اینترنت با کتاب رقابت می کند

اولین کتابی راکه خواندم کتاب افسانه ای به نام امیرارسلان نام دار بود . صنف سوم را ختم کرده بودم دقیقا یادم نمی آید که این کتاب چگونه به دستم رسید اما شوقی که برای خواندن این کتاب و در مجموع کتاب داشتم وصف شدنی نیست و هنوز هم وقتی صحنه هایی از دلاوری های قهرمان داستان این کتاب به یادم می آید لذت خواندن چنین کتاب حجیم با برگ های کاهی اما شکننده چیزی است که باز مرا به سمت خواندن کتاب می کشاند .

با آن که خواندن کتاب افسانه ای امیر ارسلان نام داردر سن و صنفی که من قرارداشتم مناسب نبود اما حس خواندن،درک و کشف نادانسته ها و آشنایی با دنیایی از کلمه ها که هر کدام الهام بخش گوشه ای از زندگی هستند مرا به کرم کتابی سخت سر و همه چیز خوان تبدیل کرده بود.

وقتی خواندم هر آن چه که دم دستم قرار می گرفت نوشتن هم در کنارش قد علم کشید.چه رابطه ی تنگاتنگی بین این دو وجوددارد. می خوانی با دنیای پر از معنی و اسرار کلمه ها آشنا می گردی و آن گاه خود دست به خلق اثری می زنی که از همان کلمه ی های شناخته شده اند اما دنیای دیگری دارند دنیایی که باید به آن ها توجه کرد و در گام های بعدی به آن ها ارزش قایل شد و این جاست که اندیشه ها از لابه لای کلمه ها تبلور می یابند هر اندیشه ای که می خواهد باشد . زیبا، ستودنی ،هنجارشکن،منطقی،رمانتیک وانسان گرا این اندیشه ها هر کدی که داشته باشند اول از خواندن نشات می گیرند.

این خواندن است که انسان را به تکاپوی داشتن نداشته ها می اندازد. اولین فرمان خدا به پیامبر آخرش نیز خواندن بود.اما چرا خواندن سخت است ؟ بویژه برای مخاطب افغان خواندن کتاب دشوار است نه این که میزان سواد در این کشور پایین است اصولا ما به خواندن باور نداریم و یا اگر داریم حوصله نداریم و اگر حوصله داریم کتاب مناسبی را نمی توانیم پیدا کنیم.در کنار این ها هزاران بهانه ی مدرنیستی که وقت تنگ است و مصروفیت ها زیاد است توجیه هایی هستند که برای راحتی خیال خود و دیگران آن ها را تحویل می دهیم.

در حالی که ساعت های زیادی را در سایت های گوناگون سپری می کنیم هر سایتی از شبکه های اجتماعی فیس بوک،توییتر،اسکایپ گرفته تا سایت های علمی همه را روزانه گشت می زنیم و گویابااین گشت زنی های تو در تو می خواهیم به طور ناخود آگاهانه ای کمبود سینما و پارک وسرگرمی های سالم دیگررا جبران کنیم اما نیم ساعت از 24 ساعت شبانه روز را برای خواندن وقت نداریم این هم جفای بزرگی دیگری است که بر دوست دیرین وفاداروهمه چیز فهم اما سرشارازسکوت خود روا می داریم. دوستی که در دل این همه سکوتش کلمه و اندیشه و دانش و کشف نشده های زیادی وجود دارد. هر چند انترنت حالادیگربه بخش غیرقابل انکاری درزندگی مااست و به نظر می رسد ما نمی توانیم خود را ازجذبه ی این دنیای مجازی که پر از اعجاز، حقایق ودینی های شگفت است رها کنیم.

چرا جامعه ی ما مردم کتاب خوان کم دارد؟ آیا انتر نت ،نبود کتاب های با کیفیت، کم بودن نویسنده های حرفه ای در هر بخش،ازیادرسانه های شنیداری،و دیداری،پایین بودن سطح میزان سواد،بی توجهی دولت در ترویج فرهنگ کتاب خوانی و مسایلاقتصادی را شاید بتوان در شمار علت های مهجور ماندن کتاب در بین جامعه ی خود قلمداد کرد.

مثلا ما در باره ی تاریخ خود جز کتاب های اندک دیگرمنابع غنی ودست اول نداریم و اکثر کتاب هایی که به نام وعنوان کتاب های تاریخی نوشته شده اند بیشتر،انگاره های نویسند گان آن ها است تا این که تاریخ نگاری شده باشد و در باره تاریخ معاصرپراکندگی در منابع به اندازه یی است که نمی توان وقایع تاریخی را از دل آن ها آن گونه که رخ داده اند نه آن گونه که انگاشته شده اند بیرون کشید. دوستی می گفت ما تاریخ ننگاشته ایم تاریخ انگاریده ایم. به همین ترتیب در بخش های دیگر هم مشکل وجود دارد.

هفته ی آخر ثور هفته کتاب است و ما در کشور خود به جز گشایش نمایشگاه ها و نام گذاری های گوناگون دیگر، ارزش دیگری به کتاب و کتاب خوانی قایل نیستیم . و خیلی که بخواهیم خود را اهل مطالعه نشان دهیم ممکن است از هر نمایشگاه یا فروشگاهی کتابی را بخریم اما خواندن آن مثل بالا رفتن از سر بالایی است.با خواندن صفحه های اولی سرمان دور می خورد و این یعنی بهانه ای برای رها کردن کتاب و نخواندن آن ویا کتاب را با عالمی از خط خوردگی ها ،تا شدگی ها با حاشیه های نوشته شده به گوشه ای پرتاب می کنیم و یا اگر خواننده ی با سلیقه ای باشیم آن را در قفسه ای در کنار دیگر کتاب های قرار می دهیم .

گاهی هم برای مباهات کردن به این که اهل کتاب هستیم به دوستان خود قفسه ای کتاب های نیمه خوانده و سردر نیاورده خود را نشان می دهیم . با آن که دل مان نمی آید کتاب هایی را که خریده و نخوانده ایم را به امانت بدهیم اما تعارف ها است که از فرش به عرش می روند.هفته ی کتاب است و به گمان زیاد امسال هم هفته ی کتاب به همان خاموشی سال های پار سپری خواهد شد. اما سال بعد باز هفته ی آخر ثوربا نام هفته ی کتاب در جنتری های ما به ثبت خواهند رسید.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده