بایدها و نبایدهای شعر آیینی

اشاره:

در دهه‏‌ی سوم و پایانی ماه مبارک رمضان، ماه برگشت انسان به معنویت گم شده، فرصتی دست داد تا بحثی داشته باشیم درباره‏ی شعرآیینی و اینکه شعرآیینی در گذر زمان با چه تغییراتی رو برو شده است. همچنان تبیین مفاهم بلند دینی در شعر آیینی، ایدیولوژیکی شدن شعر آیینی و رویکرد اصلاحی و انتقادی شاعران آیینی سرا از دیگر سُویه‏های تامل بر انگیزی است که ضرورت به بحث و بررسی دارد. هفته نامه اقتدارملی با درک ضرورت مطرح شدن این مباحث، باب گفت‏‌وگو را با قنبرعلی تابش؛ شاعر و نویسنده‏‌ی شهیر کشور (که تازه از خاک غریب به وطن آمده است) باز کرده است.

جناب تابش سلام به شما و آرزوی قبولی طاعات و عبادات!

هفته نامه اقتدارملی، افتخار دارد که این بار میزبان نظرهای شما در حوزه ادبیات است. به دلیل تقارن ماه پر فیض رمضان، این گفت و گو در دو بخش انجام خواهد شد. در بخش نخست، پرسش‌هایی خواهیم داشت در باره‌ی فلسفه شعرهای آیینی و این که شعر آیینی امروز چه جایگاهی در حوزه ادبیات دارد.

در بخش دوم چشم اندازی خواهیم داشت به کارنامه‌ی ادبی و نظرهای تان در باب شعر و پیوند آن با مقوله‌های اجتماعی سیاسی.

بخش نخست

به نظر می‌رسد که شما توجه ویژه به شعرهای آیینی دارید، دفتر “ مشرق گلهای فروزان” حاوی شعرهای آیینی است، در مجموعه “ دل خونین انار” نیز با شعرهای آیینی بر می‌خوریم با توجه به اینکه در آثار دیگرتان نیز شعرهای آیینی دیده می‌شود؟ دلیل اینکه شما دفتر ویژه‌یی را برای شعرهای آیینی اختصاص دادید چه بوده است؟

مجموعه شعر”مشرق گلهای فروزان” حدود پانزده سال پیش گرد آوری شد.

چندین دلیل در گرد آوری این مجموعه دخیل بود:

-1 احساس کمبود یک مجموعه شعر آیینی از شاعران افغانستان که در آن شعرهای گرد آوری شود که هم از نظر هنری حد دیگر مجموعه شعرهای معاصر باشد وهم ازنظر محتوایی به امور متعالی و به‌دور از تعصب و تنگ نظری بپردازد.

-2 ضرورت معرفی شعر مذهبی امروز افغانستان برای جامعه ایران که در آن روز شعر مذهبی از اقبال و توجهی خوبی در آن کشور برخوردار بود.

-3 انگیزه‌های شخصی مانند حق‏‌التالیف و غیره.

جایگاه شعر آیینی را در تبیین مفاهیم بلند معرفتی چگونه ارزیابی می‏کنید؟

شعر آیینی انواع و مراتبی دارد. بخشی از شعرآیینی توصیفی و صرفا احساسی است. بخش دیگرش توضیحی است و نوع سوم آن شعر تبیینی است.

نوع اول و دوم طبیعتا از ژرفای کمتری برخوردار است اما نوع سوم دارای مقام ارجمند معرفتی است.

نمونه کامل تر این نوع شعر را باید مثنوی معنوی وآثار ارجمند سنایی غزنوی، ناصر خسرو بلخی دانست. یکی از رازهای جاودانگی و جهانی شدن آثار مولوی بلخی تبیین شگرف این حکیم از مفاهییم دینی و فلسفه اسلامی است.

این تبین شگرف از مفاهیم و مقولات دینی، شعر مولانا را سده به سده تا امروز برای بشر منتقل کرده است و تا فردا و فرداها انتقال خواهد داد.

تحول و فرگشت شعر آیینی را در گستره زبان فارسی چطور تحلیل می‌کنید؟

شعر آیینی در شعر فارسی دری از جایگاه ارجمندی بر خوردار است. همچنان که در پاسخ پرسش پیشین گفته شد. شاهکارهای بزرگ زبان فارسی چون آثار ناصرخسرو، سنایی غزنوی؛ مولانای بلخی، جامی، حافظ شیرازی؛ سعدی شیرازی و… مانایی خویش را مرهون مضامین شگرف دینی و معنویت آیینی است.

حتی شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی بسیاری از مضامین خود را مرهون دو کتاب آسمانی یعنی “اوستا” و “قرآنکریم” است. به طور مثال اگر فردوسی از مبحث پیچیده عقل در کلام اسلامی آگاهی نمی‌داشت، چنان فراز زیبایی را در باره خرد، محدوده و ارزش آن در زندگی بشر در مقدمه شاهنامه نمی‏توانست بیاورد.

یا در تحلیل علل بر آمدن و سقوط پادشاهان ایران زمین و خراسان، عدالت و خرد ورزی را چنان برجسته نمی‌کرد.

همچنان حضرت مولانا اگر از مباحث فلسفی جاری در جهان اسلام در عصر خویش بی‌اطلاع می‌بود هر گز قادر به مثنوی شریف نمی‌شد.

از سوی دیگر از منظر معرفت شناسی شعر هر دوره می‌تواند آیینه و بازتاب دهنده معرفت خاص و نزاع‌های معرفتی هر دوره از منظر دینی تلقی شود که مجال تفصیل بیشتر آن در این جا نیست.

در شرایط امروز و گریز بشر از معنویت و از سویی برداشت‌های رادیکال از مقوله‌های چون “دین” و “ مذهب” شعر آیینی چقدر مخاطب دارد؟

شعر آیینی را به صورت کلی می‌توان به دو دسته تقسیم کرد.

یک. شعری که تنها به توصیف و تبلیغ امور و مسایل دینی آن گونه که در جامعه مطرح است می‏پردازد. این گونه شعرها شعری است هم سو با برداشت عمومی از جامعه و به نوعی مقلد برداشت اکثریت از دین و مذهب. بسیاری از شعرهای آیینی از نظر محتوایی در این طبقه بندی قرار می‏گیرند. این شعرها، پیروی تفسیر مرسوم از دین و مذهب اند.

دو. شعرهای که تنها به توصیف و تبلیغ برداشت غالب و رسمی از دین اکتفا نمی‏‌کنند و سعی می‏‌کنند خود یک تفسیر تازه و شگرف تر از دین و آیین ارائه دهد. در این شعرها ممکن است سرودن شعر آیینی و مذهبی بهانه‏‌ای باشد برای نقد مذهب رایج. شاعر ممکن است با طرح ارزش‏های متعالی و آرمانی مذهبی وضع موجود مذهبی را به نقد و چالش بکشد.

در سایه طرح مفاهیم مذهبی، متولیان رسمی و غیر رسمی مذهب را مورد ارزیابی قرار دهد تا سیه روی شود هر که دروغش باشد.

هر دو گونه این شعر مذهبی مخاطبان خاص خود را دارد و در کل باید گفت که شعر به دلیل ظرفیت‏های زبانی و احساسی‏اش همیشه مورد توجه مخاطبان دینی بوده است.

جالب است که در حوزه‏ی زبان دری کتاب “پیامبر بلخی” یعنی زرتشت به زبان شعر و صبغه‏ی ادبی سروده شده است. زبان قرآن کریم هم یک زبان کاملا ادبی است.

فکر نمی کنید که وضعیت امروز ایجاب می‏کند تا نوع نگاه شاعر آیینی سرا با مقوله‌‏های ایدیولوژیک متفاوت با گذشته باشد. در این زمینه رویکرد شما چگونه بوده است؟

به نظر می‏رسد شما واژه‏‌ی ایدیولوژیک را با واژه آیینی مترادف پنداشته اید.

در حالی که چنین نیست. دین مقوله‏ای است و ایدیولوژی مقوله‏‏‌ای دیگر و در جامعه شناسی کلاسیک بعضی از متفکران دین را از جنس ایدیولوژی دانسته اند اما اکثر متفکران معاصر این دو را متفاوت می‏دانند.

ممکن است کسی قرایت ایدیولوژیکی از دین ارایه کند که باز هم این امر مایه یگانگی این دو مقوله نخواهد شد.

اما اگر منظور شما این باشد که یک شاعر آیینی سرا امروزی با شاعر آیینی عصر قبل از خود باید نسبت به مسایل دینی نگاه متفاوت داشته باشد، من با شما موافقم. در مورد خود من باید بگویم که شعرهای آیینی من حتی با مقایسه با شعرهای خودم در سال‏های قبل متفاوت می‏باشد.

شعر آیینی من در مجموعه شعر “دورتر از چشم اقیانوس” بیشتر توصیفی بود اما در “آدمی پرنده نیست” کمی نگاه تحلیلی شده و در مجموعه‌‏ی “دل خونین انار” من از موضوع مذهبی استفاده اجتماعی کرده ام. یعنی در این مجموعه هدف من از سرودن شعرمذهبی طرح مفاهیم آرمانی و اخلاقی اسلامی به منزله‏‌ی میزان و ملاک نقد و ارزیابی وضعیت جامعه یا جوامع اسلامی موجود بوده است.

من هرگز نمی‏‌خواستم تنها یک شعر صرفا مذهبی و مناسبتی گفته باشم. من از شعر مذهبی به عنوان یک تکنیک سرایش و نقد اجتماعی و سیاسی بهره جسته ام.

شعر آیینی امروز با آن ویژگی‌هایی را که شما بر شمر دید با تنگ چشمی‌ها و عصبیت‌های دینی چگونه تعامل می‌کند؟

تعاملش از نوع تضارب است؛ یعنی شعر آییینی امروز با رویکردی که من خودم داشته ام به منزله‏ی شلاقی است که بر پشت مدعیان ریاکار دین و مذهب فرود میاید و ریا کاری و تذویر آنان را برای خودشان و نیز جامعه‏ی دینی بر ملا می‏سا سازد.

شعر آیینی چقدر می‏تواند در بیان مفاهیم فلسفی و معرفت شناسی نقش داشته باشد؟

شعر فارسی بخصوص در قله‏های بلند خود مانند فردوسی و مولانا و حافظ و دیگران ثابت کرده اند که می‏تواند در مفاهیم فلسفی و معرفتی بسیار موفق باشد. پس از ده قرن از مولانا که می‏تواند ادعا کند که تمثیل بالا تر از “فیل” در مباحث معرفتی بیاورد.

داستان‏های مثنوی هرکدام تمثیلی است از پیچیده ترین مسایل فلسفی و معرفی به ساده ترین زبان ممکن برای یک بشر. شاعر امروز هم می‏تواند به طرح مباحث فلسفی بپردازد به شرط آن که برای خودش این مفاهیم حل شده باشد.

جایگاه رمضان در شعر فارسی و اینکه امروز به نظر می‌رسد که شعر آیینی کمرنگ شده دلیل این امر را در چه می‌بینید؟

رمضان در شعر آیینی جایگاه برجسته‏ای دارد. تصاویر و اشعار زیادی با استفاده از ماه رمضان و مقولات مرتبط با آن سروده شده. تصاویر مانند رویت هلال رمضان، رویت هلال عید فطر، شبهای قدر، روزه داری و امساک، افطار و غیره.

در کل اقبال به شعر در این زمانه کمترشده که طبعا بر شعر آیینی هم تاثیر گذار بوده است. در مورد کشورهای اسلامی می‏توان “عمل بد” مسلمانان راه باعث بی‏رونقی و عدم اقبال شاعران به امور آیینی دانست.

متولیان رسمی مذهب و دین در این کشورها چنان عمل می‏کنند که دیدگاه بسیاری از مردم و مسلمانا ن را نسبت به دین و شریعت تغییر داده است. به گونه‏ای که دیگر مقولات دینی یک مقوله‏ی زیبا و شاعرانه تلقی نمی‏شود. ریا و نیرنگ و استفاده ابزاری از دین باعث تضعیف مفاهیم دینی در نزد شاعران شده است.

کارهای شما در این زمینه برجسته است. شما به چه پیمانه به شعر آیینی اهمیت می‌دهید؟

شعر آیینی برای من همیشه یک مساله و دغددغه بوده و خواهد بود. چرا که دین و مفاهیم آن هنوز در بسیاری از جوامع و از جمله جامعه‏ی ما موثر و سرنوشت ساز است.

بنا بر این هر نوع قرایت و تبیین دینی می‏‌تواند جامعه ما را به سمت فساد یا صلاح سوق دهد. بنا بر این، شعر آیینی برای من همیشه یک موضوع خواهد بود. اما همچنان که اشاره کردم این سخن به مفهوم بیان صرفا توصیفی امور دینی نخواهد بود. چه بسا قالب شعر آیینی یا سوژه‏ی شعر آیینی برای من ابزاری است برای نقد رفتارهای موجود و نا موجه مدعیان دینی.

انگونه که در آثار تان دیده می‌شود بخش عمده‏یی از فرآورده های ادبی تان را در زمینه شعر، شعر آیینی تشکیل میدهد. با چه رویکردهایی شعر آیینی می‌گویید؟

چنانکه پیش از این اشاره کردم در مجموعه ی “دل خونین انار” موضوع مذهبی برای من فرصتی بوده است برای طرح و نقد مسایل اجتماعی.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده