به بهانه ی 15 جوزا (11جون) روز جهانی محیط زیست

شهری که هر کس به ساز خود می رقصد

پانزدهم جوزا روز جهانی محیط زیست از طرف سازمان ملل متحد نامگذاری شده است. در دانشنامه‌ی انترنتی ویکی پدیا آمده این روزبه خاطر افزایش آگاهی مردم از اهمیت محیط زیست و تحریک سیاستمداران برای گرفتن تصمیم‌های لازم برای مقابله با خطرهایی است که محیط زیست را تهدید می‌کند، مسما شده است. این نام گذاری به سال 1972 میلادی برمی‌گردد.

بنابراین دراین موضوع دو مؤلفه یا دو شاخصه مطرح می‌شود: یکی مردم و دیگری سیاستمداران.

مردم باید درهر کجای این کره خاکی که هستند در قبال محیط اطراف خود مسئولیت‌پذیر بوده و با حساسیت، پیگیر مسایل محیط زیستی باشند و ازطرفی چون این موضوع با حکومت‌ها نیز سر و کار دارد باید به نقش حکومت‌ها توجه شود.

ما در محیط زیست خود از هر چیزی که در اطراف زندگی ما وجود دارد متأثر هستیم: ممکن است از آهنگی که با صدای بلند از رادیوی موتری در حال حرکت می شنویم عصبی و آزرده‌خاطر شویم و یا ممکن است از شنیدن آن برای رفع کسالت‌های روزانه‌ی خود بهره‌مند شویم. ممکن است گرد و خاکی که از سرعت زیاد موتری به هوا بلند می‌شود برای ما چندان مطرح نباشد چون به آن عادت کرده ایم، اما ممکن است همین گرد و خاک برای یک خارجی تازه به کشور آمده یک چالش بزرگ به شمار آید.

دوسال پیش اداره ملی محیط زیست اعلام کرد که هوای کابل بسیار خطرناک است و اگراین آلودگی مهار نگردد تا 5 سال دیگر کابل جایی برای زندگی کردن نیست. و حالا تا ختم این مهلت سه سال باقی است. اما نه برنامه ‌ای مهار آلودگی در شهر به چشم می‌آید و نه هم ازدیاد روزافزون جمعیت مجالی برای داشتن برنامه‌ریزی‌های دقیق باقی گذاشته است. اما آیا امکان دارد کابل هم به سرنوشت شهرهایی که دراثرآلودگی‌های هسته‌ای تخلیه شده اند دچار شود؟ هرچند بحث آلودگی‌های هسته‌ای بحث جداگانه‌ای است اما آلودگی، آلودگی است و بر سرنوشت انسان اثر می‌گذارد. و این نکته‌ی مهمی برای سرنوشت جمعی می‌باشد. اما اگر کابل تا سه سال دیگر جایی برای زندگی سالم‌تر نباشد و مردم هم به این موضوع توجه خاصی از خود نشان ندهند ممکن است با فاجعه‌ی انسانی عمیق‌تری مواجه شویم که اگر بیشتر از فاجعه‌ی شهرهای شیمیایی‌شده نباشد، کمتر هم نباشد. امراض جلدی و تنفسی که در اثرآلودگی هوا و محیط و آب گریبان انسان را می‌گیرد و یا درنهایت خواهد گرفت اگر از ولادت‌های ناقص بدتر نباشد کمتر هم نیست و هر کدام در نوع خود باعث رنج و درد می‌شوند.

شاید شنیده باشید که تعدادی شهر در دنیا است که به خاطر آلوده بودن به مواد رادیواکتیو از سکنه خالی شده اند. و آن شهرها حالا خالی از سکنه اند در حالی که تمام تأسیسات، ساختمان‌ها، مکاتب‌، راه‌ها و جاده‌ها بدون هیچ آسیب و خرابی به حال خود رها شده اند فقط به خاطر این که جان انسان‌ها مهم‌تراز هرچیز بوده است. خالی شدن یک شهر به خاطر آلودگی‌های هسته‌ای جالب است، اما اگر مسئولین ما هم توجه خالصانه از خود در رابطه به کاهش آلودگی کابل نشان ندهند شاید ما مجبور باشیم درشهری به زندگی ادامه بدهیم که آلودگی‌هایش ناشی از مواد هسته ای نیست اما باز هم خطرناک است. شهری که به خاطر نبود سیستم فاضلاب، ساخت و سازها و گسترش بدون ماسترپلان، استفاده از جنراتورها در راه‌اندازی و پیشبرد کارخانه‌ها و شرکت‌ها و حتا مصارف خانگی و وارد شدن مواد بی‌کیفیت سوختی به یکی از آلوده‌ترین شهرهای جهان تبدیل شده است.

اما تمام مسئولیت متوجه دولت و نهادهای مربوطه نیست. در این راستا نقش مردم دارای اهمیت است. مردم می‌توانند سهم و نقش عمده و بزرگی را درداشتن شهری پاک، زیبا و سرسبز داشته باشند، اما متأسفانه کابل به خاطر هجوم سیل‌آسای مردم از روستاها و شهرهای دیگر و حتا خارج از کشور به شهری بی‌نظم، کثیف و بی‌قانون تبدیل شده است؛ شهری که درآن هر کس به ساز خود می‌رقصد و قانون، نظم و رعایت موازین زندگی شهری قصه‌ی مفتی بیش نیست.

با آن که دردین ما هم به رعایت نظافت و پاکی تأکید زیاد صورت گرفته اما کمتر به آن توجه می‌شود.هر چند جنگ‌های سه دهه عامل اصلی بی‌نظمی‌های زندگی شهری در کابل است و جنگ‌ها باعث تخریب بسیاری از زیربناها شده، اما در ده سال گذشته هم اگر کاری صورت گرفته بیشتر مقطعی و پروژه‌ای بوده است. در این ده سال اگر شهرداری کابل برنامه‌های مشخص و هدفمندی را برای بهبود زندگی و رعایت موازین زندگی شهری در نظر می‌گرفت و با تحکم و قاطعیت برنامه‌های خود را دنبال می‌کرد شاید اکنون ما در وضع بهتری قرار می‌داشتیم.

اکثر مردم چندان توجهی به رعایت نظافت شهری ندارند و کار نظافت و صفایی در شهر را به عهده‌ی شهر داری می‌گذارند و تصور غالب بر این است که پاک نگهداشتن شهر وظیفه‌ی شهرداری است و شهر هم از دولت است تا از مردم. شهرداری و نهاد مسئول هم کلوخ بر آب می‌مانند و از آب می‌گذرند و در پایان برای دل‌خوشی خود و مردم فهرستی از کارهای نکرده و در دست اجرا را ارایه می دهند درحالی که مشکل همچنان سر جایش باقی است. در حالی که ماهنوز نتوانسته ایم مشکل پاکی و صفایی شهر خود را حل کنیم و در حال بلعیده شدن در آلودگی هستیم، دنیا به موضوع‌های پیچیده‌ی دیگری چون تغییراقلیم و آب و هوا می‌پردازد.    

0 پیام برای این مطلب ثبت شده