تفسیر یک گفتمان سیاسی بر مبنای تحلیل گفتمان انتقادی و نظریه‏ی استعاره‏ی مفهومی

این استعاره ساخته و پرداخته ذهن حکمتیار نیست، بلکه این استعاره در متن گفتمان اجتماعی و سیاسی به عنوان یک نماد ایدیولوژیک وجود دارد، اما به مجرد مساعد شدن فرصت، از انبار فکری یکی از ایدیولوژیست‏ها سر بر‌ می‏آورد. ذهنیت‏های هژمنوتیکی که تاریخ آن‏ها را بزرگ ساخته است(تاریخ به معنای متوسع کلمه، یعنی بافت تاریخی چندین نسل)، چگونه می‏تواند زاویۀ دید خود نسبت به این مفروضات را تغییر بدهد؟ حالا طبیعی‏سازی ایدیولوژی‏ها چگونه صورت می‏گیرد؟ واضح است که تداوم و معیّت درازمدت در بافت اجتماعی و سیاسی‏ای که مولد چنین باوری‏ست، در طبیعی‏سازی ایدیولوژی نقش کاری دارند.

همه چیز در گفتمان متکی بر جایگاهی است که بدان پرداخته می‏شود و بر این اساس این جایگاه همواره در حال ساخت، تولید، پیشنهاد شدن، پذیرفته‏ شدن، مورد چالش قرارگرفتن، رد شدن، جابجا شدن، تکذیب شدن، تایید شدن، تثبیت ‏شدن، به تزلزل کشیده ‏شدن، و ثبات‏ یافتن است. در گفتمان، گفته‏پرداز و گفته‏یاب در پی انتقال پیام به یکدیگر نیستند، بلکه هدف اصلی آن‏ها تبیین جایگاه اصلی خود نسبت به سخن و در نهایت تولید معناست. ساختار ذهنی و کنشی که محکوم به ابراز بغض‏های ناخودآگاه هستند، برای تبیین جایگاه خود باید کسی را از جایگاهش دور بریزد، زیرا ساختار ذهنی او در چنین شرایط، ظرفیت کسب جایگاه شخیص خود را ندارد.

سوال اصلی این نبشته را می‏توان این گونه طرح کرد که: حالا چگونه می‏توان با تحلیل این گفتمان نبض ایدیولوژیک جامعه را درک کرد؟ چنان‌چه گفته شد، استعاره‏ی کم و بیش و کوچک و بزرگ، برساختۀ ذهن حکمتیار نیست، بلکه انباشتۀ ضمیر ناخودآگاه اوست، که در بافت و ساختار کلان‏روایت قومی و نگاه ایدیولوژیک جامعه مفهوم می‏یابد.

فرض این نبشته بر این است که رخدادهای کلامی، مستقیما با ساختار‌ها و بافت اجتماعی وابسته است، یعنی هیچ رخداد کلامی‏ای نمی‏تواند جدا از پیوستار اجتماعی دارای مفهوم باشد. با این وصف نیمی از این جامعه‏ای که چنین آدم‏هایی در آن زندگی می-کنند، همین گونه می‏اندیشند و بدون هیچ تردیدی در ناخودآگاه خویش این استعاره‏های خرد و بزرگ و کم و بیش را دارند. هیچ قوم و طایفه‏ای از این نوع ایدیولوژی مستثنی نیست، اما برخی‏ها به وسیلۀ ریاضت ذهنی، در پی محو این پدیده هستند؛ نه در پی نشر و گسترش آن. اگر قصدی برای اصلاح نسل باشد، این اندیشه باید از بنیاد بخشکد به‌گونه‏ای که ایدیولوژی‏های مخرب سرکوب شوند و به اذهان دیگران تسری داده نشوند.

  • دکتر نصیراحمد آرین/ بخش پایانی

0 پیام برای این مطلب ثبت شده