بحثی در باب «ادبیات و رسانه»

اشاره:

در دوازدهمین سال انتشار هفته‏‌نامه اقتدارملی بر آن شدیم تا گپ‌و‌گفتی را با شماری از چهره‌های مطرح ادبی و رسانه‌ای درباب «رسانه و ادبیات» داشته باشیم. آنچه را می‏‌خوانید گفتاری است از سیدرضا محمدی، شاعر و نویسنده مقیم لندن، محمود جعفری، مدیر مسئول نشریه ادبی سیمرغ و زبیر هجران، شاعر.

محمدی گرامی! حضور شما در کابل مصادف شده با دوازدهمین سالگرد نشراتی اقتدارملی. ما ویژنامه‌ای را در این باب ترتیب دیده‏ایم و خواستیم بحث‌هایی را درباب چگونگی وضعیت مطبوعات و رسانه‌ها در افغانستان داشته باشیم.

قرار شد، این بحث در قالب مصاحبه دنبال شود و موضوعی را که برای این گفتار برگزیدیم، «ادبیات و رسانه» است و اینکه رسانه‌ها در دهه پسین چقدر به هنر و ادبیات پرداخته اند و بازتاب ادبیات در رسانه‌های چاپی کشور چگونه بوده است.

اگر موافق باشید چند پرسشی را در این باب با شما و محمود جعفری مطرح می‌کنیم.

اقتدارملی: جایگاه ادبیات را در رسانه‌های کشور به‏‌ویژه رسانه‌های چاپی، چگونه ارزیابی می‌کنید؟

سید رضا محمدی: جایگاه ادبیات در رسانه‌های کشور به نظر من خیلی کلیشه‏‌ای‏ست. مثل همه چیز در رسانه‌های کشور. مثل همه چیز که غیر حرفه‌ای و مسلکی است و بیشتر روزنامه‌ها و مجلات کارشان پر کردن رسانه است.

ادبیات یک چیز زینتی است برای رسانه‏‌ها، اگر چه تلاش‌های خوبی هم شده مثل کارهای شما و بعضاً تلویزیون طلوع که در همه این سال‌ها متفاوت بوده است.

اقتدارملی: جناب محمدی! به نظر شما چه راه‌های برون‏رفتی وجود دارند تا کلیشه‌ای نباشند؟

محمدی: جدی گرفته شدن کار روزنامه‏ نگاری و ایجاد ویژه‏ نامه‌های تخصصی، ویژه‌‏نامه‌های خاص ادبی در هر چند وقت و پرداخت حق‌الزحمه و وسعت نظر از جمله راهکارهایی اند که می‏تواند این صورت کلیشه‌ای را عوض کند.

اقتدارملی: جناب محمود جعفری، شما چه فکر می‌کنید؟

جعفری: اگر راستش را بخواهید باید بگویم؛ جایگاه به معنای ارزشی آن وجود ندارد. چون اولاً اگر تمام افغانستان را بگردی جز به تعداد انگشت پا نشریه ادبی وجود ندارد.

فعلاً فقط سیمرغ و سپیده را می‏شناسم که نشر می‏شوند. ثانیاً رسانه‏‌هایی که به ادبیات می‏پردازند بسیار محدود اند مثل تلویزیون فردا، طلوع و نور. من رسانه‏‌ی تصویری دیگری سراغ ندارم که برنامه ادبی نشر کند.

این تلویزیون‏‌ها هم وقتی برنامه ادبی نشر می‏کنند که مردم زیر لحاف خوابیده ‏اند. مثل این‏ که می‏‌فهمند ادبیات با خواب بسیار قرابت دارد از رادیوها هم چیزی غیر از پخش موسیقی انتظار نمی‌‏رود.

می‏ماند رسانه‌‏های چاپی. رسانه‏‌های چاپی گاهی از سر تفریح به ادبیات می‏پردازند. یا مقاله‌‏ای را کپی می‏کنند یا هم چیز جدی نشر نمی‌‏کنند و نگاه حرفه‌ای به ادبیات ندارند. بنایاً جایگاهی را نمی‏توان برای ادبیات سراغ گرفت.

اقتدارملی: چرا نگاه تخصصی به ادبیات در رسانه‌ها وجود ندارد؟

جعفری: به چند دلیل مشخص:

یک.ادبیات آب و نان ندارد. به هیچ شخصیت سیاسی وابسته نیست. به دنبال مشارکت در کمپاین‏‌ها هم نمی‏‌باشد. از این خاطر نه آفرینش‌گران، ادبیات را جدی می‌‏گیرند و نه صاحبان رسانهalt.

دو. از طرفی، ادبیات برای دولت هم چیز دندان‏گیری ندارد. تازه، ادبیات برای دولت دردسرساز هم هست. چرا که وقتی پای ادبیات به میان بیاید، ناچار باید مولوی، سنایی، جامی، ناصر خسرو، بیدل و بسیاری از بزرگان دیگر به میدان بیایند. دولت هم آن قدر بودجه ندارد که بیاید مثلاً به جای مدال «غازی» فلانی خان، مدال مولوی، سنایی و… به گردن شاعران بیاویزد. لذا از روی ناچاری و فلاکت سکوت را ترجیح می‏دهد.

سوم. در جامعه‌‏ای که در یک سال 10 تا کتاب ادبی در آن نشر نشود، چطور می‏تواند ادبیات خواننده داشته باشد.

می‏توانید این موضوع را از چاپخانه‏‌ها پرسان کنید، خصوصاً از مطبعه بیهقی که تنها درباره غزنی چه قدر کتاب چاپ کرده است. خب، در وضعیتی که ادبیات خواننده نداشته باشد، کی یک رسانه می‏تواند آن را جدی تلقی کند.

سیدرضا محمدی: چون ادبیات یک چیز آکادمیک است؛ قرار نیست تخصصی به ادبیات در رسانه پرداخته شود اما به هر حال می‌شود متون ادبی را در رسانه‌ها به روی مردم باز کرد.

رسانه‌های چاپی ناگزیر از تعامل با ادبیات هستند. به هر حال کار روزنامه‏‌نگاری به نوعی کار ادبی است. شاید لازم باشد روزنامه‌‏نگاران همه یک دوره ادبیات فشرده بخوانند.

اقتدارملی: رسانه‌های چاپی کشور به چه پیمانه ازسوژه‌ها و جانمایه‌های ادبی بهره می‌برند؟

سیدرضا محمدی: من می‌خواهم به همان جواب قبلی تاکید کنم که باید یک دوره فشرده ادبیات کشور و جهان را بخواننند وهم به لحاظ خلاقیت و هم به لحاظ توسعه شعور روزنامه‏‌نگاری و….!

جعفری: در جواب این پرسش شما باید بگویم، رسانه‏‌های چاپی ما هیچ سوژه‌ی ادبی از خود ندارند. به دور از جان اقتدارملی، آن نشریاتی که کم و بیش از سر ملاطفت به ادبیات می‏پردازند، سوژه‏‌های شان را از انترنت می‏گیرند. در حالی ‏که اگر یک نشریه بخواهد به صورت جدی در مورد ادبیات کار کند، آن قدر سوژه وجود دارد که نپرس. فقط کافی است یک سری به دانشگاه آن هم دانشکده زبان وادبیات بزند آن وقت متوجه می‏شود که چه سوژه‌‏های زنده‏ای وجود دارد.

از تحقیقات ادبی کلاسیک تا وضعیت فعلی ادبیات در داخل و خارج کشور همه و همه، جهانی از مایه‏‌های ادبی و سوژه‌‏های ادبی ‏اند. کجاست آن قهاری که بیاید دل به دریا زند و گوهر ادب بیرون بکشد.

اقتدارملی: مهمترین نقدی که بر وضعیت رسانه‌‏های کشور در حوزه‏ی ادبیات وجود دارد چیست؟

جعفری: مهم‏ترین نقد این است که ادبیات جدی گرفته نمی‏شود. به ادبیات ارزش قایل نیستند. تعریف کارکردی از ادبیات ندارند. فکر می‏کنند در این وضع «بل بشو» ادبیات کاری کرده نمی‏تواند درحالی که ادبیات همه چیز زندگی است.

همین صلحی که ما سال‌‏ها از آن دوریم، با ادبیات تأمین شده می‏تواند. ادبیات می‏تواند انقلاب راه اندازد و انقلاب را رهبری و مدیریت کند و به جان سیاست پوستین دیگر بپوشاند و این که انسان، اخلاق و زندگی را به میدان بیاورد.

اقتدار ملی: جناب جعفری، پیشنهاد شما برای بهبود جایگاه ادبیات در رسانه‌‏های کشور چیست؟

جعفری: از این پیشنهاد‏ها زیاد شده اما کارساز نبوده چون ادبیات فرزند چندین پدر است. فرهنگ، سیاست، اقتصاد، جامعه و چیز‏های دیگر در آن دخالت دارند. فقط می‏توانم بگویم که بیاییم به هرچیز مثل خودش نگاه کنیم. رسانه‌‏ها را تخصصی بسازیم. وقتی رسانه‌‏ها تخصصی شدند آن وقت ادبیات هم جایگاه پیدا می‏کند. جدی گرفته می‏شود و با احترام یاد می‏گردد.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده