بهارو تازگی‏‌هایش

در آستانه بهار قرار داریم و همه انتظار دارند که سال نو سال تازه‏ای برای همه باشد باهار نوی که شروع دوباره طبیعت است و نوید بخش شادابی ها و خوشی ها از زنده شدن دوباره دارو درخت و سبزه و چمن.

گرامیداشت از نوروز و سال نو جزو قدیمی‏‌ترین آیین و مراسمی است که از باستان در اقلیم بزرگی و در بین مردم باشکوه و آداب خاصی انجام می‏‏‌گرفت.

از خراسان گرفته تا عراق و بخارا و سمرقند و قفقاز برای گرامیداشت از نوروز آیین‏‌ها و مراسم‏‌هایی بر پا ‏می‏شد که در بین همگان دارای اشتراک بود. در ایران سفره‏ای به نام هفت سین در سال نو گسترده ‏می‏شود‏ که در آن میوه‏‌ها و خوردنی‏‌هایی نهاده ‏‏می‏شود‏ که با حرف سین شروع ‏می‏شود:‏ سیب و سرکه و سماق و سمنو سیرو سنجد و آیینه و قرآن که هر کدام نمادی از یک خیر و برکت و باروری و عزت و شکوه‌مندی ایزدی.

در افغانستان هفت میوه است که به شکل خاصی در شب سال نو تهیه و تدارک دیده ‏می‏شود‏. در این بساط از میوه‏‌هایی استفاده می‏شود که خشک هستند که مهم‌ترین آن‏ها بادام و پسته و چهار مغز می‏‌باشد. این میوه‏‌ها را در آب پاکیزه قرار می‏دهند تا از حالت خشکی بیرون شوند. این کار نمادی از تر و تازگی است یعنی آب که مایه جان‏‌بخشی در زندگی انسان‏ها و در طبیعت به شمار می‏رود خشکی را از میوه‏‌های خشک و خشک شده می‏‌گیرد و به آن‏ها حالت نوی؛ کاری که طبیعت در بهار با آنچه که در دامن دارد می‏کند.

در آستانه بهار، مردم در حوزه‏‌ی فرهنگی وسیعی که نوروز و سال نو را گرامی می‏دارند رسم بسیار پسندیده‏ای دیگری نیز اجرا می‏گردد که زنان آن را به دوش می‏کشند و بار زنانگی نوروز را بیشتر نمایان می‏کند.

بیشتر رسم و رواج نو روز را زنان انجام می‏دهند گویا قدر نوروز بر زنان بیشتر هویدا و آشکار می‏‌باشد تا مردان.

مردان نقش کم‌رنگ‌تری در نوروز دارند. از سمنو پزان گرفته تا خانه‏‌تکانی‏‌های نزدیک سال نو که همه به نحو و گونه‏‌ای است که مردان در آن کمتر سهم دارند و یا این به آن‏ها سهم داده نمی‏شود‏.

اما وقتی همه نیز تمیز و آماده و مهیا برای جشن و سرود و شادی سال نو گردید، مردان نقش برجسته‏‌تری پیدا می‏کنند.

نوروز هرچند به عنوان یک جشن باستانی و مربوط به حوزه‏ی خاص فرهنگی است، اما سال‏‌هاست که از سوی سازمان حفظ میراث‏ فرهنگی سازمان ملل متحد به عنوان یک جشن جهانی نیز شناخته شده است. مردم جهان با نوروز نه به عنوان یک جشن محلی و کوچک بل به عنوان یک پدیده‏‏‌ی جهانی می‏‌نگرند.

پدیده‏‌ها وقتی جهانی انگاشته شوند تمام مردم جهان در هر منطقه و محل که باشند و برای پاسداری، مراقبت، ماندگاری و معرفی و شناخت وسیع‏‌تر و بهتر آن تلاش‏‌های همگانی صورت می‏‌گیرد. میراث جهانی متعلق به تمام بشریت است و نوروز یک پدیده جهانی و میراث جهانی است که همه باید به آن احترام بگذارند و اگر برای آن ارجی قایل نیستند و آن را یکی از عناصر غیردینی می‏دانند باید به عنوان یک پدیده بشری و جهانی برای آن ارج و ارزش قایل شوند.

نوروز جدای از تمام گپ‏‌های جانبی آن می‏تواند به نمادی از همدلی و همدردی و هم‌دیگرپذیری و تسامح و تساهل در سیاست و کیاست و زندگی اجتماعی مردم ما بدل شود.

نوروز سال آینده که به آن در حال نزدیک شدن هستیم می‏تواند سال پربار سیاسی برای کشور ما نیز باشد و کابینه ناتکمیل دولت وحدت ملی کامل گردد و گفت‏‌وگوهای صلح از راه‌های مناسب و به نفع مردم به نتیجه برسد و مردم بتوانند در فضایی عاری از هر گونه خشونت و ناامنی زندگی کنند.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده