برف زمستانی، از شادمانی تا نگرانی

یک ‌ماه از فصل زمستان با پوشش سیاه گذشت و خبری از ریزش برف نبود. این امر بسیاری از شهروندان را نگران ساخت و همگیدر هراس از چگونگی فصل آینده بودند. در این میان، وزارت زراعت و اداره هواشناسی کشور به جای اینکه به این نگرانی پاسخ دهند، از آینده بی‏خبر بوده و پیش‌بینی در این خصوص را زودهنگام دانستند!

اما سرانجام روزهای خشک و خالی از برف پایان یافت و روزهای پایانی هفته‌ی گذشته، ساکنان تعدادی از ولایتها، شاهد بارش برف بودند. مسلم است که سرازیر شدن برف در هر کشوری،‌شادیبخش و برکت‏آور میباشد که شهروندان آن را به آینده خوشبین ساخته و جدا از منظرهی رویایی و دل‏‌انگیز آن که دامان آسمان را با پرواز مخملین خود، زیبا میسازد،‌نوید بهار سبز، تماشایی و پرثمر را میدهد.

افغانستان نیز از این قاعده مستثنا نیست، ولی همواره سفیدپوش شدن شهرها و روستاهای کشور، همزمان با خبرخوش از بهار سبز سال آینده،‌زنگ هشداری را نیز مینوازد. بند شدن راهها و شاهراهها، نرسیدن مواد اولیهی مورد نیاز به مناطق دوردست و دشوارگذر،‌آلودگیها و بندشهای خیابانی، جادهای و افزایش حوادث ترافیکی، برفکوچهای کُشنده و بحرانزا و… همگی پیامدهای بارش برفهای زمستانی در کشورهایی چون افغانستان است که تدابیر لازم و مدیریت کافی برای پیشگیری از اینگونه حوادث وجود ندارد.

امسال نیز وقتی شهروندان شاهد بارش برف شدند، احتمال تکرار تجربهی سالیان پیشین و نارساییهای ناشی از حوادث طبیعی زمستانی، بار دیگر زنگ خطر را به صدا در آورد و تراکم بارش برف در غرب کشور به روز سه‏‌شنبه و چهارشنبه هفته‏‌ی گذشته (30 جدی و اول دلو)‌منجر به بسته شدن شاهراه تورغندی- هرات گردید. تصور افزایش اینگونه حوادث در نقاط دیگر کشور نیز بعید نیست. زیرا میزان اطلاعرسانی برحسب پیشبینیهای دقیق اندک است و اقدامات اجرایی برای جلوگیری از این گونه حوادث نیز ضعیفتر از آن است که بتوان به آن اکتفا نموده و اعتماد کرد.

این درحالی است که در کشورهای سردسیر دنیا که سالانه برف شدیدتر و به مراتب بیشتری می بارد، در شهرها و روستاهای آن هیچ اتفاق ناگواری نیفتاده و خدمات عمومی با سکتگی خاصی مواجه نمیشوند. علت همهی این موارد، برنامهریزی و مدیریت صحیح است، برخلاف کشورهایی چون افغانستان که بحران مدیریت، باعث میشود تا برف نیز به جای اینکه نعمت آسمانی باشد، بحران زمینی را در پی میآورد.

قدر مسلم این است که در کشوری که برف به منزلهی زر بوده و نبود آن به معنای فقر و نابودی است، به هیچ وجه قابل قبول و شایسته نمیباشد تا به هنگام بارش این نعمت آسمانی که منبع خیر و برکت فراوان است، شرایط بحرانی اعلام شود و عامهی مردم دچار مشکلات فراوان گردند .

حقیقت این است که حادثه‌ها و تجربه‌های تلخ کشور در هنگام وقوع حوادث غیرمترقبهای نظیر زلزله، سیل و سیلاب، حوادث جاده‌ای و برفی، از جمله مسایلی اند که هرساله به صورت متناوب و متوالی در حال وقوع است که بروز هر کدام از حوادث فوق، کشور را با مدیریت بحران و استفاده از نیرو‌ها و نهادهای اجرایی روبرو میسازد.

لذا میطلبد تا برای پیشگیری از اینگونه حوادث و مدیریت لازم آن، تدابیر ویژه، مدیریت مناسب و اقدامات مطلوبی روی دست گرفته شود. پیشگیری از اینگونه حوادث و مقابله با آن توسط یک نهاد یا ادارهی واحد محقق نخواهد شد. حداقل اقدام‎‌های ضروری این است که باید نهادهای هماهنگ با برنامه‎‎های منسجم در این راستا ایجاد گردیده و دست به کار شوند. ادارههای هواشناسی در سراسر کشور راه‌‏اندازی و با ابزارهای لازم فنی مجهز شوند تا بارشهای سنگین برف و سایر حوادث طبیعی را در نقاط مختلف کشور پیشبینی نمایند. نتایج پیشبینیهای انجام شده با استفاده از پایگاههای رسانهای به اطلاع مردم رسانیده شود و ساکنان نقاط آسیبپذیر بتوانند حداقل آمادگیها را داشته باشند. به دنبال اطلاعرسانی از حوادث زمستانی، نهادهای مبارزه با حوادث، تدارکات لازم را مهیا نموده و در رفع نیازمندیهای آسیبدیدگان حوادث اقدامهای عاجل، به موقع و سریع را انجام دهند.

تردیدی نیست که هرگاه اقدامهای هماهنگ پیشگیرانه و مقابلهجویانه در برابر رخدادهای حادثه‏آفرین زمستانی روی دست گرفته نشود، بار دیگر ما شاهد حوادث تلخ و ناگواری در نقاط مختلف کشور خواهیم بود. در آن صورت، با رفتن برف زمستان، روسیاهی برای مسئولان کشور باقی مانده و نهادهای موظف در این راستا ناکارآمدتر از پیش رونما خواهند شد. بنابراین، بهتر است که برنامههای کارشناسی شده در این خصوص روی دست گرفته شوند تا اگر نتوانیم به صورت عاجل و در کوتاهمدت جلو حوادث زمستانی را بگیریم، دستکم در درازمدت شاهد رخدادهای تلخ و ناگوار ناشی از بارش برف و سایر حوادث طبیعی نباشیم.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده