بحران جهان اسلام‌و نشست سران کشورهای اسلامی

شهر استانبول ترکیه در 26 و 27 حمل امسال میزبان اعضای کنفرانس کشورهای اسلامی در قالب سازمان همکاری اسلامی بود. این اجلاس با شعار «وحدت و همبستگی برای عدالت و صلح» برگزار ‌شد.

مسایلی چون بحران دوامدار فلسطین، نزاع عربی و اسراییلی، مبارزه با هراس‌افکنی، خشونت و اسلام‌هراسی، وضعیت انسانی در جهان اسلام و برنامه‌های کاری سازمان همکاری اسلامی تا سال ۲۰۲۵ در دستور کار این نشست قرار داشت. این سیزدهمین نشست از این سازمان است و نشست پیشین در قاهره در سال ۲۰۱۳ برگزار شد.

پیش از این نشست در 24 و 25 حمل، نشست وزرای خارجه کشورهای اسلامی بود. در نشست اول، صلاح‌الدین ربانی، وزیر امور خارجه و در نشست سران نیز داکتر عبدالله، رئیس اجرایی کشور از جانب افغانستان نمایندگی کردند. پیش از این نشست نیز محمد اشرف غنی، رئیس‌جمهور تاکید کرده بود که اجلاس سران کشورهای اسلامی باید زمینه‌ساز تحکیم روابط میان کشورهای اسلامی گردد و نباید تنش‌های موجود در منطقه به سازمان کنفرانس اسلامی انتقال داده شود.

اما نباید انکار کرد که اجلاس سران کشورهای اسلامی در اوج تنشها در جهان اسلام برگزار می‌گردد. امروزه جنگ و خونریزی، نفاق و فتنه‌انگیزی، بحران و دخالت، تجاوز و نسل‌کشی، مهاجرت و بی‌خانمانی و سایر پدیدههای ویرانگر در جهان اسلام بیداد می‌کند. بدتر از همه اینکه مدعیان رهبری جهان اسلام نیز در کام توطئه‌های جهانی افتاده و بیشتر از پیش در پی گرفتن امتیاز از دسیسهسازانی هستند که برای مسلمانان توطئه‌چینی دارند.

در چنین حالتی چه می‌توان انتظار داشت تا نشست سران کشورهای اسلامی در چهارچوب این سازمان برای مسلمانان به ارمغان بیاورد؟ به نظر میرسد برای پاسخ به این پرسش نیاز است تا مروری به پیشینه و کارنامهی این سازمان داشته باشیم.

با سقوط دولت عثمانی در بیت‌المقدس مجمعی به نام « کنفرانس عمومی اسلامی » تشکیل شد و به دنبال آن جمعیت تقریب بین مذاهب اسلامی در قاهره، جلسه‌ای منعقد نمود .در سال 1336 قمری « کنفرانس بین‌المللی فرهنگ اسلامی » به دعوت پاکستان و با حضور 130 نماینده تشکیل جلسه داد. کنفرانس رابطه العالم الاسلامی که در سال 1381 قمری در مکه تشکیل جلسه داد و معضلات کشورهای اسلامی را مورد بررسی قرار داد. این جامعه در سال 1384 قمری با شرکت 135 شخصیت و دانشمند از 35 کشور مسلمان با پیشنهاد رئیس‌جمهوری سومالیا، جلسه‌ای مجدد تشکیل داد و کنفرانسی متشکل از کشورهای اسلامی مطرح و به تصویب رسید و در قطعنامه نهایی خود مسئولیت تعقیب فکر کنفرانس سران اسلامی به عهده رابطه العالم الاسلامی و دبیرخانه آن قرار گرفت.

در هنگامه‌ی مقدمه چنین تشکیلاتی بین سران کشورهای اسلامی جنگ سرد و منازعاتی تبلیغاتی پدید آمد زیرا جمال عبدالناصر این جامعه را طرح امریکایی دانست و آن‌ها را چهره‌ای دیگر از « پیمان بغداد» تلقی نمود. از آن سوی عربستان و دولت‌های موافق آن، چنین تشکیلاتی را ضروری دانسته و جمال عبدالناصر را متهم به حمایت از کمونیزم نموده و به عنوان ضداسلام معرفی کردند .

اما وقوع جنگ 6 روزه اعراب و اسرائیل در سال 1967م که در جریان آن اسرائیل غاصب در درگیری با نیروهای ارتش مصر، سوریه، اردن و لبنان، صحرای سینا، کرانه غربی و شرقی رود اردن و بلندی‌های جولان سوریه را به تصرف غاصبانه خود درآورد. به دنبال آن آتش‌سوزی عمدی در مسجدالاقصی توسط اسرائیل متجاوز که در28 آگست 1969 میلادی مطابق با 30 جوزای 1348 شمسی صورت گرفت و رژیم مذکور آن را به یک مهندس استرالیایی نسبت داد و دادگاه هم آن مهندس مذکور را به دلیل واهی روانی تبرئه نمود. این حرکت خشم برخی از سران کشورهای اسلامی را برانگیخت و تضاد بین جناح‌های انقلابی و محافظه‌کار تقلیل یافت و زمینه‌های تحقق کنفرانس اسلامی پدید آمد و سرانجام در سپتمبر 1969 میلادی «سازمان کنفرانس اسلامی» با رهبری ملک فیصل، پادشاه عربستان، شاه حسن پادشاه مراکش و شاه ایران در رباط پایتخت مراکش تشکیل گردید. در اولین کنفرانس سران 24 کشور حضور داشتند، ولی در حال حاضر 51 کشور عضو آن هستند.

از گذشته تا کنون سه جناح بر این تشکیلات حکومت میکنند و در تصمیم‌گیریهای آن بر حسب غالب گردیدن هر کدام، دخالت دارند. این 3 جناح عبارت اند از جناح تندرو و رادیکال، جناح میانه‌رو و جناح بی‌تفاوت و حتی لائیک. در داخل هرکدام از این جناح‌ها تضاد و اختلافی به چشم میخورد.

در اولین اجلاس از ملت فلسطین حمایت گردید و از آتش‌سوزی در مسجد اقصی ابراز نگرانی به عمل آمد. در اجلاس دوم سران کشورهای اسلامی که در سال 1974م در پاکستان منعقد گردید، اولین شرط حکفرمائی صلح در خاورمیانه، عقب‌نشینی اسرائیل از قدس شریف، عنوان گردید. در سومین اجلاس که در سال 1988م در مکه به نام «اجلاس قدس و فلسطین شریف » تشکیل شد از آزادی سرزمین فلسطین حمایت و عضویت مصر درآن به خاطر شرکت در کنفرانس کمپ دیوید به حال تعلیق در آمد. در سال 1980میلادی افغانستان به دلیل نظام مارکسیستی حاکم بر آن، از عضویت در سازمان معلق شد. در اجلاس کویت که در سال 1987م تشکیل جلسه داد مسئله فلسطین و اشغال غاصبانه این سرزمین از سوی اسرائیل متجاوز، مشکل اصلی صلح در خاورمیانه مطرح گردید .

اهداف پیش‌بینی شده در سازمان مذکور به مسائل اقتصادی محدود نمیشود و امور فرهنگی، سیاسی و … را در بر می‌گیرد، این اهداف به شرح ذیل هستند :

الف – ارتقاء همبستگی اسلامی میان کشورهای عضو؛

ب – تحکیم همکاری میان اعضاء در زمینه‌‏های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و علمی و سایر زمینههای مهم؛

ج – ترتیب دادن مشورت‌هایی میان اعضاء در سازمان‌های بین‌المللی؛

د – تلاش در جهت محو تبعیضات و جدائیهای نژادی و از میان بردن استعمار؛

و – هماهنگ کردن کلیه کوشش‎‌هایی که به منظور حفظ اماکن مقدسه صورت می‌گیرد؛

ح – ایجاد محیط مساعد به منظور افزایش همکاری و تفاهم میان اعضا و سایر کشورهای جهان .

در نهایت آنچه روشن است اینکه کنفرانس کشورهای سازمان همکاری اسلامی نتوانسته است در مسایل جهان اسلام از تأثیرگزاری چندانی برخوردار باشد. به این دلیل گمان می‌رود حاصل این نشست نیز چنین باشد که «نشستند و گفتند و برخاستند

0 پیام برای این مطلب ثبت شده