برنامه ده ساله‌ی معارف‌و توسعه

وزیرمعارف کشور هفته گذشته بار دیگر میکانیزم آموزش و پرورش را در افغانستان رو به پیشرفت خوانده و ادعا کرد که این وزارت برای ده سال دیگر (دهه‌ی تحول) پول و برنامه دارد.

در نفس فعال بودن فاروق وردک، وزیر معارف کشور در تناسب با بسیاری از عوامل و کارگزاران دیگر حکومتی شکی نیست اما حقیقت این است که نیازمندی‌های افغانستان در عرصه‌ی آموزش و پرورش میکانیزم دقیق، منظم و مطابق با معیارهایی را طلب دارد که بتواند مسیر حرکت به سمت توسعه را در کشور میسر سازد.

صرف نظر از اینکه هزینه و برنامهی معارف چگونه مهیا شده، قدر مسلم این است که توجه به آموزش و پرورش در هر کشوری ضرورت به طرح ریزی سیستمی دارد که با اصول ارزشی ملی و بومی، معتقدات اصیل و فرهنگی دارد که قدرت پالایش آموزه‌های مدرن را داشته باشد تا همزمان بتواند نیازهایی چون رشد اقتصادی، تو‌سعه، کسب مشروعیت، حفظ وحدت سیاسی و.. را نیز برآورده سازد.

به همین دلیل است که نمی‌توان سیستم آموزش کشورهای در حال توسعه را در جهان سوم با معیارهای رایج در کشورهای پیشرفته و توسعه‏‌یافته آماده ساخت. این درحالی است که سال‌های گذشته مشاوران خارجی به بهانه‌ی کارشناسی در عرصه‌ی آموزشی کشور، هزاران دالر را از بودجه این وزارت به جیب زده اند. اما اینکه مشورت و راهنمایی این مشاوران تا چه اندازه در راستای غنامندی محتوای آموزشی معارف کشور موثر واقع شده است، به نظر می‌رسد به تناسب مصرف و هزینه‌ی سنگین انجام شده، قابل قبول نبوده است.

این درحالی است که افغانستان در جایگاه کشوری که ضرورت به توسعه‌ی متوازن دارد، آموزش مطلوب و مطابق با معیارهای توسعه‌مندی با محور آموزش را ضرورت دارد.

براساس یکی از تئوری‌های مطرح توسعه در نگاه دانشمندان، آموزش و پرورش مطلوب، بستر و محور رسیدن به توسعه است. روستو، نظریه پرداز مطرح اقتصادی در جهان سوم معتقد است که «برای توسعه‌ی اقتصادی باید چند مرحله را پشت سر گذاشت:1-جامعه سنتی،2- پیش شرط‌هایی برای جهش اقتصادی،3- جهش اقتصادی،4- بلوغ،5- مصرف انبوه.» روستو منظور از پیش‏شرط‌ها را همان عوامل کیفی برای توسعه مانند آموزش و… می‌داند. در واقع آموزش است که این مرحله را به پیش برده و جامعه را به مراحل بعدی رهمنون میسازد.

همچنین روستو رسیدن به مرحله‌ی سوم را نه فقط ازطریق علم و فن‏آوری بلکه از طریق اکتساب ارزشی در یک ملت (اعمال ارزش‌ها) میسر می‌داند و به همین دلیل آموزش و پرورش را عامل مهم در این فرایند دانسته و اکتساب ارزش و در نتیجه رشد و اهداف و برنامه‌های توسعه‏‌گرا و مدیرانی توسعه‏‌نگر را به پرورش انسانهای اقتصادی به حساب می‌آورد»

نظریه دیگری که به نقش انسان و آموزش و پرورش در توسعه اشاره دارد، نظریه‌سرمایه انسانی است. این نظریه برای اولین بار توسط تئودور شولتز دریک سخنرانی عنوان شد. این تئوری معتقد است که توسعه ملی هر اجتماعی در توسعه‌ی جمعیت آن وبه عبارتی دیگر درسرمایه‌ی انسانی آن جامعه نهفته است.

تئوری سرمایه انسانی برچند مطلب تاکید دارد که عبارت اند از:

1-ایدئولوژی، دموکراسی و آزادی

2-عامل رکود اقتصادی به منبع داخلی مربوط است؛

3- راه بازگشت به توسعه اقتصادی، سرمایه‏‌گذاری بر نیروی انسانی و به عبارتی آموزش و پرورش آن جامعه است.

نظریه دیگری که در این رابطه مطرح می‌شود،نظریه آزادسازی است که اولین بار توسط دانشمند برازیلی فریره ارائه گردید.

این تئوری به دنبال آزادسازی انسان‌ها از جهل ونادانی بوده و بر تعلیم وتربیت ونظام آموزشی جامعه تاکید بسیار دارد.

در مجموع، تأثیر تعلیم و تربیت معیاری بر توسعه‌متوازن یک امر منطقی و پذیرفته شده است. زیرا انسان‌ها هستند که با رفتار و کردار خویشتن جامعه را میسازند و باورها و بینشهایی که به این رفتار و کردار پشتوانه میبخشد که در آموزش و پرورش نهفته و در جریان آن به افراد القا میگردد.

از جانب دیگر، تجربه‌های به دست آمده از روند توسعهی کشورهای پیشرفته، این مسأله را ثابت ساخته و روشن میسازد که مسیر رسیدن به توسعه از طریق آموزش و پرورش، یگانه راه سریع و فرایند موفق بوده است.

توسعه‌آموزش و پرورش و پیشرفت آن در روند انقلاب صنعتی انگلستان و در ابتدای آن، نشان از اهمیت بسزای این مقوله در امر توسعه دارد. توجه جدی جاپان به تربیت نیروی انسانی و آموزش و پرورش معیاری یکی از دلایل مهم توسعه این کشور پنداشته میشود که امروزه آن را به یک غول اقتصادی و فن‏آوری مبدل ساخته است.

بنابراین، در تأثیر آموزش و پرورش بر توسعهی متوازن و مورد ضرورت کشور شکی نیست. به این دلیل ضروری است تا توجه جدی در راستای برنامه‏‌سازی مناسب معارف صورت پذیرفته و گسترش کمی و کیفی آن موجب شود که توسعه ملی بر محور سرمایههای انسانی آموزش‏دیده استوار گردد.

شک نباید کرد که با تحول در بنیادهای فکری افراد این سرزمین از طریق آموزش و پرورش معیاری به راحتی میتوان بر بسیاری از چالشهای فعلی در عرصههای گوناگون سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی غالب شد. سخن آخر اینکه امید میرود برنامهی ده سالهدهه تحول معارف با چشم‌انداز توسعهی متوازن آماده شده باشد.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده