جهان جای امنی برای زنان نیست

از عکس‏‌هایی که درسایت بی‏‌بی‏‌سی از خشونت علیه زنان از شمال عراق گرفته تا دختری که در بغلان افغانستان اعدام شد و از زنانی که سی سال در لندن یکی از پیشرفته‏‌ترین پایتخت‏‌های جهان در اسارت و بردگی به سر بردند و از دختر خردسال افغان که در هند مورد تجاوز قرار گرفت و از زن گم‌نامی که شوهرش قاتل است و از ترس کشته شدن مخفیانه به سر می‏برد و تا ده‏‌ها و هزارها مورد که هیچ گاه پرده از روی درد آن‏ها برداشته نمی‏‌شود می‏توان تا حد زیادی به این واقعیت تلخ و تکان‏دهنده دست یافت که جهان با این همه پیشرفت برای زنان جای امنی هنوز به شمار نمی‏‌رود.

خشونتی که پایان ندارد. خشونتی که دامن‏‌گیرهمه می‏شود. خشونتی که پایه‏‌های انسانیت را به لرزه در می‏‌آورد. خشونتی که به نظر می‏‌آید نباید در عصری نوین و عصری پر از گفتمان‏‌های راه‏‌گشا و منطقی و عصری پر از خرد‏ورزی‏‌های روشنفکرانه جایی داشته باشد. عصری که سیاست تمام زور خود را می‏زند تا زن در امن باشد که نمی‏‌باشد. اما چرا خشونتی ویران‏‌کننده و حیرت‏‌آور سر می‏زند که عاطفه، عقل و دوراندیشی انسان را زیر منگه می‏برد؟

به نظر می‏‌آید سیاست منع خشونت علیه زنان تحریک‏‌کننده باشد. سیاستی که حق را به زن می‏دهد اما زنان در شرایطی قرار ندارند تا از آن حق بهره‏‌مند شوند. دستِ‏‌کم در افغانستان شرایط بهره‏‌مندی از حقوق به دلیل فساد گسترده اداری، معافیت مجرمان وعاملان خشونت از مجازات، نبود حمایت‏‌های قانونی که در عمل هم پیاده شوند و باورها و دیدگاه‏‌های برتری طلبانه‏‌ی مردانه فراهم نیست.

بنابرین قانون منع خشونت که وزارت زنان برای اجرایی شدن آن بسیار اهتمام به خرج داده اما نتیجه‏‌ی مناسبی نداشته و سنگ آن را همواره به سینه‏‌ی خود می‏زند تا از تصویب پارلمان هم بگذرد و تا اکنون فقط به عنوان یک فرمان تقنینی نافذ بوده است. تا شرایط از دورن خانواده تغییر نخورد، این قانون سندی خواهد بود در حد یک سند و نه بیشتر: قانونی که روی طاقچه‏‌های ادارات و نهادها خاک خواهد خورد و کسی به آن اعتنایی هم نخواهد کرد چنان چه که اکنون ما شاهد چنین نمایشی هستیم .

با آن که تمرکز کاری وزارت زنان بر کاهش خشونت‏‌ها علیه زنان بوده و برنامه‏‌ی ده ساله ملی هم در این راستا گویا برای خود ساخته است تا بتواند در قالب آن برنامه و پالیسی‏‌های خود را پیش ببرد، برنامه‏‌ی ملی ده ساله‏‌ای که در تمام برنامه‏‌ها و نشست‏‌های خبری خود از آن یاد می‏کند اما چنانچه که از عملکرد این وزارت دیده می‏‌شود و واقعیت‏‌های تلخ خشونت‏‌آمیزی که هر روز از گوشه و کنار کشور بروز می‏کنند نشانی از عدم تاثیر گذاری پالیسی‏‌ها و طرح‏‌های این وزارت است.

هر چند نمی‏‌توان فقط از یک وزارت که در آن افراد بیشتر بر اساس کار و شایستگی و کفایت و لیاقت نیامده اند انتطار داشت در سطح ملی راهگشایی‏‌های ملی و فراگیر کاری انجام داده بتواند. وقتی بودجه از خزانه دریافت می‏کند باید کارکرد اثرگذارتری ارایه دهد. اما به نظر می‏آید این وزرات به درد انجام کارهای نمادین و تشریفاتی بیشتر می‏خورد تا انجام کارهای پایدار و کارهایی که بخشی از مشکلات زنان این کشور را حل کند.

تا در جامعه برابری و رفاه و آگاهی که پیش‏‌زمینه‏‌های کاهش خشونت می‏‌باشند مهیا نگردد و تا زمانی که مردان با کارهای ناشیانه و پروژه‏‌ای نهادهای دفاعی که یک‏‌جانبه قضایا را پوشش می‏دهند، تحریک شوند و تا زمانی که دید جمعی مردم به زنان دید لعبت و مال و شی قابل تملک باشد و تا زمانی که به جای حاکمیت قانون، زورمندان حاکمیت بی‏‌چون و چرای خود را مستولی کرده باشند چگونه می‏توان کاهش و یا محو خشونت علیه زنان را انتظار داشت؟

با دیدن عکس‏‌های زنانی که در شمال عراق از خشونت‏‌ها رنج می‏‌برند بسیار متاثر شدم و گریستم. تجاوز، قطع اعضا و محرومیت از آزادی غول‏‌های بی‏‌شاخ و دمی در نظرم مجسم گردید، غول‏‌هایی که در هر جایی از این کره خاکی زیر پوست هر کسی ممکن است یافت شود.

یادم آمد که چنین وقایعی در کشور ما رخ داده است: بینی دختری بریده شد و انگشت پای زنی در هرات قطع شد. سحر گل شش ماه در اسارت و بردگی همراه با اعمال شاقه‏‌ای که در توان جسم نحیفش نبود به سر برد. زنی در محکمه‏‌ی صحرایی سنگسار شد و اخیراً یک دختر در بغلان با حکم شورای قومی به دار آویخته گردید.

رویدادهای تکان‏دهنده‏‌ای که بیخ گوشم رخ داده اند و ما ازکنار آن‏ها با آه و حسرت گذشته ایم. همین وبس.

اگر محاکم و نهادهای عدلی و قضایی به دور از تعصبات و اندیشه‏‌های متحجرانه به کار خود بپردازند و به شکل درست و عادلانه به دادخواهی‏‌ها رسیدگی کنند و به شکل منظم به حقوق زن و مرد باورمندی وجود داشته باشد جرایم و خشونت‏‌ها در جامعه کم خواهد شد و اما اگر به همه چیز به دید بازاری و سطحی و از روی غرض و مرض آلوده به سنت‏‌های ناپسند قضاوت و داوری صورت گیرد، ما نمی‏‌توانیم جامعه‏‌ای داشته باشیم که در آن حقی به حق‏دار رسیده است و حقی ضایع نگردیده است.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده