«بـن» بسـت بعد از۱۶ سال!

شانزده سال پیش یعنی در سال ۱۳۸۰ در چنین روزهایى، گروه‌ها و گرایش‌هاى گوناگون افغانى در شهر بن آلمان گردهم آمدند که به چندین دهه خصومت و خشونت پایان دهند تا در پرتو صلح پایدار، افغان‌ها به امنیت دوامدار دست یابند. قرار بود کشور، صاحب قانون اساسى مترقى و نظام سیاسى مردم‌سالار گردد تا در پرتو حاکمیت قانون و شهروندمدارى، همه مردم افغانستان احساس برادرى و برابرى کنند و به سمت ملت شدن و دولت- ملت مدرن پیش بروند و تبعیض و بى‌عدالتى رخت ببندد؛ اقتصادملى شکل بگیرد؛ نظام آموزشى فراگیر، مدرن، پژوهش‌محور و کاربردى به وجود آید؛ عوامل و مؤلفه‌هایى که فرایند ملت شدن را مى‌سازند، تقویت گردند تا مردم افغانستان که داراى تنوع و تکثر قومى، فرهنگى و زبانى هستند، شاهد وحدت وهمگرایى ملى به صورت بنیادى باشند.

اما بعد از شانزده سال حکومتدارى و تجربه چندین حکومت و حضور اجماع گونه جامعه جهانى براى کمک‌هاى همه‌جانبه سیاسى، اقتصادى، فرهنگى، امنیتى، اجتماعى و بهداشتى براى افغانستان، امنیت همچنان اولویت اول ماست، خشونت و ستیزه‌جویى بیداد می‌کند، مساجد و عبادتگاه‌ها بر سر نمازگزاران ویران می‌شوند، پایگاه‌هاى بزرگ نظامى مورد هجوم ویرانگر هراس‌افکنان قرارمى‌گیرند، سربازان اردو و پولیس ملى دسته‌دسته به شهادت مى‌رسند و دردمندانه و شرمسارانه‌تر اینکه، زنان شهداى مدافع خاک و ناموس وطن، مورد هتک حرمت برخى فرماندهان و دست‌اندرکاران خودى قرار مى‌گیرند. سفارتخانه‌ها، خیابان‌ها، تجمعات مدنى و همه جاى کشور، ناامن است و ممکن است هر لحظه اژدهاى انفجار و انتحار دهان باز کند و صدها زن و مرد بیگناه اعم از شهروندان عادى و مسئولان کشورى و لشکرى را به کام مرگ بکشاند.

در بسیارى از شهرها و ولایات، جنگ و خشونت به صورت جبهه‌اى جریان دارد و واحد‌هاى کلان سیاسى- ادارى به دست هراس‌افکنان و مدافعان، دست به دست می‌شوند. بیکارى غوغا مى‌کند. اکثریت قاطع شهروندان، امیدى به زندگى و بهبود وضعیت معیشتى- امنیتى‌شان ندارند. جوانانى که از دانشگاه فارغ می‌شوند، نسبت به آینده شغلى‌شان به شدت مضطرب و به دنبال شغل‌هاى کاذب سرگردان هستند. حقوق شهروندى به صورت مستمر نقض می‌شود. ارکان نظام (قواى سه‌گانه) فاقد مولفه‌هاى مشروعیت‌بخش (به لحاظ انتخابى بودن، کارآمدى، رضایت‌مندى مردم و…) هستند. زیرساخت‌ها و زیرمجموعه‌هاى نظام اجرایى نیمه‌تعطیل اند، به عبارت دیگر، قوه مجریه در کشور ما صرف از حیث فرم وجود دارد و فاقد هرنوع محتوا و کارآمدى مى‌باشد؛ نیمى از وزارتخانه‌ها وزیر ندارند و وزارتخانه‌هایى که وزیر دارند، وزیرانش فاقد هرنوع صلاحیت‌هاى لازم ادارى و اجرایى هستند.

رهبرى سیاسى کشور، فاقد کارویژه رهبرى  است و پرستیژ و جایگاه رهبرى را به شدت تنزل داده است. به جاى تعیین سیاست‌ها و راهبرد‌هاى کلان سیاسى و تفویض صلاحیت‌ها به نهاد‌هاى قانونى و اصالت دادن به ساختارمندى و سیستم‌سازى مدیریت کشور و نظارت بر حسن اجراى امور، متأسفانه رهبرى کشور، ساختارها و سیستم‌ها را درهم شکسته است. وزارتخانه‌ها به حال خود رها شده  و در موجودیت سرپرست‌ها اداره مى‌شوند.

 نظام اجرایى و مدیریت سیاسى کلان کشور، در حد یک انجو تنزل پیدا کرده است. درواقع ما اکنون در کشورمان رهبرى سیاسى نداریم، بل مدیر پروژه‌ها را داریم که با چنگ و دندان مدیریت همه پروژه‌ها را که از وظایف و صلاحیت‌هاى وزیران و نهادها مى‌باشند، در انحصارخود درآورده و کشور را از لحاظ سیاسى و امنیتى به حال خود رها کرده است. امروز کشور ما از دو سو مورد تهدید قرار دارد: از یک سو بعد از شانزده سال، هچنان تهدیدات خارجى به صورت فزاینده ادامه دارند که هراس‌افکنان به نمایندگى از قدرت‌هاى مداخله‌جوى خارجى، این تهدیدات را اجرایى و عملیاتى مى‌کنند. شانزده سال پیش قوت‌هاى خارجى، فلسفه حضور خود در کشور را مبارزه با هراس‌افکنى اعلام نمودند، اکنون نه تنها حضور این قوت‌ها در مهار هراس‌افکنى مؤثرواقع نشده، بل اقدامات هراس‌افکنانه روز به روز با وسعت هرچه بیشتر، مخوف‌تر و ویرانگرتر ادامه دارد. از سوی دیگر، رویکردها و کارکردهاى زمامداران کابل به صورت یک تهدید جدى داخلى، مانع گشایش و پیشرفت کشورشده است. رهبرى کشور فاقد هرنوع گفتمان ملى مى‌باشد. رویکرد حکومت بر تبعیض و تفریق مردم به قومیت‌ها، فرهنگ‌ها و زبان‌هاى تعامل‌ناپذیر استوار است. قومى را برصدر مى‌نشاند و تبارى را از حضور در برخى واحدهاى ادارى ممانعت مى‌کند. با چنین سیاست‌هایى، یقینا آینده کشور به مراتب اندوهناکتر وتیره و تار‌تر از گذشته و حال خواهد بود!

کشور نیاز به اصلاحات جدى و فراگیر دارد، بهبود شرایط حاکم مستلزم استقرار نهاد‌هاى قانونمند (نهاد قانونمند اجرایى، تقنینى و قضایى)، مدیریت علمى و به روز، سیستم‌ها و ساختارهاى مدرن و کارآمد است. حکومت وحدت ملى باید به نیازهاى بنیادى کشور با کاردانى و کارآمدى، پاسخ درخور بدهد و بیش از این وقت مردم افغانستان را ضایع نکند؛ هرچند تجربه سه سال گذشته نشان داده است که هرنوع انتظار مثبت از حکومت سرپرست‌ها، یک امر بی‌هوده به نظر مى‌رسد.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده