تغییر راهبرد امریکادر مورد طالبان، چرا؟

آمریکا طی سال‏‌های گذشته به بهانه مبارزه با هراس‏‌افکنی در کشور ما حضور نظامی داشت و با معرفی گروه طالبان به عنوان نماد فعالیت‏‌های هراس‏‌افکنانه، جای‏جای سرزمین ما را زیر پا گذاشت. با این همه، به تازگی پنتاگون، وزارت دفاع آمریکا اعلام کرده پس از سال 2014 میلادی ملاعمر، رهبر طالبان و دیگر رهبران این گروه را تا زمانی که تهدید مستقیمی از طرف آنان متوجه ایالات متحده آمریکا نباشد، هدف قرار نخواهد داد. به عبارت دیگر از دیدگاه این کشور، عضویت در طالبان به معنای ضد آمریکا بودن نیست. جان کربی، سخنگوی پنتاگون با ترسیم خطی میان نیروهایی که همچنان به فعالیت‏‌های هراس‏‌افکنانه ادامه می‏دهند و طالبان غیرنظامی اعلام کرد هر نیروی طالب که حملات خود را ادامه دهد در امان نخواهد بود.

باراک اوباما، رئیس‏‌جمهور آمریکا نیز در سخنان مشابهی اعلام کرد. سربازان آمریکایی تا پایان سال 2014 میلادی به ماموریت نظامی خود در افغانستان پایان خواهند داد. به گفته او این نیروها به سوی کسانی شلیک خواهند کرد که بخواهند آمریکایی‏ها را هدف قرار دهند یا تهدیدی برای نیروهای رسمی افغانستان باشند. این سخنان می‏تواند بیانگر چند پیام از سوی آمریکا باشد. در آغاز باید این نکته روشن شود که آیا آمریکا در حال تغییر راهبرد پیشین خود- از میان برداشتن تمام عناصر و بدنه طالبان به عنوان بانیان حادثه یازدهم سپتمبر 2001 میلادی – و تعیین راهبرد تازه‏‌ای است که در آن علاقه‏‌ای به کشتن افرادی که آمریکا را هدف اصلی خود نمی‏‌دانند، ندارد؟

به لحاظ روانی، اعلام این موضوع از سوی پنتاگون به عنوان بازوی اجرایی نظامی آمریکا می‏‌تواند نیروهای طالب را به سوی این دیدگاه سوق دهد که تعدیل دیدگاه‌ها نسبت به آمریکا می‏تواند به طور برابر، مواضع آمریکا نسبت به طالبان را نرمتر کند. شاید یکی از دلایل طرح این موضوع آن باشد که آمریکایی‏‌ها با بیان چنین سخنانی که بار روانی دارد، کاهش میزان مسئولیت‏‌های خود نسبت به افغانستان در درجه نخست و پس از آن کاهش کشته‏‌های احتمالی در جنگ‏‌های آتی با طالبان را دنبال می‏کنند. در سال جاری میلادی آمریکا معامله‏‌ای با نیروهای طالبان انجام داد که طی آن یک سرباز آمریکایی با پنج تن از رهبران طالب تبادله شد. ملاعمر این امر را پیروزی بزرگی برای خود دانست و از شیخ تمیم بن حمد آل ثانی، امیر قطر بابت میانجی‌گری تشکر کرد. این معامله می‏تواند آغازی برای مبادلات بیشتر نیروهای طالبان با سربازان آمریکایی باشد.

این سناریو چندان دور از ذهن نخواهد بود که با تغییر ماموریت آمریکا از شرایط نظامی به حالت آموزشی و مشاوره‏ای، زمینه برای انجام اقدام‏‌های خودسرانه بدون اطلاع دولت مرکزی کشور بیش از پیش فراهم شود؛ یعنی در شرایطی که آمریکایی‏‌ها در برابر طالبان نجنگند، پیش‏‌شرط‏‌های ذهنی نیروهای طالب به سوی تغییر شرایط خواهد چرخید.

در گذشته نیز برخی مقام‏‌های آمریکایی چندین بار بدون اطلاع دولت افغانستان گفت‏‌وگو با طالبان را آغاز کردند که این امر با اعتراض حامد کرزی، رئیس‏‌جمهور پیشین همراه بود. نکته‏‌ای که اکنون برای مردم افغانستان مطرح می‏شود این است که با دسته‏‌بندی تازه آمریکا، اگر طالبان از فهرست دشمنانی که باید مورد هدف قرار گیرند بیرون بروند، جایگاه آنان را چه کسانی پر خواهند کرد؟ آیا واقعاً می‏توان طالبان را به گونه‏‌های «طالبان مهاجم» و «طالبان بی‏آزار» تقسیم کرد؟ چرا که اگر طالبان را یک گروه بی‏‌آزار بدانیم که قرار نیست به اهداف دیگر حمله کند، دیگر نامش، طالبان نخواهد بود و می‏توان این افراد را شهروندان تازه کشور دانست.

با توجه به تغییر حکومت در کشور و شرایط در حال گذار آن (اداره حکومت به دست رئیس‏‌جمهوری و رئیس اجرایی بر خلاف قانون اساسی)، کابل در ایجاد چنین شرایطی چه جایگاهی دارد و چگونه خود را با این تغییرها هماهنگ می‏کند؟ روشن است تقسیم‏‌بندی آمریکا در اعلام طالبان خوب و بد با توجه به شرایط کنونی، پیام ویژه‏‌ای دارد که باید برای درک بهتر این موضع تازه واشنگتن، منتظر اقدام‏‌های آتی طالبان، واکنش کاخ سفید و همچنین مواضع متقابل کابل بود.

به هر ترتیب سخنان تازه مقام‏‌های آمریکایی درباره طالبان را باید آغاز راهی دانست که آمریکا در پیمودن آن، وقت بسیار طولانی خواهد داشت؛ یعنی تا هر زمان که موفق شود حضور نیروهای آمریکایی در کشور ما را تمدید کند.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده