جنگ هلمند، نبرد برای چه اهدافی؟!

همزمان با آغازعملیات سنگین ارتش پاکستان علیه هراس‌‏افکنان در مناطق قبایلی پاکستان، حمله‏‌ی سنگین صدها شورشی که گفته می‏شود اکثریت‌‏شان خارجی هستند بر شهرک سنگین هلمند نیز آغاز شد و دامنه‏‌ی آن به شهرک‏‌های های گرشک، کجکي، نوزاد، نادعلي و ناوه نیز گسترش یافت. اگرچند که گزارش‌‏های رسمی از منابع دولتی حاکی از دفع حملات مخالفان و آوردن تلفات سنگی به آنان است، اما گزارش‌‏های غیررسمی هم‏چنین حکایت از وجود تحرکات مخالفان دارد. آنان با ماین‏گذاری در اطراف خانه‏‌های مردم این مناطق باعث تلفات زیادی از افراد ملکی و نظامی نیز شده‌‏اند.

در این میان، نکاتی نیاز به تامل بیشتر دارد:

نکته‏‌ی اول، عملیات همزمان ارتش پاکستان و شورشیان طالب درافغانستان و پاکستان است. ظاهراً دولت پاکستان با بیرون راندن طالبان و شورشیان داخلی و خارجی از خاک خود قصد دارد نا امنی‏‌ها را یک‌سویه ساخته و افغانستان را هم به مرکز شورشیان و هم به میدان شورش‌گری و منازعات بیشتر مسلحانه تبدیل سازد. مسلح بودن بیجاشدگان پاکستانی در ولایت خوست که شمارشان به هزاران تن می‏رسد و احتمال اینکه شمار زیادی از آنان نیز جزو همین پلان جهت برهم زدن امنیت کشور باشند، زیاد دور از انتظار نیست.

حال، اگر از جمله اهداف پاکستان این امر باشد، نظامیان پاکستانی اتهام‌‏هایی را که تاکنون از سوی افغانستان علیه این کشور وارد می‏شد، با چنین عملیات‏‌هایی تا حدودی برطرف نموده و برعکس، ازاین پس نوک پیکان اتهام‌های خود را به سوی افغانستان عیار خواهند ساخت. این ادعاها قبلاً هم از سوی پاکستانی‏‌ها مطرح شده و به همین تازگی‏‌ها این کشور از کابل خواسته بود که مولوی فضل‏‌الله، رهبر تحریک طالبان را که به گفته آنان در افغانستان به سر می‏برد، تحویل پاکستان بدهد.

نکته‏‌ی دوم، جنگ نیابتی پاکستان علیه افغانستان است که بارها از زبان‏‌های مختلفی شنیده شده است: پاکستان که اصولاً راضی به ثبات و آرامی درافغانستان نیست و تلاش‌‏های زیادی را به خرج داده تا امنیت روند بزرگ ملی انتخابات را برهم بزند و در این کار موفق نشده، اینک عزم خود را جزم کرده تا با گسیل هراس‏‌افکنان پنجابی، چیچنی، ازبکستانی و عرب مستقیماً بخش‏‌هایی از خاک افغانستان را در کنترول درآوردد مثل آنچه که در هفته‌‏های اخیر در عراق رخ داد و به تعمیق گسست امنیتی و سیاسی در این کشور نقش موثر و کارساز ایفا کرد.

نکته‏‌ی سوم، اهداف پشت پرده اقتصادی است. پرواضح است که ولایت هلمند هم در ردیف اول کشت خشخاش در افغانستان و جهان قرار دارد و هم دارای منابع سرشار معدنی از جمله اورانیم است. پاکستان در اوضاع و احوال این آشفته‌‏بازار ناامنی و جنگ و گریز، بهتر از هر زمان دیگری می‏تواند به قاچاق این مواد و سود میلیاردی حاصل از آن دست یابد. بدیهی است که در شرایط مناسب امنیتی نه قاچاق‌بران و نه سازمان‏‌ها و کشورهای حامی آن‏ها، هیچ کدام نمی‏‌توانند به سود حاصل از مواد مخدر و به تولید غیرقانونی مواد و منابع سرشار و پربهای معدنی دست یابند.

نکته‏‌ی چهارم، تلاش طالبان و پاکستانی‏‌ها برای محکم ساختن میخ قدرت‏‌شان در حکومت جدیدی پسا کرزی است. تلاش‏‌های زیادی از جمله در داخل افغانستان نیز تا حدودی این گمانه را تقویت می‏کنند؛ ازجمله اینکه مقام‏‌های مسئول درافغانستان می‏گویند که گروه طالبان در روند برگزاری انتخابات نقش حمایتی داشته و در بسیاری از مناطق با کمیسیون انتخابات همکاری کرده است.

این سخن اگر چند که در ذات خود دروغ می‏‌نمایاند اما سیاستی مبنی بر ارائه چهره‏‌ی پذیرفتنی از گروه طالبان در ارگ ریاست‏‌جمهوری وجود دارد که می‏‌کوشد تا جنگ هلمند را هم به بیرون از دایره‏‌ی طالبان نسبت بدهد و یک‌سره، خارجی‏‌ها را متهم می‏کند که علیه مردم افغانستان می‏‌جنگند و نه گروه طالبان!

اگر این ادعا درست باشد که از یکسو حکومت حامد کرزی، قصد شفاف‏‌سازی چهره‏‌ی طالب را داشته باشد و از سوی دیگر پاکستانی‏‌ها با اعمال زور و تحمیل جنگ برای محکم کردن قدرت وجایگاه سیاسی این گروه تلاش ورزند، این گمانه بیشتر تقویت خواهد شد که در این وضعیت نابسامان سیاسی و انتخاباتی، زمینه برای ورود و دخیل ساختن مخالفان در قدرت سیاسی آینده به شدت در جریان است و احتمال اینکه نبرد هلمند، نبرد برای مشارکت در حکومت آینده باشد، چندان دور از تصور نخواهد بود.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده