بحران یمن، فراتر از فاجعه

آنچه این روزها دریمن می‎گذرد، فراتر از فاجعه است. شرایط حدود ۲۷ میلیون انسان اسیر در اقلیمی‌که از زمین و هوا در محاصره هستند؛ وضعیت مردمان منتظر مرگ در کشور فقیری که زیربناهای اندک خود را از دست داده و با گسترده‌ترین بحران غذایی جهان،‌رنج عظیمی را تحمل می‎کنند، با نام فاجعه قابل تصویر نیست.

همین سه روز پیش بود که هماهنگ‌کننده محلی کمک‎های بشردوستانه سازمان ملل اعلام کرد: بیش از ۱۸ میلیون نفر در این کشور نیازمند کمک‎های فوری غذایی هستند و حدود ۹ میلیون نفر دیگر در گرسنگی مفرط به سر می‎برند. این جمعیت ۹ میلیونی حتی نمی‎دانند که وعده غذایی بعدی‌شان را چگونه و در کجا خواهند خورد و آیا اندک غذایی گیر خواهند آورد یا خیر. دست‌کم سه میلیون از این جمعیت گرسنه کودک هستند، ده‌ها هزار شهروند یمنی مبتلا به بیماری وبا شده در شرایط دشوار و نبود مراکز و امکانات درمانی به سر می‎برند، بیش از ده هزار کشته، ‌هزاران زخمی و میلیون‎ها بیجا شده در این کشور، بیان‌گر عمق دردی است که در پیش چشم جهانیان اتفاق می‌افتد.

این مردم بی‎گناه اما با سرنوشت کاملا محتوم و آیندۀ مبهم مواجه‌اند. نه روندی برای مذاکره در دستور کار دوجانب منازعه است و نه هم کسی از دوجانب درگیر کوتاه آمدنی است. اما جنگ کاملا نابرابر است و نبرد در دوسوی درگیری، به هیچ وجه قابل مقایسه نیست. دوجانب جنگ نه تنها از نظر تجهیزات جنگی نابرابراند، ‌بلکه از لحاظ حمایت‎های جهانی نیز در جایگاه‎های کاملا متمایز و غیرقابل مقایسه قرار دارند. یک جانب جنگ، جنبش‎های محلی یمن؛ چون جنبش حوثی و انصارالله قرار دارند و جانب دیگر ایتلافی از چندین کشور عربی تحت حمایت امریکا.

با این حال،‌وقتی روزانه ده‎ها نفر در حملۀ جنگنده‎های ایتلاف تحت حمایت عربستان می‎میرند،‌نه صدای اعتراضی از سوی زورمندان جهانی بلند می‎شود و نه هم اعتراض‎های گسترده‎ای در سطوح جهانی و منطقه‎ای بلند می‎شود. اما هرگاه شلیک موشکی در نزدیکی ریاض اصابت می‎کند، صداهای اعتراضی در بوق و کرنا شده و تا زیر سقف شورای امنیت سازمان ملل نیز می‎رسد.

در چنین فضای آشفته‎بازار سیاست،‌این مردم بی‎گناه یمن هستند که در جهنم هماوردهای قدرت در سوخت و ساز مستمر به سر برده و چشم‌انداز سیاهی در پیش روی‌شان قرار دارد. زیربناهای یمن از بین رفته، مواد نفتی و سوختی در این کشور تحت محاصره به سختی قابل دسترس است و سیستم برق‎رسانی کاملا نابود شده است. سیستم بانک مرکزی این کشور از کار افتاده و در عمل بسیاری از تعاملات تجاری و حتی سیستم پرداخت معاشات کارکنان یمن به‌هم ریخته است.

در چنین حالتی،‌ندای هشدار سازمان‎های حقوق بشری تنها تأثیری که داشته این بوده است که ایتلاف عربستان اجازه دهد برای یک ‌ماه مسیرهای آبی را به روی کمک‎های بشردوستانه باز نگه‎دارد. اما چرا چنین چشم‎انداز تلخی در یمن خلق شده و بُن‎بست یمن ناشی از چیست؟

حقیقت این است که یمن صحنه‎ی کارزار جهانی برای رقابت‎های منطقه‎ای و جهانی شده و عرصه‎ی زورآزمایی است که یک جنگ نیابتی را رقم زده است. ورود مستقیم عربستان با حملات مرگبار هوایی در یمن که طرفدار تحقق نظام غربی در حمایت از دولت منصورهادی است، وضعیت را مشکل و شرایط را دشوارتر از پیش ساخته است. در چنین حالتی است که یمن را می‎توان صحنۀ رقابت کشورهای بیرونی دانست که قربانی آن مردم فقیر این کشور شده و همه روزه شاهد فاجعۀ مرگ‌بار و معضلات اجتماعی بی‎شماری هستند.

با این وصف،‌متأسفانه که صدای استثغاثۀ یمنی‎ها و استمداد نیروهای امدادی جهانی تاکنون به جایی نرسیده است. این ندا به گوش سازمانی‎که مسوولیت اولیه و اساسی آن حفظ امنیت جهانی است نیز به خوبی نرسیده و اعضای شورای امنیت که نقش پولیس جهانی را به عهده دارد هم به خوبی به مساله یمن تمرکز نکرده است. متأسفانه که برخورد شورای امنیت نیز در قبال فاجعۀ شرم آور و هولناک یمن قاطعانه نبوده است. اما آن‌چه مسلم است اینکه هرگونه رویکرد این شورا در قبال یمن،‌تصویری از ماهیت و شخصیت حقوقی این شورا را در انظار جهانیان به نمایش گذاشته و دورنمای آیندۀ آن را در تاریخ روابط بین‎المللی را به تصویر خواهد کشید.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده