جایگاه ترجمه در هقته نامه اقتدار ملی

ترجمه گزارش‌‏ها و مقالات تحلیلی رسانه‏‌های مهم خبری جهان همواره جایگاهی در خور در هفته‏‌نامه اقتدارملی از آغاز پایه‏‌گذاری آن تاکنون داشته است. مترجمان اقتدارملی مثل جمال آرام، محسن رضوانی و شاهمردی در مقاطع مختلف مطالب عمدتاً تحلیلی را از مهمترین رسانه‏‌های چاپی جهان مثل نیویورک تایمز، واشنگتن پست، فارین پالیسی، گاردین، آسیاتایمز و ده‌ها نشریه دیگر خارجی به پارسی دری برگردان کرده و در هفته‏‌نامه اقتدارملی به چاپ رساندند.

اقتدارملی در شرایطی به ترجمه اهمیت داد که هنوز ترجمه به شکل جدی و پیگیر آن در رسانه‏‌های چاپی دیگر پی گرفته نمی‏شد و در کمتر نشریه‏‌ای نشانی از ترجمه می‏‌توانستی پیدا کنی.

جایگاه ترجمه گزارش‏‌ها و مطالب تحلیلی در آن مقطع از آن رو اهمیت زیادی داشت که افغانستان در محراق توجه جهانی قرار گرفته بود و فراز و فرود تحولات اش در این نشریات انعکاس وسیعی می‏‌یافتند. افغانستان در حال تجربه‏‌های جدیدی بود؛ انتخابات‏‌های پارلمانی و ریاست‏‌جمهوری، فعالیت‏‌های احزاب سیاسی، جامعه مدنی و زنان و رسانه‏‌های آزاد.

دسته اول مطالب ترجمه شده عمدتاً مطالبی بودند راجع به اوضاع و تحولات افغانستان. نشر این مطالب به زبان دری در عین این که مخاطب عام افغانستانی را از دیدگاه و نظر نویسندگان این نشریات و کشورهای متبوعشان نسبت به افغانستان مطلع می‏ساخت در عین حال به اهالی رسانه و تحلیل‌گران وطنی کمک می‏کرد تا در تحلیل‏‌های خود از نظریات دیگران نسبت به افغانستان خبر شوند و دریابند که چه نگاهی راجع به افغانستان در بیرون وجود دارد. روزنامه‏‌نگاران و تحلیل‌گران خارجی با دید حرفه‏‌ای خود به مسایل و اوضاع، می‏‌توانستند جنبه‏‌های پیچیده‏‌تری را ببینند و برجسته سازند. مثلاً یک بار ترجمه یک مطلب درباره وزیرداخله وقت، علی احمد جلالی با عنوان مرد دوتابعیته، خشم این وزارت را در پی داشت؛ امری که تا آن زمان هنوز مسئله حادی در افغانستان نشده بود و ما امروزها در پارلمان شاهد جنجال‏‌های بیشتری در این زمینه هستیم. یا تحلیل‏‌ها از کمک‏‌های میلیاردی که در مواجهه با فساد دامن‏‌گستر در افغانستان، هیچ می‏‌شدند، می‏‌توانست جنبه‏‌های آگاهی‏دهی خوبی برای مخاطب افغان داشته باشد.

از سوی دیگر رسانه‏‌گر خارجی که با تجربه ژورنالیستی روز و فوت و فن‏‌های جذب مخاطب و پردازش گزارش‏‌ها و تحلیل‏‌ها آشنا بودند، می‏‌توانستند که دایره مخاطبین هفته‏‌نامه را وسیع‏‌تر سازند. شگردهای انتخاب عنوان، شروع گزارش، بسط مطلب و نتیجه‏‌گیری همه و همه به شکلی حرفه‏‌ای انجام می‏‌شدند و می‏‌توانستند نتیجه مطلوب را بر خواننده بگذارند.

فایده دیگر این مطالب، جنبه آموزشی آن‏ها برای ژورنالیستان جوان افغان بود. ژورنالیستان افغانستانی که بیشتر نسلی جوان و بی‏‌تجربه بودند، در برخورد با کار پژوهشی و تحلیلی گزارشگران خارجی، چند و چون کار تا حدی دست‏‌شان می‏‌آمد و می‏‌توانستند بهتر روش‏‌ها را بیاموزند و در کارهای گزارشی و تحلیلی خود از آن‏ها استفاده کنند.

مثلاً تا آن زمان چیزی به نام «فیچر» برای رسانه‏‌گر افغان هیچ معنایی نداشت؛ شیوه‏ای که امروزه یکی از پرخواننده‏‌ترین و پرطرف‌دارترین روش‏‌های گزارش‏‌نویسی در غرب است. گزارشگران نویسندگان غربی در گزارش‏‌ها و تحلیل‏‌های خود جنبه بی‏‌طرفی و دقت را مراعات می‏کنند، در حالی که در افغانستان غالب نشریات حزبی بود و حزبی‏‌نویسی تحت تأثیر جریان چپ و همین طور نشریات مجاهدین، حال و هوای دیگری داشت و این مسایل کمتر در آن‏ها مراعات می‏‌شدند.

با این که در سال‏‌های اخیر نشریات زیادی سربرکشیده‏‌اند و ترجمه کم‏کم به یک سنت در نشریات چاپی و حتا رسانه‏‌های دیداری و شنیداری تبدیل شده، اما اقتدارملی همچنان در صفحات اول خود ترجمه را فراموش نکرده و از اهمیت آن هیچ گاه برای این هفته‏‌نامه نکاسته است.

خوب است جایگاه اقتدارملی و پیشگامی آن در این زمینه ارج گذاشته و فراموش نشود.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده