بی‏سوادی، مانع توسعه‌‏ی کشور

افغانستان در فهرست بی‏سوادان دنیاست و جزو پنج کشوری است که در صدر فهرست قرار دارد.

این رتبه‏‌بندی نیز همانند پدیده‏‌های منفی دیگر، نام کشور ما را سیاه و ننگین ساخته است. این آمار براساس ارقامی است که وزارت معارف کشور بیرون داده و در گزارش این نهاد آمده است که علی‏رغم اینکه وزارت معارف تا حال ١١ هزار تن را در بخش سوادآموزى فارغ داده اما تا هنوز هم بیش از ٦٥ درصد نفوس کشور بی‏سواد هستند.

معاون سوادآموزی وزارت معارف گفته است که اين عده افراد از آغاز سال ٢٠٠٩ تا ٢٠١٢ ميلادى، از آموزشگاه‏‌های سوادآموزى در ٩ ولايت به شمول ولايات شمال و هرات فارغ گرديده اند.

وى در کنفرانسى تحت عنوان مرورى بر فعالیت‏‌های رسانه‏‌ها در گسترش و تقویت سوادآموزی در افغانستان اعلام کرد: «از جمله‏‌ی این فارغان، ٩ هزار تن را زنان و 2 هزار تن ديگر را مردان تشکيل می‏دهند.»

به گفته‏‌ی این مقام وزارت معارف، امسال نیز بيش از 2 هزار مرد و زن در ولایات بلخ، سرپل، فاریاب، قندز، بدخشان، پروان و کابل تحت پوشش برنامه سوادآموزى قرار دارند.

معاون سوادآموزی می‏گوید: «به خاطر محو بی‏سوادی، ٢٠ میلیون دالر بودجه از سوى جامعه جهانى به شمول آلمان در نظر گرفته شده است. این در حالی است که این پول کافی نیست و به خاطر مبارزه با بی‏سوادی، سالانه به ٧٥ میلیون دالر نیاز است.»

با این حال سفارت آلمان درکابل، گفت: «معارف در هر کشور، یک امر حتمی بوده و بدون سواد، معارف وجود ندارد و بدون معارف جامعه انکشاف نمی‏کند.»

وى افزود: «رسانه‏‌ها نیز در تشویق سوادآموزى نقش عمده‌‏ای دارند، زيرا رسانه از سواد به وجود آمده و باید مردم را به سوادآموزی و محو بی‏سوادی تشویق کنند.»

این میزان از بی‏سوادی در کشور درحالی است که افغانستان در برنامه‏‌ی هزاره‌‏ی سازمان ملل متحد به عنوان کشورهای درحال توسعه مطرح بوده و می‏‌بایست معیارهای سواد براساس قوانین بین‏‌المللی در آن به پیش برده شود.

سوادآموزی در افغانستان نیز برحسب ساده‏‌ترین تعریف آن مد نظر است که همانا مجموعه‌ای از توانمندی‌ها، قابلیت‌ها و شایستگی‌هایی که باعث می‌شود فرد توان خواندن، نوشتن و حساب کردن را داشته باشد. در واقع، این توانایی‏‌ها باعث می‏شود فرد باسواد مشکلات فردی‏اش را حل کند و به نحو بهتری زندگی کند.

سوادآموزی در همه جای دنیا با حداقل معیارها که همان خواندن و نوشتن و حساب کردن چهار عمل اصلی است آغاز می‏شود و تا سطوح بالای علمی ادامه دارد. یکی از آرمان‏‌های توسعه هزاره سوم، سوادآموزی است که باسوادی شهروندان به عنوان یکی از عوامل توسعه انسانی نیز به حساب می‏آید. هر چقدر سواد افراد در کشوری افزایش پیدا کند، تولید علم، تولید کالا و خدمات نیز ارتقا پیدا می‏کند.

از سوی دیگر، باسوادی با مصرف بهینه‏ و درست منابع نیز رابطه‏ی مستقیم دارد.: یعنی هر چقدر شهروندان باسوادتر باشند، از منابع موجود مثل آب، خاک، باد و برق بهتر استفاده می‏کنند. تجربه نشان داده است که بین سال‏های تحصیلی و انضباط شخصی هم رابطه‌ی مستقیم وجود دارد: طوری که می‏توان گفت افرادی که سطح تحصیلات بیشتری دارند، معمولا وجدان کاری و انضباط بیشتری دارند.

باسوادی با معیارهای سلامت و بهداشت نیز رابطه‏‌ی مستقیم دارد و در هر جامعه‏‌ای که میزان باسوادی‏‌اش بیشتر است، سطح سلامت مردم آن نیز بالاتر و میزان مرگ و میر ـ بخصوص مرگ و میر کودکان ـ کم‏تر است. افراد باسواد معمولاً رابطه‏‌ی اجتماعی بهتری با شهروندان برقرار می‏کنند و سطح روابط اجتماعی در جوامع باسواد، سالم‌تر از جوامع بی‏سواد است.

اگر به کشورهایی که در آن‏ها جنگ، تبعیض و فقر بیشتری وجود دارد، نگاهی اجمالی بیندازیم، به‏راحتی متوجه می‏شویم که میزان بی‏سوادی در این کشورها بالاتر است.

تردید نباید کرد که با باسوادترشدن جامعه، آمار جرایم و سرقت نیز کم‏تر خواهد شد و در واقع، باسوادی با کاهش جرایم هم رابطه‏‌ی معناداری دارد.

شهروندان یک جامعه‏‌ی باسواد انتخاب‏‌های اصلح بیشتری خواهند داشت و چه در انتخاب‏‌های سیاسی و چه در انتخاب‏‌های شخصی مثل انتخاب همسر و انتخاب شغل هم بهتر از افراد بی‏سواد عمل می‏کنند.

البته شاید مثال‏‌های نقضی هم در این روابط وجود داشته باشد و مثلا یک فرد باسواد از سطح فرهنگ نازلی برخوردار باشد یا یک فرد بی‏سواد، سطح مالی خوبی داشته باشد، اما نباید فراموش کنیم که این موارد در مقابل تعداد زیاد باسوادان با فرهنگ یا ثروت‌مندان باسواد، بسیار نادر است.

کارشناسانی که در این عرصه کار نموده و تجربه‏‌هایی در کشورهای رو به توسعه به دست آمده است نشان می‏دهد که برای ریشه کن کردن بی‏سوادی در کشورهای عقب‏‌مانده‏ای مثل افغانستان باید چهار اقدام اصلی انجام شود: اول این که به تعداد بی‏سوادان کشور اضافه نشود، دوم این که اطلاعات همه افراد بی‏سواد در اختیار مراکز سوادآموزی قرار بگیرد، سوم این که مسئولان به بی‏سوادی به عنوان یک معضل فرهنگی جدی نگاه کنند و آن را مشکلی کوچک تصور نکنند و چهارم این که منابع مالی قابل توجهی در اختیار نهادهای مسئول قرار بگیرد.

بدون شک، هرگاه این معضل به گونه‏ای جدی در دستور کار مسئولان امور قرار نگیرد، چشم‏انداز توسعه در کشور تاریک خواهد بود.

اگر به این چهار نکته توجه جدی شود، مطمئن باشیم ریشه‏‌کنی بی‏سوادی در ایران، انجام‏شدنی است و می‏توان در یک فرآیند چندساله، شاهد برپایی جشن باسوادی در افغانستان باشیم.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده