ترامپ و پاکستان؛ از راهبرد توییتری تا عمل

پس از اتهام تُند ترامپ به پاکستان، در اولین توییت سال ۲۰۱۸اش که در آن کمک ۳۳ میلیارد دالری کاخ سفید به اسلام آباد را کاری احمقانه خواند و پاکستان را بستر پروررش تروریزم خوانده بود، خشم اسلام آباد از این متحد راهبردیاش بیش‎تر شد.

از احضار سفیر پاکستان گرفته تا تعلیق روابط راهبردی و صدور جواز استفاده از یوان چین در تعاملات تجاری بین‎المللی در سطوح دولتی، تا تظاهرات خشم آمیز فعالان سیاسی در سطح اجتماعی، همگی بیانگر عمق نارضایتی از پاکستان داشتند. در این میان، اعلام موضع روسیه و چین مبنی براینکه پاکستان منزوی نبوده و این دو کشور پشتیبان اسلام آباد خواهند بود، شرایط منطقه و جایگاه پاکستان را پیچیده‎تر ساخت. زیرا کاخ سفید نیز همواره از این مسأله هراس داشته که وقتی اسلام آباد از امریکا روی‎گردان شود، ناگزیر در کام یکی از قدرت‎های منطقه‎ای سقوط خواهد کرد. چرا که اتکای طولانی مدت پاکستان به کمک‎های امریکا، این کشور را جیره‎خوار دایمی قدرت‎های بزرگ نگهداشته و بدون تکیه زدن اقتصادی و سیاسی به یک اهرم بیرونی، حفظ پاکستان و سرپا نگهداشتن اقتصاد ناکام آن کار دشواری خواهد بود.

برای افغانستان که همواره میدان جنگ نیابتی بین قدرت‎ها بوده و پاکستان در شعله‎ور ساختن این جنگ نقش فوق‎العاده منفی را ایفا نموده است، دستکم رویکرد کنونی دونالد ترامپ، رئیس جمهور امریکا جای خرسندی دارد. اما تردیدهای ناشی از تفاوت عملکرد کاخ سفید با آنچه از صفحه توییتر آقای ترامپ قابل استنباط است، نگرانی‎ها را از نقش‎آفرینی پاکستان در افغانستان افزایش داده است. چرا که این بار اول نیست که رابطه اسلام آباد و واشنگتن شکرآب شده است و تنشها در روابط دو کشور بالا می‎گیرد. پیش از این در سال ۲۰۱۴ نیز پس از حمله‎های هوایی امریکا در خاک پاکستان، مسیر زمینی انتقال اموال مورد نیاز سربازان ناتو و امریکا از طریق پاکستان بسته شد.

اعتراض پاکستان فرجام خوبی داشت و علاوه بر ترمیم روابط دو کشور، کمک‎های این کشور به اسلام آباد نیز از سر گرفته شد و در عمل، تغییر زیادی در رویکرد امریکا نسبت به پاکستان به وجود نیامد.

اکنون نیز انتظار نمی‎رود که امریکا به آسانی دست از پاکستان شُسته و پاکستان را در اردوگاه سیاسی رقبای منطقه‎ایاش قرار دهد. زیرا در حال حاضر، به همان اندازه که نظر هند در خصوص افغانستان، با امریکا همسو است؛ نگاه پاکستان با کشورهایی چون روسیه، چین و ایران نزدیکی دارد.

لذا گمان نمی‎رود تا کاخ سفید از یک بازیگر ماهر منطقه‎ایاش که در طول دهه‎های اخیر عروسک گردان سیاست خیمه شب بازی امریکا در منطقه بوده دست برداشته و آن را تقدیم رقیبانی چون روسیه، چین و…. نماید.

بدون شک در چنین وضعیتی، شرایط افغانستان نیز پیچیده‎تر و دشوارتر از پیش خواهد شد و جنگ نیابتی نیز داغ‎تر از پیش به تصویر کشیده خواهد شد.

چرا که درحال حاضر گروه‎هایی چون طالبان و حقانی در حیطه‎ی نفوذ پاکستان قرار دارند و دقیقا همین گروه‎ها یکی از جبهه‎های مقابل داعش در افغانستان هستند؛ گروهی که گمان می‎رود ابزار تطبیق سیاست‎های غرب در منطقه، به خصوص حوزه‎های نفوذی روسیه به حساب بیاید.

در چنین شرایطی‎، نخست گمان نمی‎رود که امریکا به کلی دست پاکستان را رها نماید و اگر چنین اتفاقی بیفتد، بازهم رویکرد این کشور نسبت به افغانستان تفاوت چندانی نخواهد داشت و کماکان سیاست تخریبکارانهاش را ادامه خواهد داد.

اما معقول‎تر این است که امریکا در قبال پاکستان از سیاست «چماق و هویج» استفاده نموده و همزمان با تهدیدهای جاری، راه مسالمت آمیزی را برای ایفای نقش این کشور در معادلات افغانستان باز نگهدارد. تنها در این صورت است که می‎توان از جایگاه کلیدی پاکستان در مسأله افغانستان سود برده و پیامد آن را در اوضاع جاری به صورت مثبت و محسوسی مورد استفاده قرار داد.

  • محمدرضا گلکوهی

0 پیام برای این مطلب ثبت شده