جام جهانی فوتبال فرصتی برای دیپلوماسی نرم روسیه

منبع: انترنت/ روسیه در دهه های اخیر به یمن رهبری پوتین، بار دیگر به عنوان یک قدرت جهانی ظهور کرده است. حضور این کشور در حل منازعات مهم منطقه شرق میانه از جمله سوریه گواه خود نشان دهنده تقویت حضور منطقه‌ای روس هاست. روسیه همچنین در مسایل مرتبط با برجام یا قرارداد اتمی ایران، نشست شانگهای و دیگر مسایل مهم منطقه‌ای و جهانی حضور مهمی دارد.

به بهانه برگزاری جام جهانی فوتبال در این کشور مطلب زیر را درباره قدرت نرم روسیه با هم می خوانیم: با روی کار آمدن پوتین، اولویت این کشور، حفظ تمامیت ارضی و سرکوب حرکت های جدائی طلبی قرار گرفت. سیاست  پوتین در چچن و قفقاز نتیجه داد. گروههائی که در جنگ با دولت مرکزی و برخوردار از حمایت خارجی بودند، ضربه های سختی دریافت و رهبران و عناصر کلیدی آن ها، یکی پس از دیگری در داخل و خارج روسیه، هدف قرار گرفتند. پوتین به بازسازی سیستم پرداخت، نیروهای الیگارشی را پراکنده و انسجامی در بخش های داخلی و خارجی ایجاد نمود. نتیجه این وضع آن شد که نیروهای ضد روسی در داخل این کشور، در جامعه مشترک المنافع و خارج، متوجه این امر گردیدند که روسیه، از دوران خطر و سیر قهقرائی بیرون آمده و انسجام خود را پیدا کرده است.

 این وضع روی قدرت نرم روسیه اثرگذاشت، جمهوری های مختلف روی روسیه حساب باز کردند و فضای جدیدی از تعاملات آن ها با مسکو آغاز گردید.-

گام جدید روسیه، بازسازی قدرت این کشور و خلق فرصت حداقل بیست ساله ای بود که روسیه برای جبران بخشی از مواضع و شکوه از دست رفته، نیاز داشت تا به مرحله ای برسد که بازیگران و قدرت ها، روی مواضع مسکو، حساب کنند. مهم ترین ویژگی این دوران، حسابگری و محافظه کاری روس ها بود تا محیط پیرامونی و مناسبات بین المللی را رصد نموده و تا آنجا که مقدور است خود را شریک غرب در مواجهه با چالش ها و مسائل جهانی همچون تروریسم، عدم اشاعه سلاح های کشتار جمعی، موضوع خاورمیانه و مسائلی از این قبیل قرار دهند.

در اینجا، عمده ترین تلاش روسیه این بود که چالش های خاص روسیه همانند تروریسم، جدائی طلبی، افراط گرائی مذهبی و مسائلی از این دست نیز در چارچوب موضوعات یاد شده قرار گرفته، ضمن همراهی با ائتلاف های بین المللی، وجهه سیاسی خود را بالا ببرد و علاوه بر آن، هزینه های خود در این بخش را تا آنجا که ممکن است، کاهش دهد. باید اشاره شود که بخت نیز در این دوران با روسیه یار بود و قیمت های بالای نفت و گاز همراه با کمرنگ شدن نقش کشورهائی مانند ایران و عراق در بازار انرژی، فرصتهای گرانبهائی را در اختیارشان قرار داد تا با خیال آسوده تری به بازیابی قدرت خود بپردازند.

یکی از اندیشه های روس ها، رشد و توسعه جامعه و برخورداری از شاخصه های رفاه و پیشرفت بر مبنای اصول و ارزشهای خاص روسیه می باشد. بر این اساس در سالهای گذشته، روسیه در سایه توسعه و تزریق درآمدهای ناشی از فروش نفت و گاز به جامعه، به شدت چهره جامعه مصرفی به خود گرفته و فروشگاه های زنجیره ای و مراکز تجاری بسیاری عظیمی در اقصی نقاط این کشور به راه افتاده است.

دیدگاه مسکو بر این است که روسیه در صورتی می تواند منشا قدرت و نقش آفرینی در جهان بخصوص در محیط پیرامونی باشد که از مزیت ها و پتانسیل ها و نمادهای یک اقتصاد پیشرفته برخوردار باشد و جمهوری های همسود، به روسیه بعنوان کشور پیشرو نگاه بکنند که بخشی از قدرت نرم این کشور را تشکیل می دهد.

در همین زمینه، باید به نگاه هدفمند غرب در ایجاد این شرایط برای روسیه نیز توجه نمود و آن اینکه مجموعه غرب، عمدتا در بخش های تجاری و رفاهی و مصرفی روسیه متمرکز بود تا هم از مزیت بازارهای جدید و پرجاذبه این کشور بهره برده و هم ذائقه روس ها را با تولیدات و محصولات غرب آشنا سازد و شرطی سازی لازم برای تداوم این همکاری ها، صورت گیرد.

روسیه محیط پیرامونی خود شامل: جمهوری های سابق شوروی سابق را حوزه منافع و امنیت ملی خود تعریف و نسبت به هر گونه دخالت غرب در آن ها هشدار داده است. روس ها در دو تجربه گرجستان و اوکراین، با خدشه بر تمامیت ارضی آن ها، جدیت و تصمیم قاطع خود را نشان دادند که آثار و پیامدهای این اقدامات، همچنان بصورت تنش گسترده در مناسبات روسیه و مجموعه غرب بچشم می خورد.

همانگونه که اشاره شد یکی از ضرورت های دوران احیاء و قدرت یابی روسیه، مماشات با غرب و پرهیز از تقابل و رویاروئی با آنان با هدف فرصت سازی و تعمیق بنیانهای قدرت و برطرف ساختن نقاط ضعف این کشور، در برابر چنین رویکردی، سیاست آمریکا و اروپا، حالت تهاجمی داشت و بصورت جدی در صدد عقب راندن روسیه از حوزه های نفوذ و محیط پیرامونی بوده است.

روس ها با علم به چنین وضعیتی، شرایط را تا موضوع سوریه و سپس اوکراین تحمل کردند. نظر به مخاطرات از دست رفتن این دو کشور، روسیه وارد فاز جدیدی از رفتار در سیاست خارجی خود دائر بر ایستادگی، ابزارسازی و بالا بردن توان چانه زنی و مذاکراتی در برابر غرب گردید.

مسکو این بار از پوسته همیشگی خود خارج و جایگاه بالاتری در معادلات قدرت طلب کرد. طبعا این رفتار از منظر غربی ها بی پاسخ نمانده و با اقدامات تلافی جویانه تهدیدی و تحریمی مواجه شده است. آنچه مشخص است روسیه در این مرحله جدید از سیاست خارجی، ظرفیت زیادی از قدرت نرم خود را از دست داده اما تلاش دارد از طریق راهکارهای زیر، امکانات و توانمندی هائی برای خود ایجاد نماید.

هر چند روسیه در موضوع سوریه، ملاحظات جدی سیاسی و ژئوپلتیک دارد اما نگاه همزمان به همه جوانب از جمله چانه زنی با ایالات متحده و غرب در بخش تحریم ها و جلوگیری از آسیب کمتر به قدرت نرم این کشور، چانه زنی و تعامل با کشورهای عربی و غیر عربی منطقه با هدف وزین کردن سیاست خاورمیانه ای این کشور و بالا بردن نقش این کشور در برابر نیازهای کنونی منطقه از جمله اهداف چند وجهی این کشور است. در این راستا، روسیه قید و بندهای ایدئولوژیک نیز ندارد و می تواند بر اساس منافع، اهداف خود را در هنگام ضرورت ها، دنبال نماید.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده