بررسی تاثیر مناسبات بین امریکا و اتحادیه اروپا

اتحادیه اروپا در میان نهادها و سازمان‌های منطقه‌ای و جهانی از موقعیت ویژه‌ای برخوردار است. در حقیقت، اتحادیه اروپا نه سازمانی بین‌الدولی و نه نهادی فراملی است، بل این اتحادیه با هدف رسیدن به اروپای متحد، ترکیبی از نهادهای بین‌الدولی و فراملی را در خود جای داده است. چگونگی تبیین روند همگرایی در اتحادیه اروپا یکی از مهمترین مباحثی است که تاکنون در خصوص این اتحادیه مطرح بوده. اتحادیه اروپا عمده‌ترین زمینه‌ای بوده که نظریه همگرایی پس از مطرح شدن در نیمه دوم قرن بیستم توانست در آن تبلور پیدا کند. آنچه بر اهمیت این موضوع افزوده این است که اتحادیه اروپا از لحاظ ماهیتی به گونه‌ای است که شباهت بسیار کمی با دیگر واحدها و مجموعه‌های سیاسی منطقه‌ای دارد.

پیش از این مأموریت و وظایف اتحادیه اروپا در مقیاس منطقه‌ای با دیگر سازمان‌های بین‌المللی از جمله سازمان ملل متحد مقایسه می‌شد، اما برخلاف سازمان ملل، اتحادیه اروپا دارای نهادها و ارگان‌هایی است که تصمیمات‌شان بر قوانین داخلی کشورهای عضو ارجحیت داشته و در بسیاری از موارد حاکمیت اعضا را محدود می‌سازد. اتحادیه اروپا دارای نهادهای مشترک تصمیم‌گیری و اجرایی (شورای وزیران، کمیسیون و پارلمان)، چهارچوب‌های قانونی (معاهده لیسبون ۳ و معاهدات پیش از آن)، شهروندی مشترک و نیز بانک مرکزی و پول واحد است. اما این اتحادیه مانند امریکا و کانادا نظامی فدرال نیست و هنوز در بسیاری از حوزه‌های سیاستگذاری به‌ویژه در زمینه سیاست خارجی و امنیتی، اعضای آن همچنان بر منافع ملی خود ارجحیت می‌نهند. از این رو، هرچند اتحادیه اروپا واجد برخی از جنبه‌های نظام‌های سیاسی موجود است، اما با هیچ یک از آن‌ها قابل مقایسه نیست.

برخی اتحادیه اروپا را به عنوان نظامی چندلایه می‌دانند که بر واگذاری میزانی از حاکمیت توسط کشورها مبتنی است. بر این اساس تصمیم‌گیری سیاسی در این اتحادیه در سه سطح انجام می‌شود: سطح مادون ملی، ملی و فوق ملی؛ بدین ترتیب که برخی تصمیم‌گیری‌ها در سطوح محلی و منطقه‌ای انجام می‌گیرد. پاره‌ای از تصمیمات در سطح ملی و مابقی که از اهمیت ویژه‌ای برای اتحادیه برخوردارند از جمله موضوعاتی که همکاری در مورد آن‌ها پایه و اساس اتحادیه را تشکیل می‌دهند، در سطح اتحادیه صورت می‌گیرند.

نکته قابل توجه این است که هر چند نظام‌های فدرال دارای ساختاری چند لایه‌اند، اما اتحادیه اروپا را نمی‌توان نمونه‌ای از فدرالیسم به شمار آورد. به این دلیل که تصمیم‌گیری در سطح اتحادیه یا به عبارتی فوق ملی در دو عرصه موازی با یکدیگر انجام می‌شود. یک دسته از نهادهای اتحادیه اروپا مانند کمیسیون، پارلمان و دیوان دادگستری دارای ماهیتی فوق ملی اند و تصمیم‌گیری‌ها و سیاست‌هایشان در کل بازتاب منافع اتحادیه اروپا است؛ اما دسته‌ای دیگر مانند شورای اروپا ماهیتی کاملاً بین‌الدولی دارند و منافع دولت‌های عضو را منعکس می‌کنند. در نتیجه فرایند تصمیم‌گیری در اتحادیه اروپا از دو مفهوم بین‌الدول‌گرایی و فوق ملی‌گرایی تبعیت می‌کند.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده