بحران قطر ؛ آتشی زیر خاکستر

  • سیرت

این روزها از بحران میان قطر و چهار کشور عربی یک سال سپری می شود؛ اما هنوز افقی برای حل آن مشاهده نمی‌شود و همانند آتش زیر خاکستر است. یکسال قبل در چنین روزهایی عربستان، امارات، بحرین، مصر روابط دیپلماتیک خود را با قطر قطع کردند و این کشور را به حمایت از تروریسم از طریق حمایت از گروه‌های اسلام گرای افراطی و نزدیک شدن به ایران متهم کردند.

در واقع جرقه اول بحران زمانی زده شد که مطالبی در خبرگزاری قطر در ۲۴ ماه مه ۲۰۱۷ منتشر شد و در آن شیخ تمیم بن حمد آل‌ثانی از انتقاداتی که به کشورش می‌شود، انتقاد کرده بود. هر چند مقامات قطری اعلام کردند که این خبرگزاری هک شده است؛ بحران با قطع روابط و به دنبال آن اقدامات اقتصادی از جمله بسته شدن مرز‌های زمینی و راه‌های دریایی و جلوگیری از استفاده از حریم هوایی و اعمال محدودیت‌هایی در رفت و آمد قطری‌‌ها همراه بود.

کشور‌های تحریم‌کننده فهرستی بلند بالا شامل ۱۳ خواسته از جمله تعطیلی شبکه الجزیره و کاهش روابط قطر با ایران و بسته شدن پایگاه نظامی ترکیه در قطر به این کشور تحویل دادند.

به دنبال این اقدامات چهار کشور مذکور؛ دوحه زیر بار این خواسته‌ها نرفت و در عین حال از گفتگو حمایت کرد و روابط دیپلماتیک و اقتصادی خود را با کشورهای دیگر تقویت کرد و تلاش کرد که خودکفا باشد و توافق‌نامه‌های تجاری، نظامی و فنی در سطح بین‌المللی امضا کرد. قطر که خود را در معرض این تحریم می‌دید به ترکیه و دیگر کشورها برای جایگزین از جمله ایران توجه کرد؛ اما فشارهای چهار کشور مصر، عربستان، بحرین و امارات ادامه یافت و هنوز هم ادامه دارد.

رسانه‌ها اخیرا اعلام کردند که عربستان از فرانسه خواسته است که قطر را به انصراف از خرید سامانه‌های هوایی روسی اس ۴۰۰ متقاعد کند و در غیر این صورت ریاض آمادگی خود را برای اقدام نظامی علیه دوحه اعلام خواهد کرد.

بحران قطر با چهار کشور عربی به شدت شورای همکاری خلیج فارس را تحت‌الشعاع قرار داده است و به نوعی همگرایی میان کشورهای این شورا را بسیار سخت ودشوار کرده است.

از آنجایی که رهبری این بحران ضد قطر را سعودی‌ها برعهده دارند، به نظر می‌رسد که هدف آنها مطیع کردن دوحه و وادار کردن آن به پیروی از سیاست‌های آن‌ها باشد.

محمد بن عبدالرحمن آل‌ثانی وزیر خارجه قطر، در اولین سالروز بحران میان قطر و چهار کشور عربی (مصر، عربستان، بحرین و امارات) در صفحه توییتر خود از این چهار کشور خواست که به جای ایجاد محورهای توهمی و واهی به کشورها و ملت‌های خود توجه کنند.

وی بیان کرد: «یکسال از محاصره غیرقانونی قطر گذشت و ما به ملت بزرگوار و همه کسانی که در این سرزمین زندگی می‌کنند به خاطر این پایداری و همبستگی تبریک می‌گوییم. به ویژه که مردم قطر به دنیا ثابت کردند که ما به برکت وحدت می‌توانیم بر هر نیرنگی که ضد ملت ما شود، غلبه کنیم. بحران خلیج فارس ثابت کرد که ایستادگی صادقانه از سوی کشورهای دوست و برادر در کنار قطر خریدنی و فروختنی نیست و بینش و آگاهی عربی و بین‌المللی قوی‌تر از هر تبلیغات و پروپاگاندا رسانه‌ای است.»

این واکنش مقام قطری به خوبی نشان می‌دهد که آن‌ها با اعتماد به نفس کافی در مسیر تقابل با طرح‌هایی که ضد آن‌ها می‌شود، گام برمی‌دارند و در عین حال گوشه چشمی هم به تحرکاتی که به ویژه از سوی شیخ صباح امیر کویت می‌شود، دارند.

اما آنچه از بحران بر می‌آید این است که افقی برای راهکار قریب‌الوقوع برای حل بحران دیده نمی‌شود. در واقع هنوز می‌توان بحران دوحه با چهار کشور عربی را آتش زیر خاکستر دانست و این را از تهدید عربستان، ضد قطر، مبنی بر حمله نظامی‌در صورتی که اس ۴۰۰ را از روسیه دریافت کند، می‌توان درک کرد؛ زیرا در جریان حمله احتمالی ضد قطر، نقش نیروی هوایی عربستان موثر است.

برخی کارشناسان امور اقتصادی بر این باورند که اقتصاد قطر آنگونه که همه در آغاز انتظار آن را داشتند، فرونپاشید و مقاومت کرد و این اقتصاد عربستان، بحرین و امارات بود که بیشترین تاثیر را پذیرفت؛ به طوری که بیش از ۳۰۰ شرکت سعودی در قطر به شکل مستقیم از بحران تاثیر پذیرفتند و این زمانی بود که قطر به جایگزین‌ها روی آورد.

از نگاه این کارشناسان، عربستان نیازی به این بحران نداشت زیرا به علت کاهش قیمت نفت به اندازه کافی با کسری بودجه روبرو بود. از سویی این بحران سبب شد که قطر از تکیه به همسایگان خود در شورای همکاری خلیج فارس بکاهد.

به هر حال این بحران جدای از تاثیرات و پیامدهای آن‌ها بر قطر و چهار کشور تحریم کننده دوحه و نیز تاثیرات بحران بر شورای همکاری خلیج فارس در شرایطی صورت می‌گیرد که منطقه آبستن تحولات بی شمار است.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده