بایدهای‌وزارت‌اطلاعات و فرهنگ

نهادی که مسئولیت امور فرهنگی کشور را برعهده دارد، باید خانه‌ی نخبگان و فرازنگان باشد. جایی باشد که برای توسعه‌ی امور فرهنگی و هنری برنامه‌های واضح، هدفمند و اجرایی داشته باشد. جایی که برای توسعه فرهنگ روزنامه‌نگاری، ترویج فرهنگ کتابخوانی، حمایت از صنعت چاپ و نشر، غنی‌سازی آرشیف ملی، حفظ و مراقبت از میراث‌های فرهنگی، ترویج صنعت گردشگری و گردشگری و… برنامه‌های موثر و پایدار داشته باشد. وزارت اطلاعات و فرهنگ جایی است که خرد جمعی یک ملت و یک کشور پیکرآرایی شده و به منصه ظهور میرسد.

وزارت اطلاعات و فرهنگ جایی برای الگوسازی و حمایت از کارکرد نخبگان فرهنگی- هنری است.

جایی که برای رسانه‌های خصوصی و رسانه‌های دولتی پالیسی حمایت از تولیدات ملی را می‌سازد و اجرایی می‌کند؛ جایی که روزنامه‌های با نام و نشان دولتی را برای همگام‌سازی با دنیای معاصر معیاری و به روز می‌سازد تا الگویی باشد برای روزنامه‌های غیردولتی!

جایی است که از امکانات دولتی برای ایجاد تغییر و اصلاحات در سیاست گذاری‌های کلان فرهنگی استفاده موثر می‌کند، جایی است که به مدیران ارشد و رئیسان اداره‌های مربوط صلاحیت لازم مالی، تخصصی و اجرایی را واگذار می‌کند تا تکانه‌های مهم در بهبود وضعیت اداری به وجود بیاورند؛ جایی است که برای حمایت از زبان‌های ملی و بومی ‌کشور طرح‌های حمایتی و برنامه‌های موثر و هدفمندی را وضع می‌کند تا ضمن تاکید بر تنوع زبانی زمینه‌ی تولیدات فرهنگی را به زبان‌های رسمی و غیر رسمی فراهم سازد.

وزارت اطلاعات و فرهنگ جایی است برای نهادینه کردن فرهنگ و هنر و جایی است برای مبارزه‌ی درازمدت فرهنگی با انواع تبعیض برخاسته سیاست‌های حقیرانه و مدنیت ستیز نژادی، زبانی، مذهبی، حزبی و سیاسی. جایی نیست که با زبان‌های رسمی و غیر رسمی برخورد حذف‌گرایانه داشته باشد. قبرستانی برای دفن رفتار و کردار مدنی نیست، جایی برای فرصت‌سوزی و انباشته کردن زباله‌های متعفن تاریخ وارونه و افتخارات موهوم سه‌هزار ساله و پنج‌هزار ساله نیست. جایی برای ایجاد تشکیلات عریض و طویل بی‌قواره و استخدام افراد غیر مسلکی و غیر حرفه‌ای که با دانایی و فرازنگی نسبتی ندارند نیست.

جایی نیست که تنها به ایجاد ریاست‌های ولایتی بسنده کند و طرح و پالیسی مشخص فرهنگی نداشته باشد.جایی نیست که تنها به برگزاری چند سمینار و کنفرانس به بهانه‌ی تجلیل از فلان ابن فلان بپردازد و مبالغی هنگفتی را برای شکم‌چرانی عده‌‌ای هزینه کند.جایی نیست که برای ترویج فرهنگ کتابخوانی و سیاست‌گذاری فراگیر هم‌گانی برنامه‌ی معقول نداشته باشد.

جایی نیست که کتابخانه ملی به مثابه‌ی کتابخانه مادر به اندازه یک کتابخانه خصوصی امکانات فیزیکی و افراد مسکلی برای طرح و دیزاین برنامه‌های کتابداری نداشته باشد.جایی نیست که فرسودگی و انحطاط فرهنگی چونان موریانه ستون‌هایش را جویده باشد و امکانات تولد و تبارز ایده‌های خردمندانه فرهنگی را نابود ساخته باشد. با برشمردن این «بایدها» و «نبایدها» انتظار می‌رود که وزارت اطلاعات و فرهنگ به مثابه تنها نهاد فرهنگی دولتی با استفاده از امکانات و ظرفیت هایی که وجود دارد بتواند گام‌های موثری را برای تغییرات بنیادی بردارد.

تا جایی که دیده می‌شود؛ در پانزده سال گذشته به رغم امکانات و فرصت‌های مناسبی که وجود داشت، این نهاد دولتی در آوردن تغییرات و اصلاحات لازم موفق نبوده و نیاز به تجدید نظر در سیاست‌گذاری فرهنگی و بهبود وضعیت اداره‌های مربوطه وجود دارد.

انتظار می رود که رهبری این وزارت، توازن لازم را در توزیع امکانات و منابع مالی در ریاست‌ها، در نظر گیرد و برای به‌روز شدن قوانین و مقرره‌های مربوط به آرشیف و موزیم ملی برنامه‌های موثر و اجرایی داشته باشد.

با اجرایی شدن این اصلاحات وزارت فرهنگ ایده آل خواهیم داشت؛ وزارتی که تمام خوبی ها و بایدها را در خود منعکس کند و زمینه ساز تغییرات مهم فرهنگی در کشور باشد.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده