باقی خواهد ماند.

مولفه مهم دیگری که در همسویی با اهداف فوق مطرح می‌باشد و شهید مزاری بر آن تاکید ویژه داشت مسئله «عدالت اجتماعی» است. به تعبیر دیگر عدم فهم از عدالت اجتماعی و بسط آن در روند مبارزاتی شهید مزاری هرگز نمی‌توان تصویر روشن و دقیقی از شهید مزاری به دست آورد. شاید بتوان گفت یکی از شاخصه‏‌های اساسی باورمندی و هدف مبارزاتی شهید مزاری دست‌یابی به «عدالت اجتماعی» است. تحقق عدالت اجتماعی در ساحت‌های مختلف اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، قضایی و اداری در ساختار سیاسی و اجتماعی کشور به منزله ستون فقرات و شاهراهی است که همه اهداف و برنامه‌های دیگر را در خود جای داده و راه را به سوی مقصد می‌گشاید و اراده‌ها را قوت می‌بخشد. او بسان هر شهروند ستم دیده‏‌ای‏ن سرزمین بی‏‌عدالتی‌ها و تبعیض‌های بی‌حد و حصر را در عرصه‌های مختلف اجتماعی، سیاسی، قضایی، اداری و اقتصادی، در طول تاریخ این کشور با گوشت و پوست و تمام وجود خود لمس نموده و زجر آن را چشیده بود. بدین جهت همان‌طور که باور همه عدالت‏‌خواهان بر این است که عدالت اجتماعی حلقه‌ی مفقوده‌ی در سیاست و جامعه‌ی کشور می‌باشد که آرامش و امنیت، وفاق همگانی و وحدت و همدلی را سلب نموده است، شهید مزاری نیز به این مبانی باورمند بود و اعتقاد داشت که بدون تحقق عدالت اجتماعی هیچ یک از آرزوها و اهداف اساسی دیگر تحقق نخواهد یافت. بدین جهت اصول و معیارهای اساسی که شهید مزاری در مبارزات عدالت‏‌خواهانه خود آن را دنبال می‌نمود هنوز در سرخط اهداف بلند مردم ما قرار داشته و بعنوان پرتوافکن خط سیر مبارزاتی می‌درخشد. بنابراین اگر شهید مزاری امروز هم زنده بود بر همان اصول اساسی تاکید می‏‌ورزید و چه بسا در غنامندی و فراهم شدن زمینه تحقق آن بیش از پیش کوشاتر می‌بود.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده