اگر یونسکو نمی‌بودوزارت فرهنگ چه می‌کرد؟

یک

هفته‏ی گذشته، هیات بلندپایهای از سازمان علمی- فرهنگی یونسکو به منظور بررسی وضعیت آبده‌های تاریخی و میراث ملموس فرهنگ بشری به ولایت باستانی هرات رفت و در جریان سه روز اقامت چگونگی ظرفیت‌ها و امکانات بازسازی منارهای تاریخی هرات و دیگر آبده‌های تاریخی این ولایت را مورد بررسی قرار داد.

پیش از این هزینه‌‏ی بازسازی بناهای تاریخی به دلیل تامین نشدن مواد مورد نیاز چون کاشی و خشت در داخل کشور بسیار پرهزینه بود، اما اکنون این مسأله دستِ‏کم در ولایت هرات حل شده است.

کاشی‌های مورد نیاز برای بازسازی منارهای تاریخی هرات و سنگ‏فرش برخی بناهای تاریخی در این ولایت متناسب با معماری کهن در هرات تولید می‌شود.

هیأت یونسکو در دیدار از قلعه‏‌ی اختیارالدین، دیوارهای محافظتی اطراف این قلعه را نیز مورد بررسی قرار دادند و طرح‌هایی را برای محکم‏سازی اطراف قلعه نیز در نظر گرفتند.

سفر نمایندگانی از سازمان یونسکو در این مقطع حساس که بسیاری از بناهای تاریخی ولایت هرات در معرض فروپاشی و ویرانی قرار دارد می‏تواند از اهمیت خاصی برخوردار باشد.

هیأت یونسکو در این سفر از نزدیک وضعیت بناهای تاریخی را بررسی کردند و ظرفیت‌های بازسازی و حفظ و مراقبت از این آثار را در فهرست اولویت‌های کاری‏شان قرار دادند.

این سفر برای مردم فرهنگ دوست ولایت هرات و جامعه فرهنگی کشور خبر خوش و پیام‌های امیدوار کننده‌ای دارد؛ پیامی که می‌تواند شامل شدن شهر هرات را در فهرست میراث‌های مشترک فرهنگی جهان در پی‌داشته باشد.

پیام دیگر این که بازسازی مجموعه مصلی هرات به حمایت مالی یونسکو تا دو سال دیگر به پایان می‌رسد، مجموعه‌ای که از شاهکارهای معماری عصر زمامداری غوریان و تیموریان در سده‌های 6 و 9 خورشیدی به شمار می رود، اما این معماری‌های شگفت‏انگیز در اثر بی‌توجهی حاکمان وقت و فرهنگ‏ستیزی زمامداران بر سراقتدار به مرور زمان تخریب شدند و اکنون تنها پنج ‌منار و آرامگاه گنبدی‏شکل ملکه‏ گوهرشاد باقی مانده است.

دو

هرات باستان از دیرباز است که محراق توجه نهادهای فرهنگ‏دوست ملی و بین‌المللی قرار دارد، جاذبه‌های هرات هم به دلیل موقعیت جغرافیایی و هم به دلیل داشتن میراث ملموس و غیرملموس بشری شگفت‏آفرین است.

دولت افغانستان به هر دلیلی که بوده در بخش حفظ و مراقبت از آثار میراث‌های بشری ناکام مانده است و اکنون تنها امیدی که باقی مانده، حمایت‌ها و کمک‌های نهادهای بین‌المللی و سازمان یونسکو است. این سازمان همواره تلاش‌ها و حمایت‌هایش را از روند بازسازی و مراقبت از آبده‌های تاریخی در کشوراعلام کرده است.

اما ظرفیت پایین وزارت اطلاعات و فرهنگ و نبود طرح لازم برای جذب کمک‌نهادهای حمایت‏‌کننده از میراث‌های فرهنگی کشور سبب شده که حتا زمینه‌های و ظرفیت‌های کمک‌های برونی در حوزه‌ی فرهنگ‏‌سازی در کشور به درستی جذب نشود.

اکنون پرسش جدی این است که اگر یونسکو، بنیاد آغاخان، کمک‌های ایالات متحده امریکا نمی‌بود چه نهادهایی می‌توانستند این خلا را پر کند.

وضعیت آبده‌های تاریخی چگونه می‌بود و وزارت جلیله اطلاعات و فرهنگ چه کار می‌کرد؟

در این سال‌ها که فرصت‌های طلایی برای رونق صنعت گردشگری، بازسازی و مرمت میراث‌های ملموس بشری در کشور وجود داشت، این وزارت تنها کارکردش را به برگزاری چند سیمنار غیرعلمی، سخنرانی‌های تکراری و شعارهای آبکی، نامگذاری چند جاده در کابل و… تقلیل داد.

کارهایی را که این وزارت انجام داده است حتا به اندازه کار یک نهاد غیردولتی که پشتوانه مالی لازم را ندارد هم نیست، فرهنگ‏‌سازی و رشد فرهنگی نیاز به طرح برنامه موثر و به کار گماشتن نیروهای انسانی کارآزموده دارد، این وزارت در بازی بزرگ به کارگیری اصطلاحات فربه و عملکردهای ناچیز گیر مانده است.

وزارتی که باید کمرش را از چند جای می‌بست و خشت فرهنگ‏‌سازی را بر ویرانه‌های فرهنگ هزارپاره کشور بنا می‌گذاشت.

وضعیت فرهنگی در کشور ایجاب می‌کرد که مقام‌های گماشته شده در این وزارت به جای این همه مصرف‌های بی‌سود و نافرجام کمی به فکر بهبود وضعیت فرهنگی می‌بود. به جای سفرهای پر مصرف برون‏مرزی به ولایت‌ها می‌رفت با ریاست‌های اطلاعات و فرهنگ در ولایت‌ها کار می‌کرد پیشنهادهای‏شان را جمع‌‏آوری می‌کرد.

ریاست‌های این وزارت در بسیاری از ولایت‏‌های کشور مانند خود این نهاد سمبولیک است و نقش کاربردی ندارد.

بررسی وضعیت ریاست‌های اطلاعات و فرهنگ در ولایت‌های کشور نشان می‏دهد که آب از سرچشمه گل‏‌آلود است، بیماری بی‌کفایتی، تنبلی و بی‌مسئولیتی مقام‌های مسئول تمام نهادهای وابسته را در برگرفته است.

تلاش‌های جمعی که به کمک نهادهای غیردولتی، رسانه‌های آزاد و چهره‌های فرهنگی انجام شده و این وزارت سهمی در آن‏ها نداشته امروز به نام این وزارت مصادره می‌شود و شخص وزیر این‌ها را از دستاوردهای وزارتش عنوان می‌کند.

کارهای فرهنگی در بخش ترمیم و بازسازی آبده‌های تاریخی در شماری از ولایت‌ها نتیجه تلاش سازمان‌های بین المللی و نهادهای خیریه جهانی بوده است.

این وزارت سهمی در این کارکردها ندارد و گزافه خواهد بود که به طور مثال بگویم بازسازی ارگ اختیارالدین در هرات کار وزارت اطلاعات و فرهنگ است، هنوز به درستی مشخص نیست که این نهاد دولتی بودجه سالانه را در کجا مصرف می‌کند.

راه فرار بسیاری از این نهادها این است که وقتی در برابر پرسش‌های جدی قرار می‌گیرد می‌گویند ما وزارت پالیسی ساز هستیم و کار اجرایی نداریم. این پالیسی‏‌سازی تنها جواب بی‌مایه‌ای است که می‌توان از زبان مسئولان این نهادهای دولتی شنید، این پرسش همچنان وجود دارد که اگر شما پالیسی‏‌ساز هستید، کارهای اجرایی و عملی را (که در لایحه وظایف شماست) را کی انجام می‏دهد؟

0 پیام برای این مطلب ثبت شده