به مناسبت دوازدهمین سالیاد شهادت شهید شعوروشایستگی؛ سیدمصطفی”کاظمی”:

شهیدان ادبگاه وفارا خون نمی باشد

مگر رنگ حنایی ازکف قاتل شودپیدا

“بیدل”

شهیدمصطفی”کاظمی”، ازنوادرونوابغ روزگارمابودکه درگرانیگا‌ه قدرت وسکانداری سیاسی- اداری ، واوج چیر‌‌‌گی برقدرت وثروت، ازصراط تقوی ومعنویت محوری وانصاف ومدارا بادیگران نه لغزیدوگاهی رسالت متعالی دینی خودرا درقبال رنج وروانپریشی روزافزون مردمش، بدست نسیان نه‌سپرد.

مقاطع گوناگون حیات طیبه ی این نادره ی دنیای سیاست وقدرت معاصر، حلقه وصل وادغام بین دومولفه ی “تدین” و “سیاست‌ورزی” بودکه دردنیای دنی و دروغ‌محورسیاست این عصر، بویژه سیاستمداران دیارما، اگرنه هیچ، ولی اشخاص انگشت‌شماری بااین وصف، بچشم‌می خورند. اوازمتدهای متفاوت رقابت ومبارزه ی سالم ومنطقی برای دست‌یازیدن به جایگاه مناسب ودلخواه سیاسی- اداری وقانونگذاری بهره جست، اما – نه همچون اقران وامثالش – به قیمت دست‌یافتن به شهوت وشهرت وحذف دیگران.

کاظمی، باوصف دست وفرصت یافتن برشریعه ی جارئی قدرت وثروت، هیچگاه درب ورودبه آن را برروی دیگران نه‌بست، مغلوب وسوسه انگیزی زخرف وزبرج مظاهردنیوی نه‌شدوگاهی به لجن متعفن وتهوع آور زراندوزی وشهوتمداری، لب ترنه‌کرد. اماچون اندیشه وعملش، صبغه ی سبزالهی وتوحیدی داشت، درحدکافی، غیرقابل باور وکاملاً استثنائی، شهرت ونیکنامی، ثناوستایش همگانی ومحبوبیت ملی ومردمی، به سراغش آمده وسهم همیشگی وماندگارش گردید که: ” اِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَعَمِلُواالصَّالِحاتِ، سَیَجعَلُ لَهُمُ الرَّحمَنُ وُدّآ “.

رشدسریع وبروندهی شخصیتی این مردبزرگ درحدی بودکه که دشمنان بی رحم وحسودش، سرانجام وی را بر‌‌نتابیدند وچون ازصعودبرستیغ رفیع وصعب العبوراهلیت ومناعت معنوی اوبازماندند، خفاش گونه ازدیوسیاهی وجهل، فرمان فرومایگی ودستوردنائت گرفتندتا فرشته پاکدستی وعزت‌منشی را به بندمرگ کشند.

آری! بگفته ی حکیم بلخ:

دشمن طاووس آمد ، پرّاو

ای بسی شه رابکشته فرّاو

شهیدکاظمی – بسان بسیاری ازهم شغلان سیاسی اش – درسایه‌سار قدرت و ثروت به بزرگی کاذب وسراب گونه نه‌رسید، بلکه دریک حرکت خداپندارانه ی جوهری ودگرگونی باطنی، گوهرگونه درصدف وجودی خود، به کمال، ازدیادمعنوی، بالندگی و ارجمندی دست‌یازید وبدون آنکه ازابزارواسباب نامشروع وملوث مادی واهرم های رائج ونامقدس این روزواین روزگاربهره‌ببرد، باکیمیاگری پرهیزوپارسائی، ارزش افزوده یافت، مودت ومقبولیتش جهانگیرشد، صدها قافله دل و وجدان بیداروعدالتخواه را تسخیر وباخود همراه‌کرد.

کاظمی شهید، باخداومردم نفس‌کشید، باجانمایه ی عدالت وآرمان روءیائی رفاه ورهائی مردم تهیدست وگرفتارش، زندگی‌کرد وبرای تغییردرسفره ی تهی وپررنج یک ملت، تامرزمرگ وشهادت گام‌گذاشت.

روزی، – درعهدطلایی وزارتش – مریض‌بود وبی حال وزیرسیروم تقویتی که ازعلت بیماری اش پرسیدم، باتبسم معنادار فرمودند: دراثر نان وماست‌خوردن زیاد و مکرر! عرض‌کردم: چرا کمی به خود نه می‌رسی‌؟ فرمودند: تهیه ی غذای مناسب وباکیفیت برای همه اعضای دفتر، مقدورنیست وتنهاخوری، بی مزه‌است وغیرعادلانه!

واینکه امروز، جزنیکنامی وپاکنفسی، مواهب ومواریث دیگری ازآن شهیدسعید، به جانمانده است، برهان قاطع ودلیل دلپسنداین مدعاست که او هیچ گاه، سیاست را دست‌مایه ‌ی دست یافتن برثروت و کامروایی و زراندوزی، قرارنداد.

روحش شاد و درخت تنومندخاطراتش، بارده و بارورباد.

محمدضامن عظیمی

0 پیام برای این مطلب ثبت شده