برگشت گدایان رمضانی

با آمدن ماه مبارک رمضان، گدایی نیز افزایش یافته است .هرچند گدایی در کشور ما به شغل دایمی برای یک عده تبدیل گشته است اما در این ایام گویا افرادی هستند که موسمی به گدایی می‌پردازند زیرا این روزها تعداد بی‏شماری گدا در سرک‏‌ها و بازارها دیده می‏شود.

در این میان در پیاده روی ساختمان شهرداری کابل و مسجد جامع عبدالرحمان و پارک زرنگار که در مرکز شهر در محیطی دایره‌‏وار قرار گرفته‏‌اند شاید بیشترین تعداد گدا وجود داشته باشد. در این مسیر در هر چند قدمی یک نفر در کناری نشسته و منتظر سخاوت و بذل و بخشش عابران و رهگذران می‏باشد و یا با صدایی شیون‏‌آلود و یا تظاهر به عجز و ناتوانایی و یا تمارض در صدد جلب آرای لطف و توجه دیگران هستند.

همه این افراد هم درس‏شان را خوب از یاد دارند و با دیدن هر کسی شروع به درخواست و طلب یاری و کمک می‏کنند و سعی دارند با به بازی گرفتن احساسات مردم به نان و نوایی برسند هرچند که نمی‏‌توان گفت نان و نوایی زیرا به نظر می‏آید این‏ها با این شغل به چیزی خیلی بیشتر از نان و نوا و قوت لایموت روزانه دست می‌‏یابند.

کودکان بسیاری نیز در سرک‏‌ها از دختر و بچه در سنین مختلف یا از سوی خانواده‌‏ها و یا از سوی باندهای مخفی به این کار گمارده شده‏‌اند و با اشکال و روش‏‌های گوناگون به این کار می‏‌پردازند و با سماجت زیاد تا به هدف نرسند دست‌بردار نیستند.

این کودکان قربانیان اصلی شغل گدایی هستند، به جای این که در مکتب و پارک و کتابخانه و در جای مصئون و بی‏‌خطر دیگری اوقات خود را سپری کنند به عنوان منابع اصلی کسب درآمد خانواده و یا افراد سودجو درآمده‏‌اند.

دختر و بچه‏‌هایی با رخسار و رنگ و روی پریده و آفتاب‏‌سوخته و چرک و ژولیده با مهارت‏‌های خاصی که یاد گرفته‏‌اند، همه روزه عمرشان در جایی هدر می‏رود که شایسته هیچ کودکی نیست و هیچ آینده روشنی نیز جز سرخوردگی‏‌های اجتماعی نمی‏‌توان برایشان متصور بود.

در قوانین کشور ما گدایی جرم است و کسی که به این افراد کمک می‏کند نیزبه نحوی در جرم این افراد شریک است، زیرا با کمک‏‌های دلسوزانه و احساساتی باعث تداوم کار گدایی می‏شود و به گونه‏‌ای دلگرمی برای رونق بازار گدایی به وجود می‏‌آید.با آنکه گدایی هم در شریعت و قانون یک عمل خلاف کرامت انسانی و حقوقی تلقی می‏شود و دولت به عنوان مجری قانون باید مانع این کسب غیراخلاقی شود، اما تا اکنون برنامه‏‌های جمع‏‌آوری گدایان از سطح شهر کابل نتیجه اثربخشی نداشته و روز به روز به جمع گدایان مشهور شهر افزوده شده است.

شهرداری کابل یکی از نهادهایی است که در قسمت جمع‏‌آوری گدایان با وزارت کار و امور اجتماعی و هلال‏ احمر در هماهنگی، چندی پیش برنامه‏‌هایی در این خصوص داشتند، اما از آن جایی که این برنامه‏‌ها پروژه‏‌ای بیش نبودند، با ختم آن گدایان باز به سطح شهر برگشتند.

علت این که چرا دولت و نهادهای ذی‏دخل در این زمینه تا اکنون نتوانسته‏‌اند کار مفید و موثری را از خود بر جا بگذارند شاید در نحوه‏‌ی دید و برخورد با قضایا باشد زیرا اگر عزم جدی و تصمیم راسخ برای کاهش و یا نابودی یک پدیده‏‌ی ناپسند اجتماعی و یا سیاسی و یا فرهنگی با پشتوانه‏‌های مالی نیز وجود داشته باشد، طبق قاعده باید نتیجه‏‌ای از مبارزه و تلاش برای رسیدن به اهداف تعیین شده به دست آید.اما دیده می‏شود با وجود مولفه‏‌های (برنامه، قانون و پول و نهاد) دستیابی به اهداف از سوی دولت و حکومت ما در زمینه مبارزه با گدایی ناکام بوده است.

و جای تاسف است که ساختمان شهرداری کابل با ابنیه تاریخی در پارک رزنگار و مسجد جامع کنارش در انحصار گدایان قرار گرفته و این نهاد به عنوان نهاد ذی‏دخل در جمع‏‌آوری گدایان، فقط شاهد ماجرا است و دست به کمر ایستاده است!

هرچند در این روزها نمی‏توان شاهد کار موثری از نهاد و یا موسسه و یا شرکتی بود زیرا روند انتخابات ریاست‏‌جمهوری هنوز به پایان نرسیده و نتایج آن اعلام نگردیده است. بنابراین تمام امور در کشور تحت تاثیر انتخابات قرار دارد و تا نتیجه آن اعلام نگردد همه، دست به کمر و منتظرند تا چه رخ خواهد داد؟!

0 پیام برای این مطلب ثبت شده