تداوم مهاجرت، پیامد دوام بحران!

عبدالشکور اخلاقی/ هفته گذشته به مناسبت روزجهانی پناهنده سفیر اتحادیه اروپا در افغانستان اظهار داشت که بررسی‌ها نشان می‌دهد که 40 درصد مردم افغانستان علاقه‌مند به ترک این کشور می‌باشند. وی با ارایه این گزارش علاقه‌مندی شهروندان کشور را برای زندگی در افغانستان را ضعیف عنوان نمود. سفیراتحادیه اروپا در کشورجنگ و منازعات، فقر و بیکاری را عوامل عمده تلاش شهروندان افغانستان برای ترک این کشور دانست.

در همین حال وزیرمهاجرین کشور نیز به مناسبت روزجهانی پناهنده درباره وضعیت مهاجرت در کشور اظهار داشت: به رغم آن‌که براساس آمارها از سال 2002 به این سو بیش از 5 میلیون پناه‌جوی کشور که در جریان سال‌های جنگ به خارج پناهنده شده بودند به کشور عودت کرده‌اند، هنوزحدودا 6 میلیون شهروند افغانستان در خارج از کشور به سر می‌برند و این آمار نیز رو به افزایش است.

با در نظرداشت گزارش‌ارایه شده، باید گفت نگاه به موضوع مهاجرت در زندگی افغآن‌ها حاکی از آن است که نوعی پیوستگی و ثبات در چرخه زندگی افغان‌ها با مهاجرت وجود دارد. این پیوستگی عوامل اقتصادی دارد، یعنی قبل از شروع جنگ‌های سه دهه اخیر نیز این پدیده وجود داشته است. تعداد زیادی از شهروندان کشور برای کاریابی و تامین معیشت اقتصادی مجبور بودند که کشور را به مقصدهای مختلف ترک نمایند. وقوع سه دهه بحران اخیر در کشور روند مهاجرت و جابجایی را شدت بخشید. این جابجایی‌ها هم در سطح داخلی به‌وقوع پیوست و هم در بیرون از مرزها.

نکته دیگری که درباره مهاجرت افغان‌ها قابل گفتن است، شیوه مهاجرت آن‌ها است. تا جایی ارقام و شواهد نشان می‌دهد اغلب مهاجرت‌های صورت گرفته از سوی هم‌وطنان به خارج از کشور، بنابه عللی غیرقانونی است. یعنی بخشی از مردم ما برای دست‌یابی به وضعیت مناسب و مطلوب خویش و یا گریز از وضعیت ناهنجار و غیرقابل تحمل در داخل کشور، خطرهای بسیار جدی را پذیرفته‌اند. هم اکنون بربنیاد اظهارات مقام‌های بین‌المللی مهاجرت، افغان‌ها بیشترین درصد مهاجرین جهان را دارند. از آنجایی که نوع مهاجرت مردم ما اغلب نه براساس اراده و اختیار و بلکه از سراجبار صورت گرفته است، داستان‌ها و روایت‌هایی که از مهاجرت‌های هم وطنان ما ثبت گردیده، شاید یکی از تلخ‌‌ترین داستان‌ها و روایت‌هایی باشد که در شرح حال ملت‌های جهان آمده است.

اما پرسش اساسی که مطرح است، اینست که چرا موضوع مهاجرت اجباری اینگونه با سرنوشت و زندگی مردم ما پیوند ناگسستنی خورده است؟ چرا بنابر روایت تاریخ سیاسی و اجتماعی کشور، مساله جابجایی‌های داخلی و خارجی در کشور حتا در امن‌‌ترین زمان‌ها هم قطع نگردیده است؟ آیا پدیده مهاجرت فقط به جنگ و ناامنی‌ها ارتباط دارد؟ علل و عوامل اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی چطور؟ چرا مردم ما حاضرند تمام سختی‌ها و خطرهای مهاجرت را به جان بخرند؟ آن‌ها آرزو و ایده‌های خود را در کجا و در چه چیزی می‌نگرند؟ چرا تاکنون در این باره از سوی مسوولان رسمی کشور هیچ گونه توجه جدی و دلسوزانه صورت نگرفته است؟ آیا اتهام بستن و یا شکایت ورزیدن از کشورها و دولت‌های مهاجرپذیر به تنهایی می‌تواند از آلام موجود بکاهد؟ آیا توافق‌ها و دستورالعمل‌های موقتی چاره ساز خواهد بود؟ براساس تحقیقات و دریافت‌های مختلف راجع به علل و دلایل مهاجرت دوام‌دار افغان‌ها، می‌توان نتیجه و برآیند آن را در نبود چشم‌انداز روشن و قابل اعتماد از زندگی در عرصه‌های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و…. جستجو نمود. نکته مهم در این است که موضوع فقط در«نبود» این چشم‌اندازها خلاصه نمی‌گردد، بلکه انواع فشارهای آشکار و پنهان نیز سبب گردیده است که مردم ما نگاه‌های امیدوار خود را به زندگی در سرزمین‌های دیگر جستجو نمایند. بنابراین برخلاف آنچه شایع است، مساله ناامنی تنها عامل مهاجرت‌ها نیست، بلکه در کلیت آن «نبود چشم‌انداز روشن زندگی است» که افغان‌ها را به سرزمین‌های دور و نزدیک و تحمل رنج‌ها و مصیبت‌ها وادار ساخته است.

نکته دیگر در این‌باره آن است که با تاسف بی‌توجهی و عدم احساس مسوولیت دولت‌های افغانستان، از گذشته تاکنون نسبت به تامین و حفظ و دفاع از حقوق شهروندی‌شان سبب گردیده است که هم میزان مهاجرت‌ها و جابجایی‌های داخلی و خارجی افزایش یابد و هم مهاجران بیرون از کشور سختی‌ها و رنج‌های مضاعفی را تحمل نمایند. زیرا حکومت‌های افغانستان هرگز قادر به دفاع از حقوق انسانی شهروندان خود نبوده‌اند.

بنابراین موضوع تداوم مهاجرت شهروندان به خارج از کشور و یا بی‌جا شدن آن‌ها در داخل کشور نشان از تداوم بحران در افغانستان است. تا زمانی‌که زمینه‌ها، عوامل و بسترهای بحران خشکانیده نشود و برای رفع و زدودن آن تدابیر لازم سنجیده نشود و با آن مسوولانه برخورد نشود، موضوع مهاجرت هم چنان یک پدیده اجتناب ناپذیر مردم ما خواهد بود.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده