نگرانی‏های آینده را جدی بگیریم

 

 

با اعلام خروج نیروهای خارجی در سال 2014 نگرانی عمومی بر سپهرسیاسی و اجتماعی کشور سایه افکنده است. این نگرانی محدود به مردم عادی و آنانی که از درون بازیهای سیاسی اطلاع ندارند محدود نمیگردد، بل مقام‌های رسمی و آنانی که در بخش هایی از بازی سیاسی شریک می باشند نیز به شدت نسبت به اوضاع کشور پس از سال 2014 نگران بوده و روند جاری را ناپایدار می‌دانند. البته این نگرانیها زوایای گوناگونی را دربر می گیرد. یکی از چالش‌های مهم کشور پس از سال 2014 مربوط به حوزه امنیت و جنگ برضد هراس‌افکنی است. واقعیت این است که در شرایط کنونی وضعیت امنیتی در کشور به غیر از مراکز شهرهای بزرگ، در دیگر مناطق، امنیت لازم برای شهروندان وجود ندارد. به طور مثال مشکل ونگرانی امنیتی در مسافرت‏ها بین ولایت‌ها هم اکنون یکی از جدی‌ترین و مهم‌ترین نگرانی های شهروندان به شمار می‏آید. همینطور این خطِ سیر ناامنی را می‌توان در دیگر زمینه ها ادامه داد. عدم سرمایه‌گذاری لازم از سوی تاجران و حتا خروج سرمایه از کشور و توقف فعالیتهای عمده اقتصادی از دیگر مواردی اند که شکنندگی وضع امنیتی کشور را نشان میدهند. بحث دیگر در این زمینه، ساختار و کارکرد نیروهای امنیتی پس از خروج نیروهای خارجی از کشور برای تامین ثبات و مقابله با تهدیدهای مخالفین مسلح میباشد. در زمینه ساختار نیروهای امنیتی هرچند تلاشهایی صورت گرفته است که قابل توجه میباشد،اما به اعتراف مسوولین نیروهای امنیتی کشور، هم اکنون ارگان‏های امنیتی، هم در زمینه‌ی داشتن آموزشهای لازم و کافی، مشکل دارند و هم در برخورداری از تسلیحات نظامی و امکانات مربوط به آن. به طور مثال وزارت دفاع کشور هنوز فاقد نیروی هوایی میباشد. حال آنکه در مبارزه با هراس‌افکنی و دشمنان مسلح، حمایت هوایی یک اصل اثرگذار و تعیین‌کننده میباشد. جای هیچگونه تردیدی نیست که در طول این مدت حملات هوایی، بخصوص هواپیماهای بدون سرنشین برلانه‏ها ومخفی‌گاه‏های مخالفین، بیشترین اثر را در کُند ساختن فعالیتهای نظامی آنان برجای گذاشته است.

مورد دیگری که جامعه را نسبت به آینده نگران ساخته است عدم کفایت و سوء مدیریت کشور است. در طول چندسال گذشته حکومت افغانستان از فاسدترین حکومت‏های جهان شناخته شده است. به طور قطع این موضوع برای بسیاری از هموطنان آزاردهنده و شرم‌آور دانسته میشود، اما چه باید کرد؟ واقعیت جزاین نیست. امروزه فساد و حاکمیت مافیایی را در هرگوشه و هر بخشی از اداره کشور را میتوان شاهد بود. بارها رییس‌جمهور و مقام‌های بین‌المللی و نهادهای گوناگون داخلی از روند رو به‌افزایش فساد در حکومت و کشور شکایت نموده و خواهان اقدامهای جدی در مبارزه با آن شده اند. اما چیزی که از این ماجرا به دست آمده است، دستان خالی میباشد. دستان خالی که نشان نبود یک اراده جدی و قاطع در امر مبارزه با فساد و پایان بخشیدن به سلطه مافیاها بر سرنوشت مردم می‏باشد. متاسفانه از هم اکنون بسیاری کسانی که در موقفهای اساسی حکومت قراردارند به آن دلیل نگرانی از وضعیت آینده در فکر پروژه‌ها و برنامه‏های پول‌سازی اند تا در سایه آن بتوانند به ذخایر خویش بیافزایند تا به فکر سامان‌بخشیدن به امور و تقویت روند اداره کشور برای سالهای بعد. بنابراین وجود فساد و عدم ثبات در فعالیت‌های اقتصادی از نگرانی‌های جدی دیگری است که مردم را نسبت به آینده سخت بی‏باور ساخته است. مسوولاین کشور هم تاکنون تلاش جدی را برای رفع این نگرانی‏ها به خرج نداده اند.

نکته‏ای دیگر که در راستای نگرانی‏های فردای کشور قابل طرح میباشد تنش‏های سیاسی و کمرنگ شدن وفاق سیاسی در جامعه است. واقعیت آنست که پس از سال 2001 فقط برای اندک مدتی مردم ما توانستند تجربه خوب همسویی ملی را در سایه یک زعامت سیاسی متحد پشت سربگذارند. اما این تجربه به زودی افول نمود. افغانستان هم در ساختار اداری و سیاسی و هم در عرصه اجتماعی دچار یک نوع بحران و تفرقه است. با توجه به حساسیت اوضاع پس از سال 2014 و مسوولیت سنگینی که بردوش مردم و حکومت قرار میگیرد اگر این وفاق و همگرایی ملی بوجود نیاید، فرصت‌های بی‌شماری برای تخریب‏گران به وجود خواهد آمد و بدخواهان راه‌های نفوذ و تخریب خود را پیدا خواهند کرد. در یک دهه گذشته فرصت بسیار مناسبی بود که در راستای تحقق تفاهم و وحدت و همگرایی ملی، در سطح گسترده کار می‌شد و با تامین عدالت اجتماعی و تقسیم عادلانه منابع ثروت و قدرت در میان تمامی اقشار جامعه، اعتماد ملی را تقویت و در نهایت زمینه‌ها و بسترهای تحقق وحدت و تفاهم ملی در سطح کلان کشوری فراهم میگردید. اما به نظر میرسد که افغانستان در رسیدن به این هدف به دلیل ضعف‏ها و ناکارآمدی‌های بسیار از جمله فقدان مدیریت باکفایت از سوی دولت در این زمینه توفیق چندانی به دست نیاورد.

پایان سخن اینکه کم از کم با توجه به همین چند مورد، وضع جاری و آینده کشور بسیار نگران‌کننده به نظر میرسد. اگر برای رفع نگرانی‏های یادشده برنامه ها و اقدام‏های فوری و جدی روی دست گرفته نشود، احتمال این که شرایط بسیاربدتری را دوباره تجربه نماییم زیاد دور از وقوع نخواهد بود.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده