تحریکات نگران کننده پاکستان

تحرکات نظامی پاکستان علیه افغانستان در سال‌های اخیر، کم کم به موضوع آزاردهنده و نگران‌کننده‌ای برای مردم کشور تبدیل می‌گردد. این کشور در سال‌های گذشته مناطقی از روستاها و شهرهای افغانستان را در ننگرهار و کنر راکت باران نمود که طی آن ده‌ها تن کشته و صدها خانواده آواره شدند. هفته پیش نیز گزارش شد که این کشور دروازه‌هایی را در نقطه صفر مرزی در ولسوالی گوشته ننگرهار و سپین بولدگ قندهار ایجاد کرده است. افزون برآن، یازده پوسته سرحدی را نیز در امتداد خط دیورند جابجا کرده است، اگرچند که این پوسته‌ها در سال 2003 میلادی و به کمک نیروهای ایتلاف جهانی ایجاد شده است اما باور افغانستان برآن است که این پوسته‌ها در هر سالی که ایجاد شده باشد یک اقدام نظامی علیه افغانستان به حساب می‌آیند و باید برداشته شوند!

افغانستان، اما این بار واکنش تندی از خود نشان داده و شورای امنیت ملی کشور هفته پیش اعلام نمود که از هرگزینه‌ای برای برداشتن دروازه‌های تازه ایجاد شده استفاده خواهد کرد! اینکه استفاده از هر گزینه چه می‌تواند باشد، گمانه‌های زیادی را می‌توان فهرست کرد؛ از حمله نظامی گرفته تا متوسل شدن به راه های دپیلوماتیک و شکایت به شورای امنیت سازمان ملل متحد!

اما آنچه واضح و مبرهن است این است که تاکنون افغانستان نه در عرصه دیپلوماتیک و نه در عرصه نظامی، از توانایی مورد نیاز برای برخورد با پاکستان هسته‌ای برخوردار نیست، زیرا از دیرباز تاکنون رییس‌جمهور کرزی از وجود پناهگاه‌های امن هراس‌افکنان در مناطق قبایلی پاکستان و حضور شورای کویته در بلوچستان پاکستان سخن گفته است، اما آنگونه که می‌بایست اقناع جهانی را برای توجه جدی به این سخنان جلب نتوانسته است و اسلام‌آباد برای دست برداشتن از حمایت‌های خود از هراس‌افکنی تحت فشار جدی از سوی مجامع خارجی قرار نگرفته است.

با اینحال، دو سه روز بعد از فتنه‌گری تازه پاکستان علیه افغانستان، گزارش شد که در پی توافقات به عمل آمده میان نظامیان ارشد افغانستان و پاکستان، اسلام‌آباد دروازه‌ی تازه‌ی ایجاد کرده‌ی خود را در ولسوالی گوشته ننگرهار برداشته است، اگرچند که چارچوب این دروازه همچنان باقی مانده است.

اینکه چرا پاکستان به چنین اقدام‌هایی دست می‌زند، گمانه‌های زیادی را می‌توان مطرح کرد که هم مصرف داخلی دارد و هم کاربرد بیرونی؛ باین معنا که حکومت ملکی این کشور منحل شده است و انتخابات سراسری پارلمانی آن در ماه آینده میلادی برگزار می‌گردد ولذا تحرکات نظامی پاکستان در سرحدات با افغانستان از این بعد می‌تواند به نوعی مصرف انتخاباتی داشته باشد.

نظامیان پاکستانی با این تحرکات شاید در صدد القای این موضوع به مردم خود باشند که ناامنی‌ها و هراس‌افکنی‌ها در پاکستان ریشه در خاک افغانستان دارد و آنان با ایجاد پوسته‌های نظامی و تاسیسات امنیتی در سرحدات، بنای مبارزه جدی با این پدیده را دارند. از سوی دیگر، این اقدام‌ها می‌توانند چماقی علیه افغانستان به حساب آید و زنگ هشداری برای مقام‌ها در کابل باشند. نظامیان پاکستانی با ایجاد چنین تاسیساتی در واقع می‌خواهند این پیام را برای افغانستان مخابره نمایند که آنان قادر اند افزون بر آموزش و تجهیزهراس‌افکنان، خود نیز اقدام نظامی علیه افغانستان نمایند و حتا بخش‌هایی از خاک آن را تصرف نماید.

بدیهی است که این پیام به آن خاطر به افغانستان ارسال می‌گردد تا به مقام‌ها در کابل تفهیم نماید که صلح افغانستان بدون درنظرداشت پاکستان و خواست‌ها و مطالبات این کشور راه به جایی نخواهد برد. نه تنها پروسه صلح بلکه خواست پاکستان این است که بسیاری ازسیاستگذاری‌های افغانستان و تعاملات منطقه‌ای و جهانی آن، باید براساس دیدگاه‌های اسلام‌آباد عیار گردد ولذا اقدام‌های تحریک‌آمیزی گاه و بیگاه پاکستان به نوعی برخاسته از خصلت آشوبگری و فتنه آفرینی‌های این کشور علیه افغانستان می‌باشد که براساس آن تلاش می‌گردد تا افغانستان همچنان تحت سیطره و هژمونی این کشور قرار داشته باشد.

به نظر می‌رسد که افغانستان چاره‌ای جز دیپلوماسی فعال، فراگیر و تهاجمی در چنین مواردی ندارد. مجاب کردن شورای امنیت سازمان ملل و مجامع جهانی مبنی براینکه پاکستان هسته‌ای، خطری برای کشورهای منطقه و جهان می‌باشد و حضور قوی و گسترده هراس‌افکنی در خاک این کشور، این خطر را کم کم از قوه به فعل برای جهانیان تبدیل می‌سازد، امروزه یک ضرورت جدی به حساب می‌آید ولذا برای مقابله با چنین فتنه‌هایی، اجماع منطقه‌ای و جهانی باید به وجود آید تا هم افغانستان و هم منطقه و جهان از شرارت‌های این کشور در امان بمانند.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده